[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۷
  • دوره جدید

خبرنگاران باید جدی گرفته شوند، روزنامه شیراز نوین

خبرنگاران باید جدی گرفته شوند

محمدتقی زرین‌چنگ

با نهایت افتخار روز خبرنگار یا بهتر بگوییم هفته خبرنگار را به همکاران بسیار گرامی‌ام در روزنامه شیرازنوین و همچنین صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول محترم این نشریه، جناب آقای دکتر ضرغام صادقی تبریک عرض نموده و از خداوند بزرگ توفیقات شما همکاران بسیار ارجمند را خواستارم. خبرنگاران یا به تعبیری این سربازان جبهه اطلاع‌رسانی و همچنین عکاسان خبری و به طور کلی دست‌اندرکاران رسانه‌ها، افرادی بی‌ادعا و قانع هستند و در طول فعالیت‌های ثمربخش خود، ثابت کرده‌اند توقع زیاد و غیرقابل قبولی از هیچ ارگان و سازمانی ندارند. خبرنگاران و عکاسان خبری با توجه به وظیفه سنگین خود در زمینه حضور به‌موقع در جلسات و دیگر رویدادها و همچنین انعکاس به‌موقع و بی‌طرفانه رویدادهای استانی و کشور، بی‌توقعی خود را به دفعات ثابت کرده‌اند. ولی برخی از خواسته‌های این عزیزان سخت‌کوش و پرتوان، توقعاتی است که می‌توان گفت واقعاً مطالبات اساسی این گروه حاضر در صحنه و آماده به خدمت است که از آن جمله، می‌توان به بیمه کامل خبرنگاران و عکاسان خبری، ایجاد وسایل رفاهی درمورد تردد آسان در سطح شهر به خاطر حضور در جلسات یا در حقیقت، همکاری بیشتر پلیس با آنان و در یک کلام، جدی گرفته شدن فعالیت این عزیزان است. البته در بیشتر رسانه‌های ما به این مسائل توجه جدی شده و در برخی دیگر از رسانه‌ها این امر در حال اجراست. رسم بر این بوده است که هر سال در روز یا هفته خبرنگار، مسئولان در جلساتی که به منظور تجلیل از خبرنگاران برگزار می‌شود وعده و وعیدهایی می‌دهند که صدالبته این وعده‌ها همزمان با اتمام روز و هفته خبرنگار رنگ باخته و عزیزان همیشه حاضر در صحنه‌ای که 365روز می‌شنیدند و می‌نوشتند، مایل هستند آنها یک روز در سال شنیده و نوشته شوند و «جدی گرفته شوند». البته خانه مطبوعات فارس در دوره جدید با نگاهی تازه به مسائل نگاه کرده و خواهد پرداخت و گفته‌ها و وعده‌های مسئولان در زمینه امنیت شغلی خبرنگاران، بیمه آنان و دیگر مسائل رفاهی را با دقت زیاد دنبال خواهند کرد. ولی از ذکر این نکته ناگزیرم که در آغاز این هفته شکوهمند، از کلیه مسئولان و مدیران سازمان‌ها و نهادها و متولیان امور فرهنگی استان، فروتنانه تقاضا کنیم که وعده‌های آنان منحصر به سخنرانی در مراسم هفته خبرنگار نباشد و سخنان آنان، حداقل دارای یک ضامن اجرایی به همراه داشته باشد. در هفته خبرنگار با یادآوری فداکاری‌های شهید صارمی‌نژاد و دیگر خبرنگاران و عکاسان شهید در عرصه اطلاع‌رسانی و ضمن تجلیل از مقام شامخ این عزیزان، از خداوند بزرگ آرزو دارم به کلیه دست‌اندرکاران رسانه‌ها اعم از مکتوب، شنیداری و گفتاری توفیق عنایت کند تا بتوانند در انجام وظیفه خود که همانا خدمت به مردم و پاسخگویی به مطالبات آنان در زمینه اطلاع‌رسانی شفاف و انعکاس رویدادها و مسائل حوزه عمل خود موفق و مؤید باشند. عزیزانی که پابه‌پای نیروی انتظامی و گروه‌های امدادی در مسائل حادثه‌ای و همچنین دوشادوش مسئولان در سمینارها و جلسات گوناگون، به وظیفه خطیر خود عمل می‌کنند و البته به خاطر جبران این زحمات، امیدواریم مسائل رفاهی آنان از سوی سازمان‌های مسئول با نگاهی عمیق‌تر و عملی‌تر مورد توجه قرار گیرد.
 

تفاوت خبرنگار در مفهوم عامیانه و خبرنگار حرفه‌ای

مجتبی دورودی

شاید بیراه نباشد اگر بگوییم تمامی مردمان جهان به نوعی خبرنگار هستند. به‌گونه‌ای که با جرأت می‌توان گفت: «نخستین انسان، نخستین خبرنگار هم بوده است»؛ چرا که تبادل خبر، اصل اول گفتگوی انسان‌ها بوده و هست. همان‌گونه که بشر از عهد حجر تا امروز در طی هزاره‌ها روی به پیشرفت و مدنیت نهاد؛ شیوه‌ تبادل خبر هم گسترش یافت. انسان عصر حجر که با افروختن آتش در شب و دود در روز پیامی را به همنوعان خود مخابره می‌کرد؛ درست همان‌کاری را می‌کرد که بعدتر از او چاپارها و پیک‌ها با رساندن نامه‌ها و اخبار تا دوردست‌ها انجام می‌دادند. خبر، گاهی از کل به جزء صادر می‌شد (مانند فرمان‌های فرمانروایان) و گاهی برعکس، از جزء راه کل در پیش می‌گرفت. خصیصه‌ای که همچنان در جوامع بشری دیده می‌شود. با این حال، قطعاً تمامی افراد کنونی بشر نیز خود به نوعی، یک خبرنگار به‌شمار می‌روند. دنیای ارتباطات امروز این تعریف را اثبات می‌کند. اما خبرنگار یا ژورنالیست حرفه‌ای در مفهوم امروزی آن، به قشر یا طبقه‌ای از افراد جامعه گفته می‌شود که علاوه بر نقل و انتقال خبر، ‌باید ویژگی‌های دیگری هم داشته باشند و بسته به اینکه حوزه‌ تخصصی یک خبرنگار چه باشد، معنی و مفهوم می‌یابد. در دنیای امروز به ویژه در کشورهای پیشرفته پیشه‌ خبرنگاری، بستری کاملاً تخصصی و حرفه‌ای است که مفهوم آن با خبرنگار در معنی عام آن که در سطور بالا بیان شد، تفاوت دارد. در این راستا می‌توان در هر حوزه ویژگی‌هایی را عنوان کرد که خبرنگاران حرفه‌ای دارا هستند. خبرنگار خطر می‌کند، خبرنگار یک تحلیل‌گر حرفه‌ای است، خبرنگار یک پژوهشگر حرفه‌ای است، خبرنگار یک اقتصاددان، تاریخ‌دان، جامعه‌شناس، روانشناس، ورزشکار و... است و اینگونه است که شاهد پیشرفت‌های چشمگیر برخی از منابع خبری هستیم. از سوی دیگر، رشد و تعالی کلام منابع خبری، خود خبر از ارتقای فرهنگی جامعه می‌دهد؛ اما مهم‌ترین خصیصه‌ای که به نظر نگارنده در خبرنگار ‌باید وجود داشته باشد، این است که در هر حوزه تخصصی: «خبرنگار وجدان بیدار جامعه باشد». 

خطر سقوط شرافت

میثم محجوبی

امان از روزی که خبرنگاری استقلالش را از دست بدهد. مشکلات مالی از یک طرف و وسوسه‌های مالی از چندین طرف می‌توانند او را در منگنه‌ای قرار دهند که رهایی از آن، کار هر کسی نیست و اگرنتواند خود را از این وضعیت رها کند، عملاً از حلقه خبرنگاران خارج خواهد شد. حالا فقط نام خبرنگار را با خود حمل می‌کند و دیگر هیچ. درست مقابل آن چیزی قرار گرفته که در ابتدای کار رویای رسیدن به آن را داشت. کسی که قرار بود یار و یشتیبان و چشم و گوش و زبان هموطن و همشهری‌اش باشد، حالا از همان ابزار در جهت عکس استفاده می‌کند و به تهدیدی جدی برای جامعه خود تبدیل شده. از این جهت می‌توان گفت خبرنگاری یکی از حساس‌ترین شغل‌های دنیاست. یک سستی کوچک می‌تواند از «خادم ملت» به «خائن به ملت» تبدیلش کند. کافی است جمله‌ای به ناحق از قلمش جاری شود یا از نوشتن یک جمله به‌حق خودداری کند تا گامی در جهت خیانت در امانت بردارد. از طرفی، همواره در معرض خشم و غضب افراد مختلف قرار دارد. در حقیقت، او فقط در دو صورت می‌تواند از خشم و ناراحتی دیگران در امان باشد. اول اینکه بخواهد کاملاً خنثی و بی‌خاصیت عمل کند (که باز هم شرط اول خبرنگار بودن را از دست می‌دهد) و دیگر اینکه در جامعه‌ای زندگی کند که در آن، هیچ مشکل و بی‌عدالتی وجود ندارد. در غیر این دو صورت، او خواسته یا ناخواسته مورد غضب عده‌ای قرار خواهد گرفت که این مسئله در ادامه می‌تواند خطراتی برایش ایجاد کند و حتی به حذف او بینجامد. بنابراین، خبرنگاری سالم را می‌توان به عنوان یکی از مشاغل خطرناک هم نام برد. در عین حال، خبرنگار سالم می‌تواند جزو اقشار مظلوم جامعه هم باشد. او اگر نخواهد از راه فروش قلم به پول برسد، احتمالاً مجبور است برای تأمین مخارج زندگی به شغل دوم و سوم هم فکر کند که در آن صورت هم عملاً نمی‌تواند وظایف اصلی خود را به بهترین نحو انجام دهد. خبرنگار خوب همواره در معرض یک خطر بسیار جدی دیگر هم قرار دارد؛ خطر خدشه‌دار شدن شرافت! یک اشتباه او می‌تواند مساوی با در خطر افتادن آبرو و حیثیت انسانی بی‌گناه باشد. اشتباهی جبران‌ناپذیر یا دست‌کم «سخت قابل جبران!»  با توجه به همین چند مورد مختصر، می‌توان «خبرنگاری سالم» را یکی از شریف‌ترین و سخت‌ترین مشاغل دنیا محسوب کرد و دست خبرنگار شریف را به گرمی فشرد و روزش را از صمیم قلب به او تبریک گفت.

به بهانه روز خبرنگار 
خبر، هویت رخدادها در زمان و مکان

عبدالرضا حیدری اردکانی

جامعه‌ای می‌تواند مدعی پیشرفت و توسعه در همه ابعاد باشد که مطبوعات و رسانه‌هایش پویا، منتقد و آگاهی‌بخش باشند. تاریخ جوامع ثابت کرده است هرکجا اقتصادی پویاتر و مردمانی شاداب‌تر دارند، رسانه‌هایی بس قوی و پویاتر دارند. این حق مردم است که بدانند تا  قدرت تصمیم‌گیری، شناخت، تجزیه و تحلیل و انتخاب داشته باشند. گردش آزاد اطلاعات، جامعه را از تک‌صدایی و تک‌گویی نجات می‌دهد و این یعنی مردم‌سالار بودن آن جامعه. مردم برای مردم یا دموکراسی اصولی دارد که یکی از ارکان مهم آن، رسانه‌ها و مطبوعات هستند. طلایه‌داران این رسالت خطیر، خبرنگاران و فعالان حوزه رسانه هستند که در رشد جامعه‌ای آگاه نقش اساسی ایفا می‌کنند. چه این خادمان عرصه خبر در مطبوعات و رسانه‌های الکترونیک قدم و قلم بزنند و چه دنیایی که مجازی می‌خوانندش. در هر صفحه‌ای و سایت و کانالی که خبری تولید شود و اصل آن بر واقعیت و شفافیت و راستی باشد، مقدس است و ارزشمند. خبرنگاران به عنوان بخش پویای یک جامعه مردم‌سالار، سفیرانی هستند که با تلاش و تعهد، فرصت دانستن را برای مردم به ارمغان می‌آورند. مقصد مقدس خبر و خبرنگار، از وادی حقیقت و دریای صداقت می‌گذرد و برای رسیدن به آن، گوهر گران‌بهای ازخودگذشتگی می‌طلبد. خبر، چون آب حیات در رگ‌های جامعه در حرکت است و اکسیژن دانایی را به همه سلول‌های جسم و جان می‌رساند. اگرچه هر روز روز خبرنگار است و خبر در لحظه متولد می‌شود و بلوغ پیدا می‌کند، اما مردادماه تقویم‌ها، افتخار میزبانی ازروز خبرنگار را دارند. هفدهمین روز مردادماه، برگ طلایی تقویم خبرنگاری به خون شهید صارمی نقش شده است تا یادمانی ماندگار با خون سرخ خبرنگاری از جنس آیینه، هرساله آبیاری شود. خبرنگاری، شغلی است که پایداری در آن همتی مردانه می‌خواهد و صبری مادرانه. خبرنگاری که دغدغه‌هایش، راه علایقش را گاهی سد می‌کند، گاهی خسته‌اش می‌کند و گاهی پشیمان. دغدغه‌های خبرنگاران از جنس دردهای مردم است. از جنس همه مردمانی که هر روز برای رساندن خبر تازه‌ترین رخدادها تلاش می‌کنند. اما چقدر از آن‌سوی یک خبر، خبر داریم. چقدر خبر داریم خبرنگاران با چه مصائب و مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند. همچون نانوایی که در سپیده‌دم، آتش شراره تنورش دستش را می‌سوزاند تا به مشتریان نان گرم و دلچسب سوغات دهد، کار خبرنگاران هم با آتش و با سردی همراه است تا محصول خون جگرخوردن‌ها، به دل بنشیند. هر رخدادی بدون تبدیل شدن به خبر هویت ندارد و این تبدیل شدن است که برای آن رخداد شناسنامه می‌شود. این خبرنگاران هستند که با انعکاس جریانات مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به آن شخصیت می‌دهند و شناسنامه برایش صادر می‌کنند. در هر زمان و مکانی، هر رویدادی که شکل گیرد با تبدیل به خبرشدن و خبردار شدن از آن است که در تاریخ اطلاع‌رسانی ماندگار شود. روز خبرنگار شاید روزی است که مدیران یاد خبرنگاران می‌افتند و درب اتاق‌هایشان را برای چند ساعت هم که شده برای یک کنفرانس خبری باز می‌کنند. روز خبرنگار شاید روزی است که همه از بیمه و مسکن و حقوق و... خبرنگاران سخن می‌گویند. روز خبرنگار شاید روزی باشد که برای چند ساعت لااقل گوش‌ها شنواتر و دیده‌ها بیناتر شود تا ظرفیت نقد نیز بالاتر رود. اما روز تو، تویی که با دوربین و قلم و کاغذت دربه‌در خبر هستی، روزی است که جامعه را لبریز آگاهی و اعتماد و امنیت می‌کنی و آن روز شاید هر روز تقویم باشد. باید دید، باید چشم‌ها را بازتر کرد و نگاه‌ها را شست تا قدر و منزلت خبرنگار در جامعه را بهتر شناخت. بازتاب یک معضل و مشکل و نقص در قالب یک خبر، اولین گام برای شناساندن آن و تلاش برای رفع و پاسخگویی آن است. مسئولینی که مشکلات حوزه مدیریتی خود را در قالب یک خبر می‌بینند و می‌شنوند، واکنشی سریع‌تر و حساس‌تر خواهند داشت؛ زیرا نقص موجود حالا رسانه‌ای شده است و باید کاری کرد. اگرچه هم مسئولانی هستند که به جای پاسخگویی، به توجیه و تفسیر روی می‌آورند و تلاش در پاک کردن صورت مسئله دارند، اما این مورد هم تأثیر خود را در باطن امر گذاشته است. یک خبر گاهی توانسته است معضلی را ریشه‌کن کند و این خدمتی بزرگ به مردم جامعه است. به عنوان مثال، مسکن و رونق و رکودش این روزها پای ثابت تیترها و ستون‌های خبری است. مسکن، مشکل همه جوانان است و خبرنگاران و خانواده‌ها و مردمی که حقوقشان تا نصف برج هم دوام ندارد، این خبر را هر روز نشر می‌دهند و مسئولین می‌شنوند. امید به خانه‌دار شدن وقتی اتفاق می‌افتد که دست زیاده‌خواهی و طمع شیرینی سودهای کلان که مورد تردید و اعتراض مراجع تقلید هم هست، از وام‌های مسکن حذف شود. گاهی گوش شنیدن هست، اما گوش‌های دیگری هم نیاز است تا درد واقعی را با درمان واقعی جواب دهد. رونق اگر برای سرمایه‌داران باشد که هست، زیرا آنها همیشه چون چوب‌پنبه‌ای روی آب هستند، حالا اگر آب هم سطحش پایین پایین باشد، پس تکرار یک خبر شاید کورسوی امیدی برای دردمندان آن موضوع باشد تا هر روز جلوی چشم مسئولان امر باشد. این، تنها گوشه‌ای از دردهای جامعه است که هر روز در آیینه مطبوعات و رسانه‌ها می‌بینیم. کار خبرنگاری و مطبوعات و رسانه‌ها، آگاه کردن مردم از همه حقوقی است که به عنوان یک شهروند از آن برخوردار هستند. این است که از یک خبرنگار مقامی می‌سازد که قانون و جامعه  به آنها احترام می‌گذارند. حالا که روز خبرنگار است، مشکلات و دردها و نیازها را لااقل برای یک روز فراموش کنیم و دل به رویاهایی بسپاریم که روزی شاید خبری بوده است و روزی دیگر، خاطره‌ای و آرزویی. به امید قدرشناسی و قدردانی از تلاش فعالان عرصه خبر و رسانه در همه روز و روزگار.

و باز هم 17مردادماه...

سیدکمال پاک‌فطرت

نمی‌دونم چرا واسه روزی که باید آدم خوشحال باشه و متفاوت فکر کنه، هیچی تغییر که نمی‌کنه هیچ، همچنان در کوره‌راه فکرت باید بشینی به اون طرف ناملایمات برآمده از جبر روزگار فکر کنی. من قلم رو و شاید دوربین وامونده‌م را نمی‌تونم از این خون فرومونده در حلقم جدا کنم؛ اما چه کنم که طاقت جسارت پشت میزنشینان هم ندارم. بعضی‌ها خودشون را می‌شکنن و بعضی دیگه هم قلم! قلم که حرمت داره و ناصواب از شکستن و خود شکستن هم که طریقت ما نیست. پس قلم غلاف کردن راه ساده‌ای‌ست که بعضی‌های دیروز امروز در پیش گرفتند و می‌روند. دوست دارم همه روزها هفده مرداد بود تا حرمتی برای قلم باقی بماند و لااقل چشمان کسی به حریم قلم من دوخته نشود. کاش دیگه قلمی برای کسب معاش، چشم بر ناپاکی نمی‌‌بست و راه بر صداقت نمی‌‌بست.راستی امروز 17 مرداد 96 است!!
 

روز سکوت!! 

عبدالکاظم دریساوی

هفدهم مرداد دیگری از راه رسید؛ امروز را می‌گویم، روزی که به نام خبرنگار نامگذاری شده است. به قامتش می‌نگرم، کمی خمیده و چهره‌اش بی هیچ کلامی  با تو سخن می‌گوید: «مرا به حال خودم واگذار و رها کن. بگذار امروز را سکوت کنم. بزرگی سروده بود که گاهی سکوت سرشار از ناگفته‌ها است. گاهی سکوت فریاد بغض فروخورده‌ای که لحظه‌به‌لحظه با تو و در تو زندگی کرده است. بگذار به سکوتم ادامه دهم تا دیگران در وصف این سکوت سخن بگویند و هریک، آن را هرطور می‌خواهد به تفسیر بنشیند. می‌دانی چرا؟! سال‌ها با ‌همه احساسم نوشتم و فریاد زدم که قلم و اندیشه را باید حرمت گذاشت و به نگارندگان بها داد؛ اما غافل از آنکه بسیاری خبرنگار و قلم و دوربینش را از همان آغاز آشنایی، همچون ابزاری می‌نگریستند. ابزاری برای پریدن و جهیدن و نزدیک شدن به صندلی‌های قدرت و میزهای ریاست دشوار بر بال‌های شهرت و محبوبیت و... این قصه‌ای است که سال‌ها تکرار شده است. بگذار امروز را سکوت کنم. امروز روز من است، روز سکوت»!!  با این مقدمه کوتاه، به استقبال هفدهم مرداد، روز خبرنگارمی‌روم. برای این روز و آدم‌هایش چه باید گفت و نوشت که خطوط کلیشه‌های رایج را بشکند و چهره و قامت این انسان‌های دردمند را به تمامی نشان دهد؟! عرصه رسانه و اطلاع‌رسانی، انسان‌های متعهد و خادم و فرصت‌طلب زیادی را به خود دیده است. برخی برای تعهد خویش و ادای دین به جامعه و برخی برای رسیدن به مال و مقام و شهرت به این عرصه آمدند و از این عرصه رفتند، اما آثارشان همچون اسنادی زنده برای قضاوت اجتماعی باقی ماند. آنان که با وجود دشواری‌های زندگی، بی‌توجه به انواع وسوسه‌ها و جذابیت‌ها در جهت انعکاس حقایق نوشتند و در راستای مصالح عمومی، روشنگری و اطلاع‌رسانی کردند، در دل و حافظه اجتماعی و ملی ماندند و آنان که از قلم و عرصه خبرنگاری وسیله و بستری برای رسیدن به اهداف فردی و منافع مادی خویش ساخته و بهره‌ها بردند، مورد سرزنش اجتماعی قرار گرفتند. بدون شک، سرزنش  اجتماعی و طردشدگی ازسوی مخاطبان و وجدان اجتماعی همواره عذاب وجدان و انزوا را درپی داشته است که از آن، هیچ گریز و گزیری نیست. آنان که شرافت و اصالت قلم خویش را به هیچ وسوسه‌ای نفروخته و نمی‌فروشند، نشانه‌ای از آن روح بزرگ حقیقت‌جوی انسانی را به نمایش می‌گذارند تا زندگی از چشمه‌های آن بنوشد و زشتی و بدی و ظلم و خباثت را نهی کند. امروز روز خبرنگار است!! روز بازخوانی و آسیب‌شناسی تنگناهای زندگی اهالی و اعضای  صنفی که در معرض انواع فشارهای روحی و جسمی و مادی و آسیب‌ها است. به این قامت‌های در خود فرورفته اما پرانگیزه و روشنگران راه و رسم زندگی باید حرمت گذاشت و آنان را دریافت تا در تأمین هزینه‌های زندگی درمانده نشوند. بی‌توجهی به این قشر، سرخوردگی را رقم خواهد زد و در ادامه، تغییر شغل و حرفه را درپی خواهد داشت که پیامدهای آن  برای جامعه بسیار زیانبار است. جوانمرگی و تلف شدگی استعدادها را نباید دست‌کم گرفت. سال‌ها باید کار کرد و تلاش شود تا یکی از بین صدها به عرصه برسد و راه را به خوبی و آینده را با رویدادهایش، برای جان‌های تشنه آگاهی نشان دهد. وجود صاحبان اندیشه و قلم در عرصه خبرنگاری و اطلاع‌رسانی، عامل مهمی در تلطیف و تدقیق قضاوت‌های فردی و اجتماعی و واقع‌بینی است. به همین دلیل، باید این نفس‌های گرم را پاس داشت تا قبل از آنکه از نفس افتاده و بی‌رمق شوند، سکوت و احساس و نیازهایشان را باید شنید و به استقلال اندیشه آنان احترام گذاشت و تحت هیچ شرایطی به آنان نگاه ابزاری نداشت. اینان شایسته تکریم‌اند؛ زیرا هرجا که تاریکی چشمان را می‌آزارد، آنان چراغی فراروی دیگران روشن می‌کنند، حتی اگر خود آسیب ببینند. روز خبرنگار مبارک باد.
 

...خبرنگار...

امین افشار

هفدهمین روز مردادماه برای خبرنگاران با دیگر روزهای سال کمی فرق دارد؛ زیرا قرار است همت و تلاششان گرامی داشته شود. سالروز گرامیداشت اصحاب رسانه بهانه‌ای است تا دیگر بار ذهن‌ها به سوی خبرنگارانی سوق یابد که حقیقت نگارند و در این راه، نه اخم‌ها آنها را از ادامه مسیرشان بازمی‌دارد و نه شیفته تعریف و تقدیرها می‌شوند. معجزه و ارزش قلم خبرنگار که جریان‌سازی‌های عظیم در دنیا به راه انداخته و زمینه‌ساز انقلاب‌های بسیاری شده، بیش از این است که تنها به پوشش اخبار حواشی مسئولین بسنده و تنها تبدیل به پله و تریبونی برای ترقی مدیران شود. قلم تقدس دارد و هر آن کس که آن را به دست گرفت، باید امانت‌دار منصفی باشد و کوتاهی‌ها و درد مردمی را مشق کند که صدایشان به گوش آنان که مردم را ولی‌نعمت خود می‌دانند نمی‌رسد. خبرنگار کاتب وقایع روزهای تلخ و شیرین مردم یک سرزمین است که یک روز خوشی و خنده مردم را می‌نگارد و روزی دیگر، قلمش با درد همین مردم می‌گرید. به راستی چه مقامی اولاتر از اینکه خبرنگار قلمش را به حق بزند نه به مزد. شأن و قداست قلم یک خبرنگار به او اجازه نمی‌دهد برای خرید لبخند یک مدیر، به حقیقت و مردم پشت‌پا بزند. قطعاً قلم خبرنگار حقیقی به سمت نگارش حقیقت سوق دارد و این را هم خوب می‌داند که نوشتن واقعیت در برخی موارد ممکن است به مزاج برخی خوش نیاید و حتی برای نگارنده گران تمام شود. برخی مدیران تنها انتظار دارند خبرنگار از عملکرد آنها تعریف و تمجید کند و اگر اینگونه نباشد، با اقدامات و طعنه و کنایه و ایجاد دردسر برای خبرنگار روح او را آزار می‌دهند. اما رسالت خبرنگار این است که نه از اخم‌ها کینه به دل گیرد و نه از لبخندها دست و پایش را گم کند و ذوق‌زده شود.کیفیت و صداقت در گفتار به قلم هویت می‌بخشد و محتوای هر نگاره در چارچوب هویت قلم نویسنده‌اش شکل می‌گیرد. با حفظ هویت قلم، هر نویسنده‌ای می‌تواند به نوشته‌اش ارزش دهد. این ارزش ممکن است با عدم مقبولیت در بین برخی که منافعشان در خطر است مواجه شود؛ ولی مسیری را در روند نوشته هر خبرنگار رقم می‌زند که طی کردن صحیح آن، همان ارزش و هویتی است که به قلم خبرنگار بخشیده می‌شود. هرچند همه شغل‌ها در جامعه ما نهادی برای رسیدگی به امورشان را دارند که اگر حقی از شاغلین ضایع شد، آن نهاد از مقام دفاع وارد عمل شود؛ اما خبرنگاران مظلوم‌ترین قشر و گروه صنفی کشور ما هستند که نهادی واقعی برای احقاق حق خود ندارند و هر از چند گاهی هم که تشکلی در این راستا تشکیل می‌شود، آلوده به برخورد سلیقه‌ای و باندبازی شده و عملاً دردی از خبرنگاران دوا نمی‌کند که نمونه آن در فارس نیز رخ داده یا در حال رخ دادن است. خبرنگاران واقعی کسانی هستند که در عرصه خبر و اطلاع‌رسانی به صورت واقعی و مداوم حضور دارند، نه خبرنگارنمایانی که تنها زاییده مرداد هستند و با اتمام مردادماه، آنها نیز از عرصه رسانه محو خواهند شد. به هر حال، خبرنگاران به دلیل نداشتن صنفی مشخص تاکنون با اینگونه رفتار غیرحرفه‌ای کنار آمده‌اند، هرچند چاره‌ای دیگر هم ندارند... خدا قوت همکار...

هزارویک معنا

خدیجه غضنفری

واژه خبرنگار برای کسی که در این حرفه است، هزارویک معنا دارد... یکی این که همیشه تو باید خبرنگار باشی و در هر کجا و هر زمان در پی سوژه و دیدن اتفاقات باشی... خبرنگار یعنی کار کردن، جمعه و شنبه و تعطیلی و غیرتعطیل ندارد و در تمام این لحظات هم استرس خبر نوشتن و زود ارسال کردن همراهت است... تو نمی‌توانی شب برای فردایت برنامه‌ریزی خاصی کنی. گاهی ممکن است صبح سرد زمستان با تاریکی از خانه بیرون بزنی و  شب هنگام به خانه برسی و تازه آن زمان هم باید لیست بلندی از کارهای خانه را انجام دهی...  خبرنگار یعنی این که گاهی حوادث آن‌قدر زیادند و مشغولی که زمانی برای گذراندن اوقات فراغت با خانواده نداری و حتی در مهمانی‌ها هم باید به فکر تنظیم خبر باشی و صفحاتی که باید تکمیل شود...خبرنگار یعنی هزار معنا و هزار حرف گفته و ناگفته...

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی