[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۲۸
  • دوره جدید

مریم دانش‌فرد ، روزنامه شیراز نوین

دِلُم پوسید  

غصه می‌خوردم که چِرُ بیکارم 
تو منگنه هَسَّم و تو فشارم 
اِنگو دَرُی دنیا به روم بَسه هِه 
چیش می‌دوزم تو هر چیشی خَسِّه هِه 
هر جا میرم به تِتِ پِتِه می‌یُفتم 
هَمِّه می‌گن که دَسّ و پا چُلُفتَم 
گُشنه و عَلاف تو کوچا می‌پِلکَم 
تا که بَرَم جو بشه کاری بَلکَم 
آرزو مونده به دِلُم رخت نو 
لِف می‌کِشم تکه‌ی نونی تو خُو 
دیدم که یِی وَرُم نشِسِّه هیکّی 
اِی بُوُ خواسَّم نزنم یه جیکّی 
واللو پَلَم اَی که خاموش بومونَم 
شبنمِ فِق فِق می‌چکه رو گُونَم 
یُخچِه‌ی غِّه رو کولُم تا کِردم 
جِلدی بَرَش سفره‌ی دل وا کِردم 
گفتمش آقو در اومد دَمارُم 
از گِرِنُی خِفتیِ روزگارُم 
چیریک زدم هِی او سرش تکون داد 
مَی دیگه یِی ریز او بهم اَمون داد 
گُف که گوشِت چه خوابِ به مولا علی 
نه زن داری نه یِی بچه‌ی فسقلی 
دو جُ و سه جُ کار می‌کنم بی‌عارم 
جنازمِ شب تو خونه می‌یارم 
اسمشه ئی که من سر کار میرم 
با یِی دل از غصه تَلَمبار میرم 
از بِه تو فکرم پَکَرَم، در هَمَم 
بِخیالشون همِّه علی بی‌غمم
جَلدی تا میمون میرسه یه ایلی 
رو دوت لُپُم گُلی می‌کنم با سیلی 
بَچَم می‌خواد دُشتِه باشه عروسک 
می‌گیره از گشنگی هِی دل ریسَک 
زنُم منِ بَزِ پیرارسال می‌خواد 
جوجه فُکُلی، شاد و قِرِشمال می‌خواد 
خرجی اَزُم میخوان، می‌گم من کَرَم 
هِرِّه میدم میگم گُلی پَرپَرَم 
می‌لُمبونیم یِی نون بخور نمیر 
کُمپِلِه هستیم توی ذلت اسیر 
دَخلو به خرجو نمی‌رسِّه مدام 
از کُدُمِش بَرَت بِگم اُی کاکام 
مَشتی به کَلَّش زد و هی میزد هُو 
گُروختم از دردِ دِلِش من بُدُو 
درد خودُم پر زد و جَلدی گروخت 
دِلُم پوسید چِرزید و از غصه سوخت


واژه‌شناسی

مَنگِنِه: فشار
اِنگو: انگار 
تِتِ پِتِه: لکنت زبان 
دسّ و پا چُلُفته: بی‌عرضه و بی دست و پا 
می‌پِلکَم: پرسه می‌زنم 
بَلکَم: بلکه هم 
لِف: لقمه پیچیدن و خوردن به صورت نامطلوب
خُو: خواب 
یِی وَر: یک طرف
هیکّی: شخصی
اِی بُوُ: ای بابا
یه جیکّی: یک صدایی 
پَلَم: نادان و کم‌عقل
فِق فِق: گریه
بُخچِه: دستمال چهارگوشی است که برای پیچیدن لباس و غیره به کار می‌رود. 
کول: شانه 
جَلدی: سریع
گِرِنُی خِفتی: گره های کور و ناگشودنی 
چیریک: گریه و زاری شدید همراه با جیغ و داد
تَلَمبار: جمع شده
اَزبِه: از بس 
گُلی: سرخ 
دل ریسَک: دل ضعفه ناشی از گرسنگی
بَزِ: بهتر از 
قِرِشمال: قرتی 
هِرهِّ دادن: خندیدن
پوسید: پلاسیده شد، پژمرده شد
چِرزید: سوخت

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی