[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۲۸
  • دوره جدید

کافه کتاب- فاطمه قاسمی پور، روزنامه شیراز نوین


دلبند عزیزترینم (نامه‌های آنتوان چخوف و اولگا کنیپر)
 

مترجم: احمد پوری، نیماژ: ۱۳۹۴ 
از چخوف به کنیپر
چرا آن‌قدر روحیه‌تان ضعیف شده است؟ چرا؟ شما زنده‌اید،‌ کار می‌کنید، امید و آرزو دارید، می‌نوشید. دیگر چه می‌خواهید؟ در مورد من مسئله فرق می‌کند. من از خاک خود ریشه‌کن شده‌ام. زندگی ندارم، نمی‌نوشم. با اینکه خیلی دلم می‌خواهد این کار را بکنم. هیاهو و سروصدا را دوست دارم که اینجا از آن خبری نیست. من مثل یک درخت پیوندی هستم با یک سوال: آیا ریشه خواهم داد یا خواهم خشکید؟
کنیپر؛10اوت؛ مسکو
نشستم، میزم را مرتب کردم، عکس تو را بیرون آوردم. مدت درازی نگاهش کردم. به طرز وحشتناکی در درون احساس شادی کردم... این است که خواستم باز برایت نامه بنویسم.
به مهم‌ترین سوال بپردازم: تو کی می‌آیی؟ باید بیایی. بی‌رحمی محض است که تمام زمستان از هم جدا باشیم. می‌توانم دیدارت را تصور کنم. صورتت را می‌بینم، لبخندت را، می‌توانم اولین کلماتت را بشنوم. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی