[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۸۸
  • دوره جدید

نویسنده‎های بی‌خبر از تاریخ و ادبیات، روزنامه شیراز نوین

محمد قاسم‌زاده گفت: نویسنده‌های ما حاصل کلاس‌های داستان‌نویسی و از تاریخ و ادبیات بی‌خبر هستند، که بخواهند سراغ رمان تاریخی بروند یا به آن فکر کنند.
این داستان‌نویس در گفت‌وگو با ایسنا، درباره رمان تاریخی و نوشتن در این گونه ادبی اظهار کرد: ما یک تاریخ طولانی داریم. ایران، تاریخ مکتوب سه‌هزارساله دارد؛ البته با توجه به اشیایی که پیدا شده باید چندهزار سال هم به آن اضافه کنیم، اما واقعیت این است که رمان تاریخی در کشورمان کم است.
او درباره گرایش نویسندگان در دوره‌های مختلف به این گونه ادبی گفت: در دوره رضاشاه با توجه به اینکه گرایش به ایران باستان از جانب حکومت تشویق می‌شد، عده‌ای شروع به نوشتن رمان تاریخی کردند که بیشتر آنها پاورقی‌های تاریخی بودند. با توجه به این‌که به منابع زیادی دسترسی نداشتند، مستندات این نوشته‌ها بسیار کم و ضعیف است و نویسنده‌ها فقط می‌خواستند جو حاکم آن روزگار  را راضی کنند. داستان‌هایی که راجع‌به خسرو پرویز، کوروش و داریوش  می‌نوشتند در حد پاورقی‌هایی است که امروز عاشقانه‌اش را در ادبیات‌مان می‌بینیم.
قاسم‌زاده اظهار کرد: در بین نویسندگان جدی‌ترمان، اولین کسی که به تاریخ توجه داشت صادق هدایت بود. او  در کتاب‌های «مازیار» و «پروین دختر ساسان»  به تاریخ توجه کرده است. توجه به تاریخ پس از صادق هدایت نزول پیدا می‌کند و نویسنده‌ها براساس اتفاقاتی که در جامعه رخ  می‌دهد می‌نویسند؛ یعنی رمان‌ها اجتماعی می‌شوند. در بین نویسنده‌های معاصر  رضا جولایی در کارهایش به تاریخ می‌پردازد. سه کار خود من هم در حوزه تاریخی قرار می‌گیرد.
این نویسنده با بیان اینکه رمان تاریخی، نوشتن تاریخ نیست، خاطرنشان کرد: رمان‌نویس مورخ نیست که تاریخ بنویسد، البته مورخ هم نمی‌تواند رمان بنویسد، زیرا چیزی که بر رمان حاکم است تخیل است. رمان‌نویس باید تخیل را اصل قرار دهد و تاریخ در درون تخیل او غوطه بخورد مانند رمان علمی‌تخیلی که علم نیست بلکه رمان است؛ تاریخ هم باید به این شکل باشد و رمان‌نویس نباید خود را در قامت یک مورخ ببیند.
او با تأکیدبر اینکه نسبت به تاریخ طولانی‌مان خیلی کم رمان تاریخی داریم گفت: این نقصانی در ادبیات ما است که با وجود تاریخ طولانی رمان تاریخی نداریم. البته این موضوع به نویسندگان برنمی‌گردد بلکه بیشتر به دستگاه‌های دولتی مربوط است. روس‌ها بیشتر از ما به تاریخ پرداختند که اوجش «جنگ و صلح» تولستوی است؛ تولستوی در «جنگ و صلح» تاریخ روایت نمی‌کند زیرا او مورخ نیست؛ زمانی که  «جنگ و صلح» را  می‌خوانید روح یک واقعه و بازتاب‌هایش را در آن می‌بینید.  اما نویسنده‌های ما راجع‌به کوروش به گونه‌ای می‌نوشتند که انگار مورخ‌اند.
نویسنده رمان «چیدن باد» درباره محدودیت‌های نوشتن در این ژانر ادبی اظهار کرد: در جوامعی مانند جوامع ما اگر نویسنده بخواهد برخلاف روح زمانه حرکت کند، مشکلات زیادی خواهد داشت، زیرا حاکمیت و تبلیغات رسمی ‌او را زیر سؤال می‌برند. رمان تاریخی چنین مشکلاتی دارد و ممکن است در تضاد با تبلیغات حکومت‌ها باشد که یا به آن اجازه انتشار نمی‌دهند و یا  اینکه دردسر ایجاد می‌شود. به همین دلیل نویسندگان ما کمتر سراغ رمان تاریخی می‌روند.
محمد قاسم‌زاده سپس افزود: واقعیت این است که نویسندگان ما از تاریخ اطلاعی ندارند. نویسندگان ما بیشتر حاصل کلاس‌های داستان‌نویسی‌اند و از تاریخ و ادبیات بی‌خبرند که بخواهند سراغ رمان تاریخی بروند یا حتی به آن فکر کنند. مهم‌ترین عامل، ناآگاهی نویسندگان از تاریخ است؛ تاریخ گذشته به کنار، تاریخ معاصر را هم نمی‌دانند. به‌طور مثال اولین تعطیلی فله‌ای مطبوعات کی و کار چه کسی بود؟ روز ۳۱مرداد ۱۳۵۳ به دستور امیرعباس هویدا ۶۳روزنامه در یک روز تعطیل شد. منتها آن موقع تعطیل و دادگاهی نکرد بلکه خرید؛ به هرکدام یک میلیون تومان داد و کسی اعتراضی نکرد. این بزرگ‌ترین آسیب فرهنگی جامعه ایران بود که نه مطبوعات در سالگرد این اتفاق کاری می‌کنند و نه اهل قلم حرفش را می‌زنند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی