[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۴
  • دوره جدید

طریق نجات، روزنامه شیراز نوین

زنده یادمحمدبهمن بیگی بنیان‌گذارتعلیمات عشایری درایران، معلم بزرگ ایل و چهره ماندگار علم و فرهنگ در بخشی از کتاب سراسر شور و شعور خود با عنوان «طلای شهامت» می‌نویسد:
«....در یک مجمع بین المللی فرهنگی، چاره ای جز سخنرانی و اظهار فضل نداشتم. مقدمه ای چیدم و عقده دل را گشودم. من می خواهم به عنوان عضو کوچکی از جامعه های فرهنگی بزرگ جهان، سخنانی تلخ بر زبان آورم و از گردانندگان تعلیم و تربیت جهان، شکایت کنم. یکی از شعرای نامدار ایران می گوید:

از دشمنان برند شکایت به دوستان
 چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟

مردم کره خون آلود خاک، هیچ گاه روی آسایش ندیده اند. این مردم گمراه و مظلوم، یا همیشه با هم در جنگ بوده اند یا در تدارک جنگ، فقط تعلیم و تربیت باید و می تواند به چنین وضع اندوه‌باری خاتمه دهد. شمارسال‌ها و قرن‌های صلح و صفای این مردم به مراتب کوتاه تر و کمتراز سال‌های جنگ و خونریزی‌ها بوده است. با این همه خونریزی و کشتار، حیرت‌آور است که چگونه رنگ آب های روی زمین، آب های رودها، دریاها و اقیانوس‌ها آبی مانده است. ما هم‌اکنون در همه جا با یکدیگر در جنگیم یا داریم آماده جنگ می شویم. من همه زمامداران، فلاسفه و بزرگان دنیای کنونی را متهم می کنم که تعلیم و تربیت را خوار و بی مقدار و کم وکوچک شمرده اند و به همین دلیل، جنگ را برصلح چیره ساخته‌اند. باید این بنا فروریزد و شالوده دیگری استوار گردد. تعلیم و تربیت امروز جهان، ما را به سوی جنگ‌های بزرگ دیگری می کشاند. نگاهی به سلاح‌های جهان، از بمب های ویرانگر بزرگ تا اسباب بازی‌های کوچک کودکان نشان می دهد که ما با شتابی عجیب، فاصله بین گلستان حیات و گورستان نیستی را می پیماییم. دنیای ما، دنیای جنگجویان، غارتگران و فاتحان است. افتخارات بزرگ گیتی نصیب ماجراجویان، دیوانگان و خونخواران می شود. کار انسان ستم‌دیده و ستم‌کش در نتیجه نواقص دستگاه‌های تعلیم و تربیت، به جایی رسیده است که در اغلب نقاط جهان، پدران و مادران، نام های جنگجویان خون آشام را برای فرزندان خود انتخاب می کنند.
من ساکن شهرشیرازم. شیراز شهری است در جنوب ایران، دو شاعر بی‌نظیر پرورده است. به نام های سعدی و حافظ. این دو شاعر، محبوبیت و شهرت جهانی دارند. در چنین شهری که بیش از یک میلیون نفرجمعیت دارد، یک مرد یا یک پسر، به نام سعدی یا حافظ وجود ندارد ولی در هر یک از کوچه ها و خیابان‌های آن، هزاران چنگیز، تیمور و هلاکو، از سر و کول هم بالا می روند. جنگجویانی که هزاران هزار مادر را داغدارساخته‌اند. جنگجویانی که خیلی آسوده و راحت، فرمان‌های قتل عام مردم بی گناه شهرها را صادر کرده اند. این قساوت ها و ستم ها همه از کمبودها و اشتباهات تعلیم و تربیت سرچشمه می گیرد. باید فلسفه کنونی آموزش‌وپرورش گیتی، زیرورو شود. باید به فیلسوفان گذشته درود بفرستیم و در انتظار بزرگان دیگری باشیم. یکی از مهم‌ترین دلایل این شکست عظیم و اندوه‌بار را در این می دانم که در دنیای کنونی، معلمان احترام کافی نمی بینند. هنگامی که حرفه شریف و عزیز معلمی، عزت کافی نیافت و نداشت، هوش ها و استعدادهای گران‌بها را از دست می‌دهد. در هیچ یک از کشورهای گیتی، احترام و عزت معلم به اندازه افسر، مهندس، طبیب، بازرگان، کشتی گیر، دونده، قاضی، وکیل عدلیه، دلال و سیاست‌مدار نیست.
جهان و اولیای جهان، باید هوشمندترین فرزندان خود را برای آموزگاری، دبیری و استادی اطفال خود برگزینند. هنگامی که شغل نجات بخش معلمی، نتواند هوش ها، قریحه ها و استعدادها را جلب و جذب کند، کار به همین جا می کشد که کشیده است. من در این زمینه گفت‌وگوی فراوان با این و آن داشته ام. می‌گویند: شمار معلمان زیاد است. افزایش حقوق و دستمزدشان به حدود پزشک و مهندس، ارقام نجومی می طلبد. می‌گویم: چنین افزایشی به یک دهم ارقام نجومی هزینه های جنگی و تجهیزات ارتشی نمی رسد و فراموش نکنیم که اگر برگزیدگان شایسته و راضی را به شغل معلمی بگماریم، ریشه های پلیدی می خشکد. اختلافات قومی، خصومت های نژادی، تعصب‌های ملی و تاریخی از میان می رود. غائله ها و فتنه های پرخرج فرو می نشیند و راه برای نیک‌بختی انسان هموارمی‌گردد. به هرحال باید دست به دامن معلم برگزیده و هوشمند شویم. او را خشنود و راضی نگاه داریم و از شمار معلمانی که این شایستگی‌ها را ندارند بکاهیم و آنان را به کارهای دیگر بگماریم و به خاطر داشته باشیم که در امر تعلیم و تربیت ارزش کیفیت به مراتب بالاتر ازکمیت است. نداشتن مدرسه، بی زیان تر از داشتن مدرسه عاطل است. کیفیت کم و مطلوب، بهتر از کمیت زیاد و نامطلوب است. مدرسه ای که کار نمی‌کند و کارنامه می‌دهد، مدرسه ای که به تعصب دامن می‌زند، مدرسه نیست، زندان کودکان است. چه بهتر که فروریزد و زندانیان کوچک و خردسال را آزاد سازد...»
منبع: طلای شهامت، بهمن بیگی، محمد. نشر تخت‌جمشید، شیراز، ۱۳۸۹.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی