[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۷
  • دوره جدید

اعدام در ملأ عام برای سومین برادر بی‌رحم، روزنامه شیراز نوین

رکنا: حکم اعدام آخرین بازمانده از باند برادران جنایتکاری که در جریان درگیری‌های مسلحانه پنج نفر از مأموران پلیس و مردم عادی را در شهر گلپایگان به قتل رسانده بودند، در دیوان عالی کشور تأیید شد.
رئیس کل دادگستری اصفهان هم خبر داد این تبهکار بزودی در گلپایگان و با حضور مردم به دار آویخته می‌شود.
گشت پلیس کرمانشاه همراه با مال باخته دزد موتور سیکلت را پیدا کردند
ششم دی سال 95 سه برادر تبهکار پس از سرقت مسلحانه از یک بانک در گلپایگان، در حال فرار بودند که با مأموران پلیس درگیر شدند که در جریان این نبرد مسلحانه، سه مأمور پلیس و دو نفر از مردم عادی را به گلوله بسته و هر پنج نفر را به خاک و خون کشیدند. یکی از این جنایتکاران در جریان درگیری با مأموران کشته شد، دومی چند روز بعد هنگامی که همراه برادرش در محاصره پلیس قرار گرفته بود به هلاکت رسید و بالاخره سومین تبهکار دستگیر شد که قضات دادگاه او را پس از محاکمه به اعدام محکوم کردند. رئیس کل دادگستری استان اصفهان گفت: روز حادثه، سرقتی مسلحانه در یکی از بانک‌های منطقه الیگودرز رخ داد و سارقان پس از سرقت به سمت شهر خمین در استان مرکزی حرکت کردند اما در بین راه با مأموران درگیر شدند. سارقان در جریان درگیری مسلحانه، سه مأمور از جمله محمد هاشمی، جانشین فرمانده انتظامی شهرستان گلپایگان را نیز به شهادت و دو نفر از مردم عادی را هم به قتل رساندند. بدین‌ترتیب تنها جنایتکار باقی مانده پس از دستگیری و محاکمه به اعدام محکوم که این حکم در دیوان عالی کشور هم تأیید شد که به زودی به دار آویخته می‌شود.
این محکوم به مرگ اعتراف کرده علاوه بر جنایت خونین گلپایگان در 10فقره سرقت مسلحانه همراه با قتل و جرح در شهرهای اصفهان، زرین شهر، مبارکه، ورنامخواست، شهرکرد و لردگان شرکت داشته است. این سه برادر در جریان آخرین سرقتشان از یک بانک در گلپایگان، به‌عنوان مسافر سوار یک خودرو مسافربر شده بودند که در میانه راه با مأموران ایست بازرسی پلیس روبه‌رو شدند و با شلیک‌های بی‌رحمانه سه مأمور و دو شهروند کشته شدند.
راننده‌ای که از سوی سارقان مسلح اجیر شده بود به کارآگاهان گفته بود: «عصر شنبه -6دی- هنگام غروب به روستای «چشمه سفید» رسیده بودم که سه جوان دست بلند کردند و به‌ دلیل سردی هوا، نگه داشتم و آنها را سوار کردم؛ زمانی که سوار شدند یکی از آنها تشکر کرد و گفت که ماشینشان خراب شده و آن را فرستاده‌اند تعمیرگاه و می‌خواهند به گلپایگان بروند. هنوز 10دقیقه‌ای از حرکتمان نگذشته بود که به ایست بازرسی پلیس رسیدیم. مأموران با علامت از من خواستند توقف کنم، اما یکی از مسافران با لحن خاصی گفت «برو» که من شک کردم. اما من به حرف‌های آنها توجهی نکردم و ماشین را نگه داشتم و پیاده شدم و به سمت مأموری رفتم که از من مدارک خواسته بود. زمانی که مأمور ایست بازرسی می‌خواست پلاک و مدارکم را بررسی کند به طرفش رفتم و به دلیل شکی که کرده بودم به او گفتم این سه نفر مسافر من هستند و با من نسبتی ندارند و به نظرم مشکوک هستند.»
همان موقع مأمور به طرف ماشین رفت و در عقب سمت راننده را باز کرد و از آنها پرسید کجا بوده‌ اند؟ یکی از مردان جوان گفت که ماشینشان خراب شده، فرستاده‌اند به تعمیرگاهی در خمین. همان موقع مأمور از آنها مدارک ماشینشان را خواست که آنها گفتند داخل ماشین جا مانده است.
مأمور به آنها گفت که شما لهجه گلپایگانی ندارید و سارقان در جواب گفتند در آنجا دانشجو هستند. مأمور از یکی از سارقان خواست که پیاده شود اما آنها توجهی نکردند و از من خواستند حرکت کنم که همان موقع دوباره مأمور از آنها خواست پیاده شوند، اما یکی از سارقان اسلحه‌ای بیرون کشید و گلوله‌ای به سر مأمور شلیک کرد. یکی دیگر از آنها هم به دست و پای من شلیک کرد. همچنین چند تیر دیگر نیز شلیک کردند که به چند مأمور ایستاده در محل ایست بازرسی اصابت کرد. پس از آن یکی از سارقان پشت فرمان نشست و با عجله فرار کردند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی