[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۳۰
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

انزوای اقتصادی

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

رابطه تولید داخلی و تحریم‌های خارجی، همان معادله تورم و انزوا است. ما وقتی دچار بحران اقتصادی اجتماعی می‌شویم که تأثیرات حوزه سیاست بیش از آنچه که باید بر حوزه اقتصاد مشهود است. 
اگر به طور علمی‌ و آکادمیک موضوع نابسامانی اقتصاد کشور را در سنوات گذشته و امروز بررسی کنیم، آنچه بیش از هرچیز دیگری برجسته و جلب‌کننده نظر است، نوع مدیریت مدیران نصب‌شده در حوزه اقتصادی است. درواقع، مدیران ما شاه‌مهره تولید و گسترش اعتبارات اقتصادی بوده‌اند و متأسفانه نوع عملکرد آنان باعث بحران‌های امروز شده است. البته گله اصلی در این بخش برای نصب مدیران اقتصادی را باید متوجه نمایندگان مجلس کرد؛ چراکه اقتصاد ایران دولتی است و بخش خصوصی سهم درخور توجهی در آن ندارد؛ نصب مدیران دولتی نیز در کشور و استان‌ها معمولاً با نظر نمایندگان مجلس انجام می‌شود و اصولاً فشار در حوزه نصب مدیران تحمل‌ناپذیر و باورنکردنی است.  اجرای پروژه سفارشات برای نصب مدیران در کشور اولین و بزرگ‌ترین آسیب حوزه اقتصادی خصوصاً در حوزه رانت است. معمولاً مدیران ما براساس شایسته‌سالاری نصب نمی‌شوند که اگر چنین بود، نباید وضع اقتصادی اجتماعی ما با تأثیرات بر حوزه اقتصادی به این شکل درمی‌‌آمد. 
در حوزه مجلس شورای اسلامی ‌و عمده انتقاد ما به آنان، بر این باوریم که اگر نمایندگان مجلس به شکلی قانونی و دلسوزانه منتقد مسائل به مشکل تبدیل‌شده اقتصادی بودند و طرح سؤال از مسئولان را بایکوت نمی‌کردند، به این روزگار گرفتار نمی‌شدیم. اما تأثیر بر نصب مدیران و فشارهای وارده، باب هرگونه گفت‌وگو و انتقاد را بسته نگه می‌دارد، چراکه خودکرده را تدبیر نیست. علاوه بر این مشکل، با مشکلات دیگری نیز در نوع نگاه نمایندگان مواجه بوده و هستیم و آن، بخشی‌نگری است. آفتی که با وجود بروز مشکلات، همچنان برای توسعه‌خواهی حوزه انتخابیه ادامه دارد. 
همین چندروز پیش برنامه‌ای از تلویزیون، آن هم شبکه‌های داخلی درحال پخش بود و میهمان ویژه این برنامه، یکی از اساتید دانشگاهی با رویکرد اقتصادی بود. اولین بحثی که توسط این استاد برجسته مطرح شد، همین موضوع مدیریتی و تأثیر آن بر اقتصاد، روابط اجتماعی و البته منابع و منافع داخلی و حضور در بازارهای جهانی بود.
نگاه به صرف منابع در گذشته و ارزش افزوده آن در حال، بسیاری مدیران تاریخ گذشته را زیر سؤال می‌برد. با این اوصاف، پی به دوری نظرات اجرایی دانشگاه و حوزه‌های اجتماعی اقتصاد می‌بریم؛ چراکه در معادلات علمی‌ دو بخش قانونگذاری و اجرای کشور زیر سؤال می‌روند.
سؤال از آنجا شروع می‌شود که تأثیر منابع صرف‌شده و منافع کسب‌شده در حوزه اقتصاد چیست؟ به طور مثال، ما منابع آبی خودمان را صرف کسب منافع اقتصادی در بخش کشاورزی ‌کردیم. استان فارس سال‌ها رتبه اول تولید گندم کشور بوده و برای این رتبه هر سال جشن‌‌های بزرگی گرفته می‌شد و برگزارکننده آن، خود دولت بود. شکی نیست منافع بسیاری از این بابت کسب شده است، چه ریالی و چه ارزی؛ اما سرمایه‌گذاری مناسبی در حوزه آب انجام نشده که هیچ، آن مصرف افزون بر ظرفیت منابع باعث گرفتاری‌های غیر قابل حل امروز شده است. ما دیروز تولیدکننده اول گندم و انبار غله کشور بودیم؛ اما امروز همان تولیدکنندگان به بیکاران بزرگی تبدیل شده‌اند و این یعنی بدون برنامه بودن! 
بحران آبی امروز حاصل بی‌تدبیری دیروز است و باید دید چه کسانی مجری این برنامه‌های غلط و بدون پایه و اساس بوده‌اند. مجریان نصب شده و غیر پاسخگو!
نقطه سرخط: برای خروج از بحران باید متوسل کدام برنامه دارای سه گرایش کوتاه، میان و بلندمدت شد؟ آیا فرصتی برای جبران اشتباهات گذشته داریم؟ آیا تصمیمی ‌برای جبران اشتباهات گرفته‌ایم؟ با ادامه مسیر به شکل فعلی، قطعاً قادر به ادامه نخواهیم بود؛ چراکه طی طریق در سنوات گذشته با منابع میراثی، پایان راه و ذخایر را نشان می‌دهد. ما چیزی تولید نکردیم که حالا منافعش را صرف کنیم. امیدواریم با تغییر رویکرد در بخش‌های سیاسی- اقتصادی، شاهد بهبود اوضاع داخلی و روابط خارجی باشیم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی