[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۸۸
  • دوره جدید

دنیای پنهان کودکی در آثار کیارستمی، روزنامه شیراز نوین

گروه هنر - فاطمه قاسمی‌پور: همایش «کیارستمی، سینما و ادبیات کودک»، دیروز در دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شیراز برگزار شد. در این سمینار، شخصیت‌هایی چون جان استیونز، امیرعلی نجومیان و عباس جهانگیریان درباره ویژگی‌های سینمایی کیارستمی به تبادل نظر پرداختند. در حالی که بیشتر صحبت ها درباره موضوع واحدی مثل کودک قهرمان در سینمای کیارستمی، نگاه متفاوت او و خلاقیت‌های فیلمسازی او بود، امیرعلی نجومیان به موضوع اخلاق در آثار کیارستمی اشاره کرد. موضوعی که بی ارتباط با فلسفه و تفکر فلسفی در کودکان نیست.
تعریف اخلاق
امیرعلی نجومیان در تعریف اخلاق، آن را در دو عنوان اخلاق سنتی و اخلاق نوین مطرح کرد. وی در تعریف اخلاق کلاسیک گفت: «اخلاق کلاسیک، نظامی ارزشی است که خیر و شر و درستی و نادرستی را تعریف می‌کند، با گزاره‌های اخلاقی تعریف می‌شود، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی را تجویز می‌کند، قانون بنیاد است، جهان شمول است و سرشار از بایدها و نبایدها. در واقع این نظام سنتی، مجموعه ای از خوب‌ها و بدها را در اختیار افراد قرار می‌دهد.» انسان (کودک) در این نظام تعریفی چارچوبی دارد؛ مانند موجوداتی بی اراده در نظر گرفته می‌شود که برای آنها تصمیم گیری می‌شود؛ گویی وقتی در موقعیتی قرار می‌گیرند باید به کتاب اخلاقیات خود نگاه کنند و ببینید آیا این کار یا تصمیم درست است یا اشتباه، خوب است یا بد؟ این نظام اخلاقی برای بیشتر ما آشناست چرا که در مدرسه با آن بزرگ شدیم و نظام آموزش و پرورش مانند همین نوع اخلاق را پیاده می‌کرد (و می‌کند!) و به خانواده‌ها نیز آن را تجویز می‌کرد.
نجومیان در تعریف اخلاق نوین بیان کرد: «اما نظام اخلاق نوین، به حرکت از گزاره اخلاقی به پرسش اخلاقی، به جای گزاره هایی از پیش تعیین شده، می‌پردازد. این نظام با بازنگری در اخلاق کلاسیک، طرح خودسنجی اخلاقی را مطرح می‌کند. اخلاق نوین، مفهومی جهان  شمول ندارد که همه افراد در هر موقعیت و در هر کجا، باید از قانون هایی تعیین شده پیروی کنند، بلکه زمینه محور است و انتخاب خوب و بد را متناسب با بستر و شرایط، به عهده مخاطب می‌گذارد. این نظام، دیالوژیک و گفتمانی است و همچنان نیز براساس وضعیت گفتمان‌های اجتماعی، در حال بازتعریف است. همچنین، اخلاق در ارتباط با دیگری تعریف می‌شود؛ اگر دیگری وجود نداشته باشد هیچ گزاره اخلاقی باقی نمی ماند مسئولیت اخلاقی یعنی پذیرش دیگری.»
این نظام اخلاقی، تصمیم درباره خوبی و بدی و درستی و نادرستی را به عهده خود فرد می‌گذارد. در واقع این مفهوم تا حدی همسو با این سخن است که آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند؛ چرا که به فرد می‌آموزد خودش را در موقعیت شخص مقابل قرار دهد و سپس تصمیم بگیرد. 
این نگاه به اخلاق با فلسفه و تفکر فلسفی همپوشانی بسیار دارد که پس از بیان صحبت‌های امیرعلی نجومیان درباره اخلاق سینمایی کیارستمی، روشن تر خواهد شد. به گفته نجومیان «در سینمای کیارستمی با چرخشی از اخلاق تجویزی به سمت اخلاق مدرن و خودسنجانه روبه‌رو هستیم. سینمای کیارستمی تا جای ممکن قضاوت نمی کند، گزاره‌ای مطرح نمی کند و بیشتر به دنبال چرایی رفتارها و گفتارهاست.» از این منظر، می‌توان «چرایی» را با تفکر فلسفی پیوند داد. 
در تفکر فلسفی نیز، ابتدا به طرح پرسش پرداخته می‌شود و سپس با        دیالکتیک و گفتگو، در تلاش برای رسیدن به پاسخ است. 
بوطیقای اخلاق کودکی در سینمای کیارستمی
نجومیان پس از تعریفی کلی از بوطیقا، سه حوزه کلی بوطیقا را مطرح کرد: اول اینکه به دنبال طرح نظام‌های بازنمایی هنر است؛ دوم به دنبال طرح سیر دگرگونی این نظام است و سوم اینکه این نظام بازنمایی چگونه طبقه بندی می‌شوند.
نجومیان سپس گفت: «اولین کار مهم کیارستمی این است که او اخلاق را همیشه با طرح یک پرسش یا مسئله می‌سازد. مثلاً در فیلم دو راه حل برای یک مسئله، کیارستمی تخته سیاهی می گذارد و دو ستون می‌کشد و می‌گوید اگر نادر این چنین برخورد کرد با احمد، این طور می‌شد و اگر این برخورد دیگر را بکند، این طور می‌شود. دو ستون می‌سازد و در نهایت اجازه می‌دهد شما بین این دو ستون قضاوت و مقایسه کنید. اینجاست که ساختار زیباشناختی اخلاق کیارستمی، با طرح پرسش مطرح می‌شود.»
اتفاقی که در فلسفه برای کودکان و آموزش تفکر فلسفی می‌افتد نیز مشابه همین ساختار است. در تفکر فلسفی با شرح موقعیت برای کودک، از او خواسته می‌شود به مقایسه بپردازد و خود، قضاوت کند کدام یک خوب است یا بد. این نوع تفکر منجر به بحث و گفتگو و نوعی چالش در بین مخاطبان تبدیل می‌شود تا هر کس راجع به آن موضوع خاص فکر کند، بی واهمه بر زبان بیاورد و شنونده نظرات دیگران درباره آن باشد تا از زاویه دیدهای مختلف بررسی شود.
از دیدگاه نجومیان «کیارستمی هیچ گاه سعی نمی کند بیننده با شخصیت داستان، همذات پنداری کند، چرا که این کار یکی از آفت‌های حوزه اخلاق است که قوه تعقل را ساقط می‌کند!» 
در فلسفه نیز فقط به شرح موقعیت شخصیت داستان برای کودک بسنده می‌شود و سپس کودک آن موقعیت تنها گذاشته می‌شود تا بتواند به تفکر و انتخاب بپردازد. 
او ادامه داد: «یکی دیگر از ساز و کارهای زیباشناختی اخلاقی کیارستمی با طرح روایت‌های موازی است؛ مانند فیلم‌های دو راه حل برای مسئله،  من هم می‌توانم و... .
کیارستمی در ابتدای کارش در کانون، بیشتر به دنبال طرح آموزشی به مخاطب است اما در مرحله دوم با عبور از این مرحله به دنبال طرح اخلاق مدرن است.» 
نجومیان درباره سومین حوزه بوطیقای سینمای کیارستمی گفت: «مهمترین مسئله اخلاق کودکی در دنیای کیارستمی، رابطه میان کودک و بزرگسال است. در واقع این مناسبات، مرکز و اساس اندیشه اخلاق کیارستمی را می‌سازد. برای همین منظور باید دید بزرگسالان در سینمای کیارستمی چگونه انسان هایی هستند. بزرگسالان، آدم هایی متظاهر، دورو، بی‌تفاوت، سلطه‌جو، نادان نسبت به دنیای کودکی هستند.» 
به همین دلیل، تفکر فلسفی می‌کوشد با محوریت قرار دادن خود کودکان، به حل مسئله بپردازد. در این نوع آموزش، از مربی به عنوان تسهیل گر یاد می‌شود، چرا که نقش او یاری گری به کودکان و هدایت است، نه جهت‌دهی به افکار آنان. تسهیل گر پرسش اصلی را با روایت یک داستان مطرح می‌کند و کودکان را به بحث درباره آن تحریک و ترغیب می‌کند. 
تفکر فلسفی کودک را از پیروی و تکیه منع می‌کند و درصدد ساختن فضایی است که کودک بتواند به راحتی افکار خود را بیان کند و البته شنیده شود؛ بدون این که فرد بزرگسالی دخالت جدی و مستقیم داشته باشد. 
ویژگی‌های کودکان در فیلم‌های کیارستمی
نجومیان سپس به بیان ویژگی‌های کودکان در فیلم‌های کیارستمی پرداخت: «کودکان، جسور و زیرک‌اند. به نوعی می‌توان گفت جسارت، از ویژگی‌های اخلاق نوین و در پی شکستن قانون دنیای بزرگسالان است.»
اصل پرسشگری هم از جسارت نشئت می‌گیرد. اگر کودک جسارت پرسش ندارد، نمی تواند صدای مخالف خود را به گوش دیگران و جامعه برساند و مجبور به انطباق با فضا و موقعیتی می شود که از آن بیزار است و چه بسا با نوعی اختلال در شناخت خود روبه رو شود. این روند تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کند و در نهایت به کودکان نسل بعد نیز منتقل می‌شود. 
نجومیان از دیگر ویژگی های کودک گفت: «کودک سینمای کیارستمی، کودکی سمج و مصمم در رسیدن به  اهداف خویش است. با این که کیارستمی تصویری آرمانی از این تلاش ارائه نمی دهد و لزوماً به موفقیت منجر نمی شود، اما کودک مصمم است که به هدف خود برسد و دست از تلاش بر نمی دارد.» 
فلسفه نیز به دنبال پاسخی قاطع برای پرسش یا پرسش‌های مطرح شده نیست و بیشتر اوقات ذهن مخاطب را همچنان درگیر مسئله باقی می‌گذارد تا خود، بتواند به نتیجه ای قطعی برسد. 
اینکه فیلمسازان کودک ایران تا چه اندازه از سینمای منحصر به فرد کیارستمی تأثیر پذیرفته اند، بحثی است که اکنون مجال پرداختن به آن نیست. آن چه مطرح است درک عمیق کیارستمی از دنیای کودکی و تسلط و آگاهی عمیق او به این موضوع است. مطرح شدن تفکر فلسفی، عمر زیادی در ایران ندارد، در حالی که کیارستمی سال ها پیش با بیانی نمادین به طرح آن پرداخت و کودک آرمانی و دنیای ایدئال خود را در فیلم هایش مطرح کرد. کودکی که مستقل است و می‌تواند خود، تصمیم گیرنده باشد، بدون این که نیازی به سایه سنگین و قاطع بزرگسالان داشته باشد. 
به گفته نجومیان «در سینمای کیارستمی هر کودکی با کودک دیگر تفاوت دارد.» این نگاه در آموزش و پرورش نوین، بسیار تأیید شده است. توجه به تفاوت‌های کودکان و شنیدن صداهای مختلف کودکان، تأثیر بسیاری بر نوع نگاه به آنها و نحوه آموزش آنان خواهد گذاشت. در واقع، کودک دیگر مثل یک ربات فرض نمی شود؛ بلکه هر کودک، دنیای فکری خاص خودش را دارد که هماهنگ با آن می‌تواند به مسائل، نگاهی متمایز از دیگران داشته باشد. 
وی همچنین گفت: «کودک کیارستمی تنهاست و تحت سلطه بزرگسالان؛ او بین گفتمان بزرگسال و گفتمان کودکی خود گیر افتاده و نمی داند چگونه با این تناقض کنار بیاید!» واقعیتی که از دیرباز در آموزش و پرورش وجود داشته و هیچ گاه فضایی برای حرف زدن و گفتمان با کودک فراهم نکرده است. 
او به این نکته اشاره کرد که «کودکان برای خودشان دنیایی پنهان می‌سازند که بزرگسال هیچ دسترسی به آن ندارد» 
این اتفاق زمانی می‌افتد که هیچ اهمیتی به دنیای متفاوت کودک داده نمی شود؛ چرا که کودک شخصیتی مستقل ندارد. در حالی که یکی دیگر از ویژگی‌های کودک سینمایی کیارستمی، دستیابی به استقلال است. این، یکی از اهداف مهم تفکر فلسفی است. استدلال در فکر و در عمل. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی