[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۹
  • دوره جدید

فلسفه آموزش و تدریس‌، روزنامه شیراز نوین

همه جوامع انسانی گذشته و حال، علاقه ویژه‌ای به آموزش داشته‌اند و برخی محققان گفته‌اند تعلیم  یکی از فعالیت‌های آموزشی است و دومین حرفه کُهن است. همه جوامع برای پشتیبانی از فعالیت‌ها و نهادهای آموزشی منابع کافی اختصاص نمی‌دهند، اما دست‌کم به نقش محوری آنها معترف‌اند که دلایلش هم معلوم است، چون اولاً معلوم است بچه‌ها وقتی به دنیا می‌آیند بی‌سواد و بی‌دانش هستند و از هنجارها و دستاوردهای فرهنگی جمع یا جامعه‌ای که از آن سر درآورده‌اند هیچ نمی‌دانند؛ اما به کمک آموزگاران، معلمان غیرحرفه ایشان در خانواده و محیط پیرامونشان و نیز به کمک منابع آموزشی که رسانه‌ها و اکنون اینترنت فراهم کرده، ظرف چند سال می‌توانند بخوانند، بنویسند، حساب کنند و دست‌کم در بیشتر موارد به گونه‌ای فرهنگ‌پسند رفتار کنند. برخی افراد این مهارت‌ها را آسان‌تر از دیگران فرامی‌گیرند و بنابراین آموزش به عنوان سازوکار طبقه‌بندی اجتماعی عمل می‌کند و بی‌شک اثر عمده‌ای بر سرنوشت اقتصادی فرد دارد. به بیان چکیده‌تر، در حالت ایدئال آموزش افراد را به مهارت‌ها و دانش قابل توجهی مجهز می‌کند که به آنها مجال می‌دهد اهداف خودشان را تعریف و دنبال کنند و نیز به آنها مجال می‌دهد همچون شهروندانی بالغ و مستقل زندگی اجتماعی را آغاز کنند. ما بیان مطلب به صورت بالا بسیار فردگرایانه است. بهتر است از منظری اجتماعی نیز به موضوع نگاه کنیم، زیرا نگرشمان را کمی تغییر می‌دهد. این منظر اجتماعی به ما نشان می‌دهد در جوامع تکثرگرا مثل مردم سالاری‌های غربی، گروه‌هایی هستند که مشتاقانه از رشد افراد مستقل حمایت نمی‌کنند، زیرا چنین افرادی می‌توانند با تفکر مستقل و زیر سوال بردن هنجارها و باورهای جمعی یک گروه را از درون ضعیف کنند. از منظر گروه‌هایی که بقایشان از این طریق به خطر می‌افتد، آموزش رسمی کشور لزوماً چیز مطلوبی نیست، اما به انحای دیگر حتی این گروه‌ها هم برای بقایشان به فرآیندهای آموزشی وابسته هستند، همان‌طور که جوامع بزرگ‌تر و ملت دولت‌هایی که گروه‌های مذکور جزوشان هستند، چنین‌اند؛ زیرا همان‌گونه که جان دیویی در فصل آغازین کتاب مردم‌سالاری و آموزش (۱۹۱۶) می‌گوید، آموزش به گسترده‌ترین معنی، وسیله تداوم اجتماعی حیات است. دیویی خاطرنشان می‌کند «واقعیت‌های ناگزیر اولیه تولد و مرگ هریک از اعضا در گروه اجتماعی» آموزش را ضروری می‌کند، زیرا علی‌رغم این ناگزیری زیستی حیات گروه ادامه می‌یابد. اهمیت خطیر اجتماعیِ آموزش را این واقعیت نیز تأکید می‌کند که وقتی بحرانی جامعه را به لرزه درمی‌آورد، تصور بر این است که این نشانه فروپاشی آموزش است و آموزش و آموزگاران مقصر دانسته می شوند.
لیلا فهندژسعدی، آموزگار پایه پنجم دبستان رودکی۱، ناحیه یک شیراز

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی