[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۹۹
  • دوره جدید

مرد بی‌رحم به دختر ۱۳‌ساله دوست صمیمی‌اش رحم نکرد! ، روزنامه شیراز نوین

مرد فریبکار پس از زندانی شدن یکی از دوستانش در اقدامی سیاه دختر وی را فریب داد و نقشه شومش را به اجرا رساند.
زن جوانی همراه برادرزاده ۱۳‌ساله‌اش نازنین به پلیس آگاهی تهران رفت و از مردی به نام پرویز شکایت کرد. آن زن گفت: «مدتی است برادرم به خاطر خرید و فروش مواد مخدر در زندان است به همین دلیل همسرش طلاق گرفت و حضانت نازنین به مادرش سپرده شد. نازنین گاهی شب‌ها به خانه ما می‌آمد به همین دلیل مدتی به رفتارهای او شک کردم تا اینکه فهمیدم او هم معتاد شده و با مرد غریبه‌ای در ارتباط است. بعد از آن بود که به ملاقات برادرم رفتم موضوع را به او گفتم. به این ترتیب با پیگیری‌های قانونی حضانت نازنین به من سپرده شد. این اتفاق باعث شد من بیشتر با نازنین باشم و با هم بیشتر صحبت کنیم. به همین دلیل او را قانع کردم تا به اداره پلیس بیاید و از آن مرد شکایت کند.» 
با این توضیحات دختر نوجوان تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: «بعد از طلاق پدر و مادرم آواره شدم. گاهی خانه مادرم بودم و گاهی خانه عمه‌ام. حتی بعضی شب‌ها در پارک می‌خوابیدم. این شد که در پارک با دختران زیادی رفیق شدم و گرفتار اعتیاد شدم. این شرایط ادامه داشت تا اینکه روزی به پیشنهاد یکی از دوستانم با پرویز آشنا شدم. او وقتی شرایط سخت زندگی‌ام را فهمید قول ازدواج داد.‌» شاکی در ادامه گفت: «چند روزی از آشنایی من و پرویز گذشت و در مورد او با مادرم صحبت کردم. او گفت اگر با پرویز ملاقات کند و او را بشناسد اجازه می‌دهد تا رابطه‌ام را با او ادامه دهم! همانطور هم شد و بعد از آن ملاقات، بیشتر با پرویز رابطه داشتم.‌» شاکی در حالی‌که گریه می‌کرد، گفت: «چند ماهی گذشت و اما آن مرد به قولش عمل نکرد و فهمیدم مرا فریب داده است. به همین دلیل با راهنمایی‌های عمه‌ام تصمیم گرفتم از او شکایت کنم.»
با طرح این شکایت، در حالیکه تحقیقات برای شناسایی متهم ادامه داشت، شاکی در مراحل بازجویی‌ اظهارات تازه‌ای را مطرح کرد و گفت: «پرویز دوست پدرم بود. او وقتی فهمید پدرم به زندان افتاده از این قضیه سوءاستفاده کرد، به همین خاطر مرا تعقیب کرده و آدرس منزل مادرم را پیدا کرده بود. او با اصرار مرا فریب داد و بارها مرا به منزلش دعوت کرده بود.»
مأموران پلیس در جریان بررسی‌های بعد متهم را بازداشت کردند. او در بازجویی‌ها جرمش را انکار کرد و گفت رابطه او و شاکی در حد پیامک و ملاقات حضوری بوده است.
بعد از این توضیحات پرونده کامل و به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
صبح دیروز اولین جلسه رسیدگی به پرونده‌ به ریاست قاضی بابایی که در همان شعبه به صورت غیرعلنی برگزار شد. شاکی و متهم در دادگاه حاضر شدند و بعد از اعلام رسمیت جلسه، شاکی بار دیگر شکایت خود را مطرح کرد و گفت: «متهم از شرایط من سوء‌استفاده کرد و مرا فریب داد و برای او اشد مجازات را می‌خواهم.‌» سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و با انکار جرمش گفت: «من نازنین را دوست داشتم و وقتی از شرایط او باخبر شدم دلم برایش سوخت و قول ازدواج دادم. می‌خواستم او را کمک کنم اما در این مدت فهمیدم به مواد مخدر معتاد شده و هر بار به بهانه‌های مختلف قصد اخاذی دارد. این شد که از این تصمیم منصرف شدم و او با طرح این شکایت قصد اخاذی دارد.»
در پایان هیئت قضایی با توجه با اوراق پرونده، متهم را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه و وی را به خاطر رابطه نامشروع به شلاق و تبعید محکوم کرد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی