[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۴
  • دوره جدید

انتخاب «رکسانا» نوعی پارادوکس است، روزنامه شیراز نوین

قاسم کشکولی با اشاره به این‌که کتاب «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» اجازه تجدید چاپ ندارد، انتخاب این کتاب را به عنوان رمان برگزیده جایزه «مهرگان» یک پارادوکس دانست.
این نویسنده و برگزیده بخش رمان جایزه «مهرگان ادب» در گفت‌وگو با ایسنا درباره تأثیر این جایزه بر کتابش اظهار کرد: ما نمی‌توانیم توقع داشته باشیم تأثیر جایزه‌ها مثل کشورهای خارجی باشد؛ زیرا شرایط کشور ما با آن‌ها قابل مقایسه نیست. قطعا جایزه‌ها بر روی فروش کتاب و جذب مخاطب تأثیر دارد زیرا کارکرد جایزه‌ها همین است؛ جذب بخش بزرگ‌تری از خواننده‌ها. جوایز مرز بین خواننده‌های حرفه‌ای و خواننده‌های عام را می‌شکنند، گستره بیشتری را دربر می‌گیرند، مخاطبان بیشتری را جذب می‌کنند و از این جهت تأثیرگذارند. او در ادامه  افزود: در دوره‌های گذشته زمانی که کتابی برنده جایزه «مهرگان ادب» می‌شد در تیراژش تأثیر بسیاری داشت. گاهی یک کتاب به خاطر این جایزه ۱۵ بار تجدید چاپ می‌شد که برای نویسنده خوب بود و به لحاظ مالی تأمین می‌شد و با خیال آسوده‌تری کتابش را می‌نوشت، اما جایزه در مورد رمان «رکسانا»  نمی‌تواند تأثیری داشته باشد زیرا در بازار موجود نیست و مجوز چاپ مجدد ندارد. این رمان در سال ۱۳۹۴ منتشر شد، دو ماه بعد از انتشار، چاپ اولش تمام شد و دیگر به آن اجازه چاپ ندادند و گفتند باید مجوز چاپ بگیری که این خود داستانی است که به سانسور مربوط است. این خود یک پارادوکس است. مجوز ناشر این کتاب نیز معلق است. 
کشکولی سپس با اشاره به استفاده از واژه «ممیزی» اظهار کرد: سانسور، سانسور است. ممیزی یک واژه من درآوردی و جعلی برای توجیه کار و تطهیر واژه سانسور است. انتخاب جایزه مهرگان می‌خواهد بگوید آن‌چه شما می‌خواهید بگویید سانسور شود، درجه یک است. 
قاسم کشکولی با تأکیدبر این‌که مخاطب ایرانی اعتمادش را نسبت به داستان از دست داده است، به بیانیه هیأت داوران جایزه «مهرگان ادب» اشاره کرد و گفت: خیلی از مخاطبان شک دارند اثری که از یک نویسنده ایرانی می‌خوانند همان اثری است که او  نوشته یا نه قلع و قمع شده است. در واقع مطمئن نیستند کتاب اصالت دارد یا نه. به همین دلیل مخاطب سراغ اثری که فکر می‌کند اصالت ندارد، نمی‌رود. خواننده‌های ما به این شکل نگاه می‌کنند که آیا این اثر اصیل است یا نه. استقبال از آثار خارجی در جامعه و اقتصاد ما نیز وجود دارد  که یک فاجعه است.
او در ادامه متذکر شد: آثار ایرانی که باعث ارتقای سطح فرهنگ می‌شوند مهجور می‌مانند و آثار دیگر جایگزین‌شان می‌شوند که این اتفاق خیلی بدی است. من جامعه را که رصد می‌کنم، می‌بینم سطح واژه‌هایی که استفاده می‌شود بسیار محدود است. زمانی که سراغ ویکی‌پدیا می‌روید می‌بینید زبان فارسی بزرگ‌ترین حوزه واژگانی را دارد، اما در جامعه محدود است. جامعه ایرانی با هزار واژه حرف می‌زند. این موضوع مربوط به ادبیات نخبه است که سانسور می‌شود. کشکولی با بیان این‌که همه نویسنده‌ها نمی‌توانند مارکز و یوسا باشند، خاطرنشان کرد: در یک رشته‌کوه فقط چند قله وجود دارد. ما نمی‌توانیم دامنه‌ها را نادیده بگیریم و بگوییم این‌ها بد و بی‌اهمیت است و آن‌ها را محکوم کنیم و نمی‌توانیم فقط قله‌ها را ببینیم. تا دامنه‌ها وجود نداشته باشند قله‌ای وجود ندارد. در حوزه سینما اصغر فرهادی کجاست؟ امیر نادری کجاست یا بهرام بیضایی کجاست؟ ما نمی‌توانیم نسل جدید را محکوم کنیم.  این‌ها همه درد است. انگار هیچ‌کس نمی‌خواهد راجع به آن‌ها حرف بزند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی