اطلاعات کلی خبر
عنوان خبر : یادی از یک فیلسوف موسیقیایی
کد خبر : ۹۴۰۹
تعداد بازدید : ۲۹۷
متن کامل خبر

شیرازنوین- سید محی الدین حسینی ارسنجانی Arsanjani.moiin@gmail.com آنان که اشرافی بر موسیقی معاصر ایران دارند خوب می‌دانند که چند ایرانی ارمنی‌تبار در موسیقی عصر و زمانه ما تأثیرگذار بودند. یکی از آنان، زنده‌یاد استاد امانوئل ملیک اصلانیان دانشمند متخلق به اخلاق و فیلسوف زمانه هم‌روزگار با ما بود که به انجام شاهکارهای بزرگ موسیقی در ایران و اروپا همت گمارد. او شخصیت برجسته‌ای در حوزه موسیقی بود و بسياری از موسيقی‌دانان طراز اول ايرانی را پرورش و آموزش داد. وی از سن ۱۰سالگی نواختن پیانو را نزد خانم آماتونی، از معلمان موسیقی در تبریز که تحصیل‌کرده سوئیس بود، آغاز کرد.مدتی به اروپا رفته، سپس به ایران بازگشت و استاد موسیقی دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی شد. امانوئل مليک اصلانيان بدون شک از مهم‌ترین آهنگسازان و نوازندگان پیانو در تاریخ معاصر ایران بود که با وجود شهرتش در میان طرفداران موسیقی کلاسیک غربی در ایران، در میان نخبگان فرهنگی و هنری ایران چندان شناخته شده نیست. بخشی از این ناشناختگی به روش فکری این هنرمند برمی‌گردد. او موسیقی را وسیله‌‌ای برای خودشناسی می‌‌دانست نه برای نمایش مهارت. او معتقد بود کار یک نوازنده فقط انتقال نت‌‌های اثر خلق‌ شده به ساز نیست، بلکه او باید چنان با قطعه یکی شود که گویا خود آن را ساخته است و می‌گفت: «من به یاری این وسیله قصد خودسازی دارم. موسیقی فتوکپی‌‌هایی است که باید مرا به اصل برساند. من به وسیله قطعه‌‌ای از باخ و بتهوون می‌‌خواهم به ریشه خودم برسم... هنوز در موسیقی کسی راه عرفانی نرفته است؛ در حالی که در ادبیات بسیارند کسانی که از این طریق به هدف رسیده‌‌اند. مولوی، حافظ، گوته و شیلر بیشترین تأثیر را در رسیدن من به هدف داشته‌‌اند». ملیک اصلانیان در زمینه نوازندگی پیانو هم دارای اندیشه‌‌ای منحصر به فرد بود. روش او در تمرین آثار نیز متفاوت بود. او می‌‌گوید: «وقتی روی قطعه‌‌ای کار می‌‌کنم، تا زمانی که مطمئن نشوم همه زوایای آن را بی‌‌واسطه و بدون کوچکترین شکی می‌‌شناسم، آن را به معرض نمایش نمی‌‌گذارم. برای این کار ابتدا نت‌‌ها را روی شاسی‌‌های پیانو منتقل می‌‌کنم، سپس آن شاسی‌ها را با وجود خود یکی می‌‌کنم. این تمرین را تا مرحله‌‌ای ادامه می‌‌دهم که گویی قطعه را خود ساخته‌‌ام.» امانوئل ملیک اصلانیان علاوه بر شناخت موسیقی کلاسیک غربی، به موسیقی ایرانی هم توجه داشت و پس از بازگشت به ایران با بزرگترین موسیقیدان‌‌های سنتی ایرانی به خصوص ابوالحسن صبا در ارتباط بود. او به این واسطه با ردیف‌ها و دستگاه‌‌های ایرانی آشنا شد که نتیجه آن، تصنیف قطعاتی بر مبنای موسیقی ایرانی چه برای پیانو و چه در سطح ارکستر بود. وی در دستگاه‌های چهارگاه و همایون تحقیق کرده‌ و به ایران که برگشت پیش ابوالحسن صبا رفت و چیزهای بسیاری از او یاد گرفت. تحقیقات او در موسیقی ایرانی بسیار معروف است. در هر حال در تیرماه 1382 ما شاهد از دست رفتن کسی بودیم که جمیع محاسن انسانی را در خود داشت، او پیشکسوت موسیقی کلاسیک ایران بود. انسانی بود فاضل، عارف و پیانیستی بزرگ و آهنگ‌سازی منحصر به فرد. دیدگاه‌های او نسبت به موسیقی فراتر از معیارهای شناخته شده بود. او اولین ایرانی‌ای بود که در خارج از ایران، در آلمان و اتریش، یعنی در موطن آهنگ‌سازان بزرگ، آثار آنها را به اجرا گذاشت. در آن زمان منتقدین موسیقی با تحسین و شگفتی از این رسیتال‌ها نام برده‌اند. او اولین ایرانی بود که در 71سال قبل یعنی در 17سالگی، یک اثر مدرن پلی تنال به یاد راخمانینف برای پیانو نوشت و چون شیفتۀ مشرق زمین نیز بود، سازهای ایرانی شامل تار، سنتور و تنبک را در یکی از قطعات خود وارد ارکستر سمفونیک نمود. آثار ارکستری او عبارت‌اند از: بورسک (شوخی)؛ آندانته (همراه با تار سنتور و تنبک)؛ سپیده (اوراتوریو)؛ دیالوگ (گفتگو برای پیانو و ارکستر)؛ سیکستت (برای شش ساز)؛ افسانه آفرینش (باله)؛ گلبانگ (همراه گروه کُر و شعر) و دیورتی منتو (برای ارکستر سازهای زهی). غیر از قطعه آخر، تمام آثار یادشده به وسیله ارکستر سمفونیک تهران اجرا شده است. ملیک اصلانیان در طی زندگی پربار خود سه نسل نوازنده تربیت نمود و 5بار نشان هنری دریافت کرد. آخرین مدرک تحصیلی او معادل درجه دکترا بود؛ ولی او هرگز اسمی از این افتخارات دنیوی نمی‌برد. یادش گرامی باد.