[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۹۸
  • دوره جدید

شیوع مسافرخانه‌سازی در بافت فرسوده شیراز، روزنامه شیراز نوین

مسافرخانه های امروز پنج ستاره‌های فردا
شیوع مسافرخانه‌سازی در بافت فرسوده  شیراز
نوسازی واحدهای ساختمانی بافت فرسوده فاقد سیستم سازه ای و محاسبات فنی بحران آفرین است

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

 بافت قدیم شیراز را مفت باختیم ! علت باخت بافت قدیم شیراز هم بی توجهی جمعی به آن بود وقتی شیرازی ها از آن مهاجرت کردند وهرگز به آن باز نگشتند! واقعیت این است که طرح توسعه شهری شیراز به سمتی دیگری غیر از مسیر تاریخی آن بود. آب ها از آسیاب افتاده است و حالا همه سرمایه گذار ساخت مسافرخانه در بافت شده اند.
سهم شیراز از این تجارت چیست؟ بعضی پلاک های فرسوده مسافرخانه سنتی شده اند وبعضی پلاک ها در طرح تجمیع در حال تبدیل شدن هستند.  
وقتی از طرف خیابان شهید دستغیب وارد گذر سنگ سیاه شدیم با اولین چیزی که برخورد کردیم کلانتری بود. ظاهر قضیه خالی از اشکال است، اما باید برای مراکز تاریخی، فرهنگی و هویتی تعریف دیگری غیر از این داشته باشیم. محوری که قرار است با حجم ساخت هتل های سنتی به مرکز جذب گردشگران خارجی بدل شود. حالا از هر سمتی که نگاه می کنید رشد هتل سازی را می بینید. خانه های فرسوده یکی پس از دیگری هدف ساخت هتل قرار گرفته اند. ساخت هتل های سنتی که انگاربدون محدودیت می توانند دراین گذر رشد وتوسعه داشته باشند.
هتل سازی در طبقه هم کف  
باید دید از نظر کیفی هم این هتل های سنتی کارایی لازم را دارند. تنهای سرمایه گذاری زودبازدهی که می توان از آن در محدوده بافت یاد کرد همین ساخت هتل است. البته فکر نکنید هتل های سی یا چهل طبقه بلکه خانه های بازسازی شده در محدوده بافت علی الحساب به مسافرخانه تبدیل شدند تا کم کم و با درک تغییر کاربری و تجمیع چند پلاک یکباره به بناهای بلند مرتبه تبدیل شوند. کاری که در بافت امروز چندان مقبولیتی ندارد. خیلی ها هم دراین محدوده در حال تثبیت مالکیت ها هستند. مثلاً شهرداری ویا اوقاف فارس ویا حتی باقی دستگاههای دولتی وشبه دولتی تا از گرونه سرمایه گذاری و سودهای آتی عقب نمانند. انگار اوقاف فارس دراین محور مالکیت انبوهی برخانه های قدیمی دارد که بعضاً با تابلوهای بزرگ وکوچک حق حریم خود را به دیگران گوشزد کرده است. شهردارشیراز هم با آینده نگری خاصی بعضی ساختمانهای قدیمی را در تملک دارد. این ساختمانهای قدیمی ونزدیک به ویرانه مانند مرکز مستندات انقلاب  که تحت اشراف معاونت فرهنگی شهرداری شیراز است، هر چند فقط روزهای پنج شنبه باز است اما چندان فعال هم بنظر نمی رسد! داخل همین ساختمان درشرف تخریب  دوسه مرکز دیگر هم مستقر شده اند،که آنان نیز انگار تشریفاتی هستند. چراکه به اظهار اهالی فعالیتی دراین دو مرکز انجام نمی شود. یکی کانون بازنشستگان کشوری ودوم جمعیت مشارکت زنان و جوانان فارس که این مرکز هم انگار درهفته یک روز فعال ویا نیمه فعال است. 
تابلوهای بزرگ ساختمان‌های خالی 
سیاست حکم می کند تا ادارات دست پیش بگیرند وبا عناوین دهان پر کن مالکیت فرضی خود برساختمانهای بافت قدیم را حفظ کنند. که اگر این مرکز دربافت فعال بود ومحل مراجعه مردم به واقع این همه آسیب در پس تنهایی بافت به گذر فرهنگی هنری ما هجوم نمی کرد. 
غیر از این هستند مراکز خیریه ای که دراین گذر دفتر دارند. سازمان نوسازی وبهسازی شهرداری شیراز هم دیگر ساکن این گذر تاریخی است. ساختمان دیگری را هم سازمان طلاب و روحانیون سپاه فجر فارس در تصرف خود دارد که انگار بخشی از آن به موزه اختصاص دارد. کارفرهنگی که انگار تاثیر چندانی برهویت بافت نداشته است. انتظار ما از حضور طلاب و روحانیون آن هم از جنس بسیج آن است که این حضور با کاهش آسیب ها همراه باشد. مساجد متعددی از جمله مسجد حاج میرزا هادی ( امامی ) در این گذر به چشم می خورد که باید انتظار داشت کار در کانون فرهنگی این مسجد باید به گونه ای بوده باشد که ریشه آسیب ها را خشکانده باشد، اما اینگونه نیست. درمجاورت این گذرخیابان نهم دی قرار داردکه با فاصله اندکی ما را به مساجد مهمی متصل می کندکه مرکز اجتماع روحانیون است. اما مع الوصف دراین گذرها احساس امنیت وجود ندارد. خصوصاً در هنگام شب. خانه ها بسیاری هم دراین گذر ( سنگ سیاه) در اجاره مهاجران است. 
کنار یکی از هتل های سنتی  یک پلاک مسکونی دیده می شود که انگار در اجاره مهاجران خارجی است که برای کار به ایران آمده اند. در همین حین گروهی حدود ده نفره میهمان این پلاک شدند و ذهن ما را درگیر این سوال نمودندکه چگونه ممکن است در مجاورت یک پلاک گردشگری آنهم هتل سنتی یک اقامتگاه با این اوصاف هم وجود داشته باشد! از طرفی گردشگران خارجی با تور های مربوطه به این مراکز مراجعه دارند و ازطرفی مهاجران از کشور همسایه گروه گروه درپلاک‌های مجاور سکونت ورفت وآمد دارند. بافتی که انگار ایرانی درآن یافت نمی شود تا فرهنگ ایرانی را به گردشگران معرفی کند. 
توسعه فرهنگی از کنار دیوارهای کلانتری 
ورودی گذر را نباید از قلم انداخت، ورودی که شاید ده یا پانزده سالی میشود کاشی فرش شده وحالا با عملیات ساخت هتل های سنتی وباقی قضایا در حال تخریب است. ترافیک نیمه سنگینی هم درکوچه های باریک در حال عبور است که به تخریب کاشی فرش‌ها کمک می کند. ابتدای ورودی گذرسنگ سیاه  حسینیه بزرگ حضرت ابوالفضل العباس (ع) به چشم می خورد که شیراز های وایضاً مردم فارس وجنوب کشور احترام بسیاری برای آن قائل هستند واین مرکز به تنهایی جمعیت بسیاری را به سوی خود جذب می کند.
یک کتابخانه بزرگ دیجیتالی ودرکنارش بقعه بی بی دختران و البته مدرسه علمیه محمدیه. چند قدم آنطرف تر هم ساختمان دفتر هیأت مذهبی استان قرار دارد. وقتی به اطراف خیره می شویم چیزی کم وکاست نیست وانتظار میرود اوضاع واحوال خیلی بهتر از آنچه در گذشته شاهد بودیم، باشد.اما اینطور نیست.تراکم وترافیک سنگینی در این محدوده حکم فرماست. انگار خیلی ها از این محدوده سهمی می خواهند چراکه بافت قدیم در حال تغییر است واین تغییر می تواند تحولات اقتصادی بسیاری به همراه داشته باشد. 
تجمیع پلاک و تغییر کاربری در انتظار مسافرخانه‌های سنتی 
خانه های قدیمی که امروز بدرد هیچی نمی خورند، اما علی‌الحساب می توانند اقامتگاه‌های خوبی باشند. اقامتگاهی موقتی و البته سنتی که چند سال دیگر تغییر کاربری جدی را شاهد خواهد بود. هر چند اجازه بازدید از اتاق های مهمانپذیر های 
سنتی را به ما ندادند، اما با نگاهی گذرا مشخص شد معماری سنتی دراین اقامتگاه‌ها رعایت نشده است. کارگران دراین خانه های قدیمی وایضاً تخریب شده درحال کارند. اطلاعاتی به کسی نمی دهند چراکه از قبل توجیه شده اندتا با کسی صحبت نکنند واین داستان خود، مؤید کارهای پنهانی سازندگان است! وقتی با کارگران فعال دراین پروژه‌های تخریب ونوسازی وارد گفتگو می شوید، انگار فقط شنونده هستند وگاهی می گویند ما اطلاعی نداریم! از دیروز آمدیم برای کارگری! از کارگرگاری بدستی  سوال کردیم نخاله‌های تخریب این خانه را کجا دپو می کنید،گفت: نمی دانم!!! اما مشخص است خانه های درحال تعمیر یکی یکی ودرمجاورت هم درحال تبدیل شدن به مهمانپذیر است، مراکزی که گردشگران خارجی را پذیراست نه گردشگران مذهبی و با آن رویکرد حساب شده !!! 
دم خروس بیرون ماند 
خلاصه مطلب آنکه دم خروس از لابلای پنهان کاری در بافت قدیم بیرون زده است. زیر ساخت های موجود دربافت قدیم از قبیل مخابرات، گاز، برق، آب و حتی فاضلاب که اجازه هتلداری دراین نقطه را داده است، مهیاست. سرمایه‌گذاران خصوصی (به همان معنا )هم مهیاهستند. شمارش معکوس برای تخریب بافت آغاز شده است . 
کوچه های تنگ به خیابانهای گشاد تبدیل خواهند شد چرا که تملک واحدهای مخروبه در صورت توان مالی دستگاههای متولی ادامه خواهد یافت. جا دادن مهاجران خارجی در بافت، حجم آسیب های اجتماعی موجود در آرامش تاریک بافت، نبود اعتبارات دولتی برای این بخش فرهنگی تاریخی همه وهمه دست بدست هم داده است تا فاتحه یادگارهای گذشته را بخوانیم.
در قلمرو بافت قدیم شیراز 
در قلمرو بافت قدیم شیراز کمتر سکونتگاهی را می توان یافت. همه چیز تجاری شده است. همان نگاهی که از قدیم حاکم بود با ساخت مجتمع تجاری بین الحرمین با آن همه مخالفت ادامه یافت. فکر اینکه زمانی این محدوده دوباره سکونتگاه شود را باید از ذهن دور کرد. 
کلیه مطالعات دراین محدوده با انگیزه تجاری است وباقی حرف ها بهانه است. سناریوی خوبی هم اجرا شد. اول مهاجران را در بافت سکونت دادند وسپس سیل آسیب ها را. باقی مانده شیرازی ها هم دربافت نمانده اند، غیر چشم بادامی ها. حتی اکثر کارگران حاضر در پروژه‌های بافت را هم چشم بادامی ها تشکیل داده اند. حفاظت اطلاعات پروژه‌های مسافرخانه سازی هم با همین دوستان امین است. 
مجتمع ها ویا بازارچه های موجود دربافت هم چیزی جز کالاهای وارداتی برای عرضه ندارند. حتی نقره نقره فروشان هم وارداتی است. حالا دراین محدوده دوچیز مهم است. ساخت مسافرخانه وپارکینگ. حالا باوجود این همه مشکلات در بافت قدیم از جمله سستی بناها در مقابله با سوانح طبیعی از جمله زلزله در شهری مانند شیراز که روی گسل هم قرار دارد، آیا تجمیع مسافران خارجی در مسافرخانه های بازسازی شده کار درستی است. 
بافت های فرسوده شهری مشکلات بسیاری دارند
 بافت های فرسوده شهری مشکلات متعددی دارند و در برخی موارد بالاخص در بروز ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی، از ویژگی های مشترکی به این شرح برخوردار هستند:
ـ اغلب واحدهای ساختمانی در بافت های فرسوده شهری فاقد سیستم سازه ای و محاسبات فنی برای مقاومت در برابر
 سوانح طبیعی از جمله زلزله هستند و واحدهای فرسوده مزبور، به لحاظ زیبایی بصری، دچار ناهنجاری های متعدد بوده و روح جست وجو گر زیبایی شهروندان را متناسب با سلیقه های امروزی سیراب نمی کند و باعث رویگردانی آنها می شود.
ـ  این بافت ها از کمبود و ناکافی بودن سطح شبکه ها و معابر دسترسی به خدمات شهری رنج می برند و اغلب معابر آن عرض کمتر از ۶ متر دارند که امنیت این محلات را به شدت با آسیب مواجه می کنند و از سوی دیگر به هیچ وجه متناسب با زندگی شهری امروز نیستند.
ـ  بعضاً بخش هایی از بافت فرسوده به دلیل عدم استحکام و خطرآفرین بودن آن از سکنه خالی می شود و اندک اندک، مکان و محل امنی برای بزهکاری خواهد شد؛ در نتیجه به رشد ناهنجاری ها در بافت های فرسوده منجر می شود.
ـ  بافت های فرسوده شهری از فقدان برخی خدمات فرهنگی، آموزشی و شهری به لحاظ کمی و کیفی رنج می برد و در برخی خدمات نیز دچار نقص است. حتی در بیشتر این مناطق فضای سبز مناسب نیز به چشم نمی خورد، در حقیقت از آنجا که معماری این مناطق سنتی است، اساساً وجود چنین امکانات شهری در آن پیش بینی نشده است.
ـ توسعه فرسودگی، کمبود تاسیسات و تجهیزات و از بین رفتن مرغوبیت محدوده بافت های فرسوده شهری از یک طرف موجب تنزل رتبه اجتماعی محدوده های مزبور در نگاه شهروندان و از طرف دیگر باعث افزایش میزان مهاجرت افراد اصیل و بومی با توان اقتصادی مطلوب و جایگزین شدن آنان با افراد با توان اقتصادی پایین تر و اقشار مبتلا به آسیب های اجتماعی نظیر معتادان و مهاجران بیگانه شده است.
 از این رو به تدریج ارزش های فرهنگی و احساس تعلق به خانه، محله و شهر به فراموشی سپرده می شود؛ به نحوی که در برخی موارد حیات شهری نیز تهدید می شود و با رکود و فرسودگی بیش از حد بافت های فرسوده، این فضاها به مکان‌هایی مناسب برای کج روی های رفتاری و ناهنجاری‌های اجتماعی مبدل می شوند.
درباره مورد اخیر لازم به ذکر است که تنها انگیزه ساکنان جدید برای زندگی، داشتن یک سرپناه است و آنها در این بخش از شهرها با توجه به نازل بودن قیمت مسکن به رغم تفاوت های فاحش فرهنگی، اسکان می یابند. 
اما باید دید اسکان مهاجران خارجی ویا کم درآمدها در بافت قدیم تا چه زمان ادامه خواهد یافت. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی