[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۲
  • دوره جدید

نامادری، مظنون شماره یک قتل دخترخوانده، روزنامه شیراز نوین

همشهری: زنی که متهم است با همدستی برادرش دخترخوانده ۱۶ساله‌اش را به قتل رسانده، در دادگاه اتهامش را انکار کرد و گفت که بی‌گناه است.
انكارهای این زن در حالی است كه پسر او در دادگاه علیه‌اش شهادت داد و گفت دیده كه او همراه دایی‌اش مرتكب قتل شده‌اند.
این جنایت روز 15اردیبهشت‌ماه سال 86 در شهر ری اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود كه به پلیس خبر رسید دختری 16ساله به نام سوگل در خانه پدرش به طرز مشكوكی جان باخته است.
پزشكی قانونی علت فوت دختر نوجوان را انسداد مجاری تنفسی تشخیص و اعلام كرد وی به قتل رسیده است. در این شرایط، تحقیقات كارآگاهان برای رازگشایی از این جنایت آغاز شد. بررسی‌ها نشان می‌داد كه پدر و مادر مقتول مدت‌ها قبل با وجود داشتن سوگل و پسری به نام احمد از یكدیگر جدا شده‌اند و پدر سوگل در ازدواج چهارمش، زنی 36ساله به نام نسرین را برای زندگی انتخاب كرده است. این زن نیز مطلقه بود و از ازدواج اولش یك پسر 8ساله داشت و مدت‌ها بود كه این خانواده 5نفره در كنار یكدیگر زندگی می‌كردند تا اینكه دختر نوجوان جان خود را از دست داد. چه‌كسی قاتل است؟
قتل سوگل در خانه اتفاق افتاده بود و ممكن بود یكی از اعضای خانواده قاتل باشد. اما به درستی معلوم نبود چه‌كسی نقشه قتل او را كشیده است. تحقیقات میدانی كارآگاهان نشان می‌داد كه سوگل با نامادری‌اش رابطه خوبی نداشت و همسایه‌ها بارها صدای داد و فریاد آنها را شنیده بودند. نسرین علاوه بر سوگل بارها احمد را نیز به باد كتك گرفته بود. در این شرایط نام وی به‌عنوان مظنون اصلی این جنایت مطرح شد. اما هنوز هیچ مدركی علیه وی وجود نداشت تا اینكه مأموران به تحقیق از پسر 8ساله او پرداختند. او در این تحقیقات با زبان كودكانه‌اش گفت كه مادر و دایی‌اش سوگل را خفه كرده‌اند.
او گفت: وقتی وارد اتاق شدم دیدم كه مادر و دایی‌ام بالای سر خواهر ناتنی‌ام هستند و گلوی او را فشار می‌دهند. همین اظهارات كافی بود تا نامادری سوگل به اتهام قتل و برادرش به اتهام معاونت در قتل بازداشت شوند. نسرین از همان ابتدا دست داشتن در قتل دختر ناتنی‌اش را انكار كرد و گفت بی‌گناه است.
او گفت: آن روز اصلاً برادرم به خانه ما نیامد. سوگل در اتاق خوابیده بود كه وقتی پدرش آمد فهمیدیم خفه شده است. من نمی‌دانم او چطور فوت شده اما من و برادرم بی‌گناه هستیم و در مرگ او نقشی نداریم. با وجود انكارهای این زن، تحقیقات از وی ادامه یافت تا اینكه وی صبح دیروز در دادگاه كیفری یك استان تهران محاكمه شد.
در این جلسه كه به ریاست دكتر محمدباقر قربانزاده و با حضور قاضی ملكی و قاضی غفاری برگزار شد، پدر سوگل گفت هنوز نمی‌داند چه خواسته‌ای دارد و از قضات 10روز فرصت خواست؛ اما مادر سوگل گفت خواسته‌اش قصاص است. در این شرایط، رئیس دادگاه از احمد به‌عنوان یكی از شهود درخواست كرد در جایگاه بایستد. او كه زمان وقوع حادثه 17سال داشت، درباره وضعیت خانوادگی‌شان گفت:
نامادری ما از همان روزی كه به‌عنوان چهارمین همسر با پدرمان ازدواج كرد ما را كتك می‌زد و رفتار بدی با من و خواهرم داشت. وی ادامه داد: روز حادثه خواب بودم كه با كتك‌های او بیدار شدم. او با یك آجر به سرم كوبید. می‌خواستم با او درگیر شوم اما سوگل اجازه نداد و گفت برو بیرون تا آرام شوی. اما وقتی به خانه برگشتم دیدم كه ماشین پلیس جلوی در خانه‌مان است و خواهرم خفه شده است.
در ادامه این جلسه، نسرین به جایگاه فراخوانده شد تا در برابر اتهام مباشرت در قتل عمدی از خودش دفاع كند. او گفت: من چهارمین همسر شوهرم بودم. او مرد بداخلاقی بود و به من خرجی نمی‌داد. او مدام من را كتك می‌زد و بدنم همیشه كبود بود. با این حال من دخالتی در مرگ دخترش نداشتم و در این سال‌ها بی‌گناه زندانی شده‌ام. من هیچ وقت قتل را گردن نگرفته‌ام، چرا كه من قاتل نیستم.
معاونت در قتل اتهام برادر نسرین است كه دیروز به وی تفهیم شد و او در دفاع از خودش گفت: آن زمان من نانوا بودم و زمانی كه حادثه اتفاق افتاد من در نانوایی‌ام بودم و همكارانم می‌توانند در این‌باره شهادت دهند. من هیچ دخالتی در این ماجرا نداشتم.
نفر بعدی كه درباره این جنایت مرموز صحبت كرد، پسر نسرین است. او كه آن زمان 8ساله بود به‌عنوان شاهد به دادگاه آمده بود تا آنچه 9سال قبل دیده بود بازگو كند. او گفت: آن روز مادرم و خواهر ناتنی‌ام با یكدیگر درگیر شده بودند و در این بین دایی‌ام به خانه‌مان آمد. آنها همراه سوگل به یكی از اتاق‌ها رفتند و سر و صدای‌شان می‌آمد.
من رفتم در اتاق را باز كردم. دیدم سوگل دراز كشیده و مادرم چیزی را داخل دهانش می‌ریزد و دایی‌ام پاهای سوگل را گرفته است. بعد هم یك بالش روی صورتش گذاشتند. آنها ناگهان من را دیدند و مادرم دعوایم كرد و گفت كه در را ببند و برو، وگرنه تو را هم خفه می‌كنم. من هم از ترس رفتم توی كمد دیواری و همانجا خوابم برد تا اینكه مأموران آمدند و من را از كمد بیرون آوردند.
در پایان این جلسه، قضات دادگاه برای تصمیم‌گیری درخصوص این جنایت مرموز وارد شور شدند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی