[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۰۷
  • دوره جدید

قربانیـان پـرده نقــره‌ای، روزنامه شیراز نوین

مروری بر فیلم‌هایی که صدمات جبران‌ناپذیری بر نقش‌آفرینان وارد کردند

قربانیـان پـرده نقــره‌ای

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

هنر هفتم گاهی قربانی می‌گیرد. با ورود جلوه‌های ویژه به سینما، تصور بر این بود که دوران دکورهای حجیم و صرف هزینه‌های چند صد هزار دلاری به پایان رسیده و با اتکا به تکنیک‌های پرده آبی، به راحتی می‌توان به خلق تصاویر واقعی به صورت مجازی همت گماشت. با گذشت زمان شاهد بودیم که تصاویر مجازی هر روز رنگ و بوی واقعی‌تری به خود می‌گرفتند و کار تا جایی پیش رفت که باور مجازی بودن بسیاری از آنها برای تماشاگران دشوار می‌نمود. در این میان، بسیاری از کارگردانان بزرگ و صاحب‌نام به استفاده تمام‌عیار از جلوه‌ها روی خوشی نشان ندادند و در مواردی ضروری از آنها بهره‌براری ابزاری انجام دادند. چراکه از نگاه آنان، ماهیت هنری سینما بر بن‌مایه‌های سخت‌افزاری و تصاویر رئال بنا شده و به راحتی نمی‌توان با کنار گذاشتن میزانسن‌های حقیقی، به استفاده رادیکالی از جلوه‌های ویژه همت گماشت. اصرار فیلم‌سازان بزرگ و پیروی هواداران آنها، سبب شد پرده نقره‌ای به آوردگاه تمام‌عیاری برای سکانس‌های مجازی تبدیل نشده و تصاویر واقعی در هجوم تکنولوژی رایانه‌ای از پا درنیایند. 
اما در این میان، مشکل بزرگی وجود داشت؛ بسیاری از آثار سینمایی و به ویژه فیلم‌هایی که در ژانر ماجراجویانه و اکشن تولید می‌شدند، خسارت‌ها و هزینه‌های زیادی بر جای می‌گذاشتند. مایکل بی، برای مجموعه آثار تغییر شکل دهندگان بارها و بارها خیابان‌های نیویورک را به میزانسنی آخرالزمانی تبدیل کرده و هزینه‌های چندصد میلیون دلاری را بر دریم ورکرز و پارامونت پیکچرز تحمیل می‌کند. بر خلاف تصور عمومی، قسمت محدودی از نابودگر با استفاده از تکنیک‌های پرده آبی و تصاویر رایانه‌ای تهیه شده است و جیمز کامرون برای لانگ‌شات‌های خیابانی، از هیچ هزینه‌ای دریغ نکرده است. اگرچه با نگاهی به میزان فروش فیلم‌های سرشناس سینمای جهان درمی‌یابیم فروش فیلم به خوبی توانسته هزینه‌های ساخت آن را جبران کرده و سود‌های چندصد میلیون دلاری برای سازندگان به ارمغان آورد؛ همیشه هزینه‌هایی که بر تهیه کنندگان تحمیل می‌شود جنبه مادی ندارد. گاهی نقش‌آفرینان اصلی و گروه بدلکاری برای خوش‌ساخت درآمدن یک سکانس ماجراجویانه به شدت آسیب دیده و برای جان بخشیدن به سینما، تا پای مرگ به پیش می‌روند. پس از آسیب دیدن ستاره فیلم، پروژه باید برای چندین هفته متوقف شود و بنا بر قرارداد عوامل، در این مدت شرکت فیلم‌سازی موظف است حقوق آنها را پرداخت کند. با این وجود، بسیاری از ستاره‌های سینما و کارگردانان صاحب‌نام ترجیح می‌دهند در سکانس‌های پرخطر همچنان از بازیگران اصلی استفاده کرده و به لانگ‌شات‌هایی که چهره بازیگر در آنها آشکار است بسنده کنند. 
یکی از اسطوره‌هایی که هیچ‌گاه از بدلکار استفاده نکرد، جکی چان است. او در چهار دهه فعالیت در عالم سینما بیش از ده‌ها بار دچار انواع مصدومیت‌ها و شکستگی‌ها شد و اکنون که در دهه ششم زندگی‌اش قرار دارد، همچنان اعتقادی به استفاده از بدلکاران ندارد. در سوی مقابل، سیلوستر استالونه است که با وجود استفاده مکرر از گروه بدلکاری، باز هم در سکانس‌های زیادی از مجموعه بی‌مصرف‌ها دچار آسیب‌دیدگی‌های متعدد شد و فیلمی که قرار بود در مدت زمان چهار ماه به پایان برسد، پس از گذشت نه ماه به انتها رسید. با مروری بر آثار فیلم‌هایی که بیشترین صدمات جسمی را بر بازیگران تحمیل ساخته‌اند، درمی‌یابیم با گذشت زمان و و فاصله گرفتن از سینمای خوب کلاسیک، بسامد جراحت‌های نقش‌آفرینان و بدلکاران در پروژه‌های سینمایی به مراتب کمتر شده است و کمتر خبری مبنی بر مرگ سوپراستار در لوکیشن فیلم منتشر می‌شود. البته برای اهالی سینما مرگ پسر بروس‌لی در یکی از سکانس‌های اصلی فیلم کلاغ، هنوز مبهم مانده است. او در سکانسی آماج گلوله‌های دشمنان قرار گرفت و در کمال ناباوری، یکی از گلوله‌هایی که به وی اصابت کرد واقعی بود و سبب مرگ براندن لی شد. تحقیقات پلیس هم راه به جایی نبرد و پس از گذشت چند دهه، دلیل مرگ وی در پرده‌ای از ابهام باقی ماند. در ادامه، مروری گذرا بر مجموعه آثاری داریم که صدمات جبران‌ناپذیری بر نقش‌آفرینان وارد ساخته‌اند.

تروی 
فیلم حماسی-جنگی «تروی»  با ۱۷۵میلیون بودجه ساخت، یکی از پرهزینه‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما است که با وجود زیبایی‌های همه‌جانبه فیلم و تصاویر خیره کننده‌اش، با بی‌مهری و بی‌توجهی مواجه گردید. فروش فیلم در سینماهای داخلی ایالات متحده ناچیز بود و نقدهای منتقدان نیز متوسط و متفاوت بود. با وجود اینکه فیلم «تروی» یکی از زیباترین فیلم‌های حماسی تاریخ به شمار می‌آید؛ امروزه این فیلم را بیشتر به دلیل مرگ دردناک و باورنکردنی یکی از بدلکاران فیلم و زخمی شدن یکی دیگر از عوامل فیلم به یاد می‌آورند. در یکی از صحنه‌های شلوغ فیلم، یکی از بدلکاران فیلم به نام جورج کامیلیری، ناگهان زیر دست و پای جمعیت و سواران مانده و قسمت پایین یکی از پاهای او به شدت آسیب دید. چند هفته بعد از جراحی، وی بار دیگر به بیمارستان منتقل شده و دو روز بعد اعلام شد به دلیل انسداد عروق ریوی درگذشته است. همچنین برد پیت که در این فیلم نقش اصلی فیلم یعنی شخصیت آشیل را بازی می‌کرد، در صحنه‌ای دچار پارگی تاندن آشیل (چه اتفاق جالبی!) شده و این موضوع باعث شد ادامه فیلم‌برداری به مدت ۱۰هفته به تعویق بیفتد. 
دنیای آبی 
فیلم «دنیای آبی» را باید یکی از بدترین و غیرطبیعی‌ترین فیلم‌های کوین کاستنر دانست که باعث شد او به یکباره از بازیگر و کارگردانی سرشناس، به شخصی فراموش شده در دنیای‌ هالیوود تبدیل شود و کاستنر بعد از این فیلم دیگر نتوانست اعتبار گذشته خود را به دست آورد. این فیلم که در زمان خود پرهزینه‌ترین فیلم تاریخ لقب گرفته بود، به سختی توانست در سینماهای ایالات متحده نیمی از بودجه خود را بازگرداند؛ هرچند به لطف فروش بین‌المللی‌اش توانست از شکست تجاری گریخته و کمی نیز سودآوری داشته باشد.
سفرهای دریایی این فیلم چیزی فراتر از خطرناک بوده و چیزی نمانده بود که برخی از بازیگران و عوامل تولید سریال از جمله بازیگر نقش اولش، در نتیجه این حوادث کشته شوند. دریازدگی و نیش ستاره دریایی و عروس دریایی به امری متداول تبدیل شده بود. یکی از دکورهای پرهزینه فیلم در دریا غرق شد و یکی از غواصانی که برای جلوگیری از غرق شدن آن تلاش می‌کرد، تا دم مرگ پیش رفت. جین تریپلهورن، بازیگر زن نقش اصلی و تینا ماجورینو، بازیگر خردسال فیلم نیز هنگامی که قایقشان بدون هیچ دلیل خاصی غرق شد، توسط غواصان نجات داده شدند.
بی‌مصرف‌ها ۳ 
با توجه به مسن بودن بازیگران، جای تعجبی ندارد که فیلم‌برداری صحنه‌های اکشن فیلم «بی‌مصرف‌ها ۳» باعث شد بسیاری از این بازیگران صدمه جسمی ببینند. سیلوستر استالونه ۶۸ساله در نتیجه سقوطی ترسناک دچار آسیب‌دیدگی شدید کمر شد که باعث گردید طی یک جراحی، یک صفحه فلزی در پشت او کار گذاشته شود. البته استالونه در فیلم اول این مجموعه نیز دچار حادثه شد که ضربه سختی به گردن او وارد کرد. آنتونیو باندراس نیز در همان برداشت اول دچار آسیب دیدگی از ناحیه زانو شد. با این وجود، بدترین اتفاق برای جیسون استاتهام افتاد که البته نشان داد وی در واقعیت نیز همانند فیلم‌هایش یک جان‌سخت به تمام معناست.
غرش 
شاید اگر بخواهیم فیلمی را نام ببریم که به طور ویژه برای آسیب رساندن به عوامل تولید ساخته شده است، هیچ فیلمی بهتر از «غرش» پیدا نکنیم. این فیلم داستان خانواده‌ای را روایت می‌کرد که در تعطیلات در آفریقا توسط حیوانات وحشی جنگل مورد حمله قرار می‌گیرند و البته فیلم به دیوانه‌وارترین شکل ممکن به تصویر کشیده می‌شد. در تمام طول فیلم‌برداری، بازیگران دچار صدمه و آسیب می‌شدند. هدرن خود از ناحیه سر توسط یک شیر گاز گرفته شد و نیل مارشال نیز بارها مورد حمله حیوانات قرار گرفت که در نهایت، باعث شد وی قانقاریا بگیرد. گریفیث نیز نزدیک بود در اثر حمله، یکی از چشم‌هایش را از دست بدهد و به زخم صورتش نیز چندین بخیه زده شد. فیلم‌بردار فیلم، ژان دی بونت نیز مورد حمله شیر قرار گرفته و نزدیک بود پوست سرش توسط شیر کنده شود که در نهایت، به ۲۰۰بخیه منتهی شد. 
 تحریم ایگر 
سومین تجربه کارگردانی کلینت ایستوود، فیلم «تحریم ایگر» بود که بر اساس رمانی مشهور به همین نام ساخته شده و داستان آشنای آدمکشی بازنشسته را روایت می‌کرد که برای انجام آخرین کار خود بازمی‌گردد. در یکی از صحنه‌های خطرناک فیلم، ایستوود باید در ارتفاع چند هزار پایی معلق بماند. وی پس از اکران فیلم در مورد این صحنه به راجر ایبرت چنین گفت: من نمی‌خواستم از بدلکار استفاده کنم، زیرا می‌خواستم از لنزهای تله فوتو استفاده کرده و خیلی آرام دوربین را به صورتم نزدیک کنم تا همه ببینید همه چیز واقعی است. 
بعدها در طول فیلم‌برداری، صحنه‌ای دیگر در سقوط از کوه، مایک هوور مشاور کوهنوردی فیلم در اثر لغزیدن تکه‌سنگی بزرگ به شدت مصدوم شد و یکی از بدلکاران نیز جان خود را از دست داد. بدین ترتیب ایستوود تصمیم گرفت از این صحنه چشم‌پوشی کند، اما بقیه بدلکاران او را از این تصمیم منصرف کردند، زیرا نمی‌خواستند تلاش‌های همکار کشته‌شده‌شان بدون نتیجه و فایده باشد.
منطقه گرگ و میش
یکی از بدترین و دردناک‌ترین مرگ‌ها در طول فیلم‌برداری در دوران مدرن سینما، مربوط به آخرین روز فیلم‌برداری فیلم «منطقه گرگ و میش: فیلم» بود. یک مار و دو تن از بازیگران خردسال فیلم که ۶ و ۷ساله بودند در اثر یکی از باورنکردنی‌ترین و عجیب‌ترین تصادفات کشته شدند: افتادن هلی‌کوپتر روی آنها که باعث له شدن یکی از بچه‌ها و قطع شدن سر مار و دیگر بچه شد. علت این حادثه مرگبار و وحشتناک، زمان‌بندی نامناسب جلوه‌های ویژه مربوط به صحنه‌های انفجار و پرواز هلی‌کوپتر در ارتفاع بسیار پایین بود. جالب‌تر اینکه بعد از این حادثه، کارگردان فیلم، جان لندیس و چهار تن دیگر از عوامل فیلم از جمله مسئول جلوه‌های ویژه و خلبان هلی‌کوپتر مورد پیگرد قانونی قرار گرفته و به جرم قتل غیرعمد محاکمه شدند که در نهایت، بی‌گناه شناخته شده و کمپانی برادران وارنر توانست رضایت خانواده مقتولان را کسب کند. 
رزیدنت ایول: فصل پایانی 
فیلم‌های «رزیدنت ایول» اگر چه هیچ گاه مورد پسند منتقدان واقع نشد، شش فیلم از این فرانچایز در طی ۱۵سال سود زیادی نصیب تهیه کنندگان کرد و عنوان پرفروش‌ترین فیلمی را که از یک بازی کامپیوتری اقتباس شده در طول تاریخ سینما به خود اختصاص داد. اما ساخت این قسمت پایانی با خطرات و مشکلات زیادی همراه بود که جان عوامل فیلم را به شدت در معرض خطر قرار داد. در یکی از صحنه‌ها، یکی از بدلکاران به نام اولیویا جکسون سوار بر موتور با پایه دوربین برخورد کرد که در نتیجه آن، وی مدتی در کما به سر برد. وی بعدها در این مورد گفت: پوست من از داخل پاره شده بود و استخوان گردنم نیز ترک برداشت. دندانم جایی رفته بود که قبلاً گونه‌ام بود. با مرفین درد شانه شکسته، جمجمه ضرب دیده، ریه از کار افتاده، خونریزی مغزی، ترقوه، دنده‌ها و مهره‌های شکسته را کاهش می‌دادم. 
دست چپ او برای همیشه فلج شده و در نهایت قطع شد. 
ملکه آفریقایی 
فیلم کلاسیک «ملکه آفریقایی» یکی از بزرگ‌ترین و بهترین فیلم‌های جان هیوستون، کارگردان و بازیگر سرشناس آمریکایی است. وی که از جنگل‌های مصنوعی استفاده شده در فیلم‌های‌ هالیوودی آن زمان خسته شده بود، سعی کرد از تجربیات خود در ساخت فیلم «گنج‌های سیرا مادره» که در لوکیشنی طبیعی در مکزیک فیلم‌برداری کرده بود استفاده کند. بدین ترتیب هیوستون تصمیم گرفت ماجراجویی جدید خود در حوزه فیلم‌سازی را به مدت ۷هفته در اوگاندا و کنگو فیلم‌برداری نماید.
بازیگران و عوامل این فیلم علاوه بر اینکه در این مدت توانستند از دست کروکودیل‌ها، مارها و پشه‌های ناقل بیماری فرار کنند، برخی اوقات به دلیل مصرف آب غیربهداشتی به اسهال خونی مبتلا می‌شدند، به نحوی که همواره باید توالت نزدیک محل فیلم‌برداری قرار داشت. تنها کسانی که به اسهال خونی مبتلا نشده بودند خود هیوستون و همفری بوگارت بودند. 
بن هور
همه فیلم حماسی «بن هور» را به خاطر صحنه فوق‌العاده زیبای مسابقه ارابه‌رانی آن به یاد دارند و این صحنه، در بزرگ‌ترین لوکیشنی که تا آن زمان ساخته شده بود فیلم‌برداری شد که بیش از ۱۸هکتار مساحت داشت. همچنین در آن زمان این صحنه پرهزینه‌ترین صحنه سینما به شمار می‌رفت که ساخت آن بیش از ۴میلیون دلار هزینه در بر داشت. در یکی از این سکانس‌ها، شخصیت جودا بن هور به دلیل برخورد ارابه‌اش به یک ارابه واژگون شده از سمت جلو ارابه خودش پرت می‌شود که در واقع، توسط یک بدلکار انجام شده و یکی از بهترین بدلکاری‌های تاریخ سینما نامیده می‌شود. این حادثه فقط باعث برشی نسبتاً عمیق در چانه بدلکار شد، اما بسیاری بر این باورند که استودیو مترو گلدوین مایر مرگ دست‌‌کم یکی از بدلکاران فیلم را مخفی نگه داشته است، زیرا بعید است در چنین صحنه‌های خطرناکی کسی کشته نشود.
فرشتگان جهنمی 
فیلمی به نام «فرشتگان جهنمی» که فیلمی در مورد نبردهای هوایی جنگ جهانی اول بود. هیوز خود یک خلبان افسانه‌ای و نترس بود و برای ساخت این فیلم، بزرگ‌ترین ناوگان هوایی شخصی که شامل ۸۷جنگنده بود را تهیه کرده و چندین خلبان جنگی کارآزموده را برای انجام صحنه‌های نبرد هوایی بی‌نظیر فیلم استخدام نمود. این فیلم فقط سه دهه پس از ساخت اولین هواپیما ساخته شد، اما صحنه‌های آن هنوز هم در تاریخ سینما بی‌نظیر هستند؛ صحنه‌هایی که به مرگ سه تن از عوامل تولید و از بین رفتن بخشی از صورت هیوز منتهی شد. وی خود یکی از صحنه‌های بدلکاری را انجام داد که خلبانانش به دلیل خطرناک بودن از انجام آن سر باز زده بودند. ساخت این فیلم بیش از یک سال و نیم به طول انجامید و باعث درماندگی هیوز شد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی