[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۵۳
  • دوره جدید

جشن نابودی سینمای کودک، روزنامه شیراز نوین

بررسی چرایی سهم ناچیز سینمای کودک از هنرهای نمایشی ایران

جشن نابودی سینمای کودک

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

یادداشت: اگر با این پیش‌فرض شروع کنیم که فرهنگ در زمره بنیادی‌ترین زیرساخت‌های جوامع به حساب می‌آید، قطعاً به بیراهه نرفته‌ایم. در میان همه زیرمجموعه‌هایی که برای مؤلفه‌های فرهنگی برشمرده می‌شود، بدون شک سینما در مقام جهان‌شمول‌ترین هنرها توانسته همانند مدیومی توانمند، به همه اهدافش دست یابد. از یاد نبریم که مفاهیم ارائه شده در کالبد هنر هفتم به شیوه نرم، زیرپوستی و غیرمستقیم عرضه می‌شوند و به همین دلیل، آستانه جبهه‌گیری مخاطبان در سفلی‌ترین حد ممکن قرار می‌گیرد. به هر اندازه که انسان معاصر حوصله‌ای برای نصیحت و پندشنوی ندارد، به مقیاس بیشتری دریچه ذهن و ضمیر ناخودآگاه او در رویارویی با آثار نرم فرهنگی انعطاف‌پذیر است. به همین دلیل است که سیاسیون، آشکارا به آوردگاه‌های نقره‌ای هجوم آورده و از آن به عنوان دستاویزی در مسیر نیل به اهداف خود بهره می‌جویند.
اما در برهه‌ای که از سینمای کودک سخن به میان می‌آید، با شرایط حساس‌تری روبرو خواهیم بود. ضمیر ناخوآگاه کودکان و نوجوانان، همانند لوحی پاک آماده ثبت رویدادها و داده‌های محیط پیرامون است و به سادگی به شکل ظرف درمی‌آید. به همین دلیل است که سردمداران سینمای جهان توجه ویژه‌ای به ژانر داستان‌های کودکانه معطوف می‌دارند و از صرف هزینه و گماشتن توانمندترین نیروهای انسانی در این زمینه ابایی ندارند. در دهه‌های اخیر شاهد این ماجرا هستیم که پیشرفته‌ترین تکنیک‌های فضای مجازی و کارآزموده‌ترین کارشناسان مدیوم‌های رسانه‌ای، به حیطه تولیدات کودکان و نوجوانان دعوت شده‌اند و روان‌شناسان در کنار برترین  سناریست‌ها، به تحقیق و آفرینش در این زمینه همت گماشته‌اند. نتیجه کار چنان می‌شود که محصولات پویانمایی مارکت جهانی به فروش دوچندانی در گیشه‌های جهانی دست یافته و مخاطبان آنها گاه از سینمای رئال پیشی می‌گیرند. شاید به این دلیل است که کودکان و نوجوانان اجازه تماشای بسیاری از آثار سینمای جهان را ندارند و در سوی مقابل، بسیاری از خانواده‌ها به همراه کودکان خود به تماشای آثار انیمیشن خوش‌ساخت دعوت می شوند. 
با بیان این مقدمه، نگاهی به سینمای کودک در ایران بیندازیم. در اولین نگاه با آثار اندکی روبرو می‌شویم که برای کودکان و نوجوانان تولید می‌شوند. شاید در دهه‌های هشتاد و نود، آثار سینمایی اکران شده برای این گروه سنی دورقمی نشده باشد؛ در حالی‌ که هجوم آثار زرد و شبه‌فیلمفارسی‌ها به سالن‌های نمایش آزاردهنده است. این در حالی است که فعالان نمایشی عرصه کودک برای رشد و تکامل، نیازمند آوردگاه‌هایی برای آزمون و خطا هستند و در صورتی که فضای حمایتی برای آنها فراهم نشود، نمی‌توان از سینمای کودک و نوجوان انتظار رقابت با محصولات جهانی داشت. در نگاه دوم، درمی‌یابیم بسیاری از آثار پویانمایی ایرانی توانایی رقابت با محصولات برون‌مرزی را نخواهند داشت؛ چراکه در این زمینه شاهد سرمایه‌گذاری قابل ملاحظه‌ای از سوی بخش دولتی، صداوسیما و شرکت‌های خصوصی نبوده‌ایم و بسیاری از آثار سفارشی و مناسبتی به دلیل افت تکنیکی، با استقبال چندانی از سوی عموم جامعه مواجه نشده‌اند. این در حالی است که از نقطه نظر موضوعی و بن‌مایه‌های داستانی، موضوعات جذاب و غنی‌شده‌ای در اختیار داریم که با توسل به آنها می‌توانیم نیم‌نگاهی به آوردگاه‌های جهانی داشته باشیم. روایت‌های دینی، سرگذشت پیامبران و ائمه اطهار، افسانه‌های شاهنامه، میراث تمدنی پیشینیان  و بسیاری دیگر از این قبیل مؤلفه‌های ارزشمند، می‌تواند منابع گران‌بهایی برای آفرینش آثار فاخر در اختیار هنرمندان قرار داده و سینمای کودک و نوجوان ایران را در زمره موفق‌ترین هنرهای هفتم جهان قرار دهد. اما چالش‌های زیرساختی، نبود حمایت‌های اقتصادی، افق‌های فکری محدود و دلایلی از این قبیل، سبب شده خالقان پویانمایی در ایران تمایل چندانی برای فعالیت در این عرصه از خود نشان ندهند و مارکت هشتاد میلیونی ایران، به طور تمام عیار به محصولات فرامرزی تقدیم شود.
آشکار است که با اتخاذ این رویه، شاهد گسترش فرهنگ غیرایرانی و گاه ارزش‌ستیز در جامعه ایران خواهیم بود و کودکان ایرانی بیشتر از آن که با مؤلفه‌های وطنی آشنا شوند، با همه انتقاد‌هایی که بر شیوه زندگی غربی مطرح می‌شود، در مسیر آن قرار خواهند گرفت. این در حالی است که رسانه ملی نیز پس از تلاش‌های مقطعی در زمینه رونق پویانمایی و سینمای کودک، اکنون در این زمینه فعالیت چندانی ندارد و آثار تولید شده آنها به دلیل جذابیت‌ستیزی و فرومایگی تکنیکی، نمی‌توانند به موفقیت بزرگی در زمینه مخاطب‌مداری دست یابند. با این حال، باید به این نکته اشاره کرد که مجموعه‌هایی نظیر کلاه‌قرمزی، شکرستان و آثار موفقی از این دست توانسته‌اند گروه‌های سنی مختلف را با آثار ایرانی آشتی داده و در مقابله هجمه نابرابری که علیه فرهنگ ایرانی شکل گرفته، مقاومت کنند. با وجود همه این موفقیت‌ها، گاهی کلاه‌قرمزی و دوستانش به دلیل نبود توافق مالی با صداوسیما به روی آنتن نمی‌روند و کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان در زمان‌های طلایی تعطیلات از تماشای آنها محروم می‌مانند.
همچنین با نگاهی به فروش آثار سینما و تلویزیون کودک و نوجوان، به این نتیجه خواهیم رسید که پرمخاطب‌ترین آثار ارائه شده در حوزه کودکان به دهه‌های شصت و هفتاد به آثاری از قبیل دزد عروسک‌ها، مریم و میتیل، خونه مادربزرگه، الو الو من جوجوام، سفر جادویی، محله بهداشت و مجموعه‌های نوستالژی از این قبیل بازمی‌گردد و در دهه حاضر نتوانسته‌ایم از طوفان‌های رسانه‌ای سربلند بیرون آمده و آثار ماندگاری برای انعطاف‌پذیرترین اقشار جامعه (یعنی کودکان) تهیه کنیم و آنها در میان آثار هدف‌دار غیرایرانی غوطه‌ور هستند. پرسش افسوس‌برانگیزی که وجود دارد این است که سینمای اروپا و ایالات متحده در صورت در اختیار داشتن منابع گرانمایه‌ای نظیر شاهنامه، گلستان، بوستان، مثنوی معنوی و منابع ارزشمندی از این دست، تا چه اندازه بر آنها سرمایه‌گذاری انجام می‌داد و جهانیان را به تماشای نشانه‌های تمدنی خود فرامی‌خواند. امروزه بسیاری از کشورهای اروپایی با پذیرش فقر داستان‌های ارزشی، بر روایت‌های به جا مانده از وایکینگ‌های متجاوز، گلادیاتورهای تمدن‌ستیز، زامبی‌های انسان‌خوار، لرد‌های خون‌آشام و موضوعاتی از این قبیل سرمایه‌گذاری می‌کنند. برای بهبود حال عمومی جامعه، باید در زمینه زیرساخت‌های فرهنگی سرمایه‌گذاری مادی و معنوی همه‌جانبه‌ای انجام داد.
تابستان، فرصت طلایی اکران
آثار سینمای کودک در دو سال گذشته در حالی رنگ پرده سینما را دیده‌اند که هم از لحاظ تعداد آثار اکران شده و هم کیفیت اکران، در شرایط مقبولی نیستند. با از راه رسیدن  فصل تابستان و تعطیلی مدارس، صاحبان فیلم‌های کودک و نوجوان در تلاش برای اکران فیلم‌هایشان هستند تا شاید به دلیل فراغت بیشتر بچه‌ها فیلم‌ها بهتر دیده شوند، اما با توجه به وضعیت اکران آثار سینمایی در سال‌های اخیر به نظر نمی‌رسد این تلاش‌های پراکنده به جایی برسد و به نجات سینمای کودک و نوجوان کمک کند. در حال حاضر نه سینماگران به ساخت آثار این ژانر تمایل دارند و نه سینماداران به اکران این آثار روی خوش نشان می‌دهند؛ تا جایی که سال گذشته ابراهیم داروغه‌زاده، معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در نامه‌ای به رئیس شورای صنفی نمایش خواستار فراهم آوردن شرایط برای اکران فیلم‌های منتخب جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان شد؛ حمایتی حداقلی و مقطعی که درنهایت به تقویت سینمای کودک و نوجوان و جایگاه آن در گیشه و سهم اکران منجر نشد. با وجود ارسال این نامه و تأکید بر ایجاد بستر مناسب برای اکران فیلم‌های کودک و نوجوان اما این امر محقق نشد و فیلم‌های نامبرده در این نامه مانند «شکلاتی» به کارگردانی سهیل موفق، «دزد و پری ۲» به کارگردانی حسین قناعت، «قهرمانان کوچک» به کارگردانی حسین قناعت، «اسکی‌باز» به کارگردانی فریدون نجفی و «بیست و یک روز بعد» به کارگردانی محمدرضا خردمندان که منتخب سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان بودند و همچنین «پینوکیو و عمو سردار» به کارگردانی سیدرضا صافی که منتخب جشنواره فیلم‌های کودک همدان بود، شرایط اکران مناسبی پیدا نکردند. همان زمان صاحبان برخی آثار در گفتگو با خبرگزاری مهر خواهان این موضوع شدند که فیلم‌هایشان بایگانی نشود و شرایط مناسب برای اکران و تبلیغات آنها ایجاد شود. آنها بر این باور بودند که دولت باید یارانه‌ای برای خانواده‌ها درنظر گرفته و از سوی دیگر، با توجه به کمبود سالن باید شرایط مناسب‌تری برای اکران آثاری از این دست فراهم شود، ولی نظرات آنها نشنیده گرفته شد.
کارنامه تأمل‌برانگیز 95
مسئله رونق سینمای کودک و نوجوان سال‌هاست در حد شعارهای مدیران سازمان سینمایی باقی مانده و نه در تولید و نه در اکران برنامه‌ریزی دقیق، جامع و اجرایی وجود ندارد. با نگاهی به فیلم‌های کودک و نوجوان اکران شده در سال‌های اخیر، می‌بینیم سهم کودکان و نوجوانان از سینمای ایران از سال ۹۵ تاکنون اکران ۱۷اثر بوده است، البته اکران‌های حداقلی به طوری که اکران کردن آنها با اکران نکردنشان چندان تفاوتی نداشت؛ زیرا سالن‌های کم و سانس‌های پراکنده در اختیار آنها قرار گرفت و بسیاری از مخاطبان حتی از اکران این آثار خبردار نشدند. در یکی، دو سال گذشته با توجه به پررنگ‌تر شدن مسئله فیلم‌سوزی بسیاری از آثار نتوانستند به درستی اکران شوند که فیلم‌های کودک هم از این مسئله مستثنی نبودند. بسیاری از آثار سینمای کودک در حالی به نمایش گذاشته شدند که نه تبلیغ مناسبی داشتند و نه سانس‌های کم آنها مناسب مخاطب کودک و نوجوان بود. به این عوامل باید فصل بد اکران را نیز اضافه کرد. در این گزارش، نگاهی آماری به تعداد فیلم‌های کودک و نوجوان اکران شده از سال ۹۵ تاکنون داشته‌ایم. انیمیشن- رئال «مبارک» به کارگردانی محمدرضا نجفی امامی نیز در سال ۹۵ به اکران رسید. در «مبارک» شخصیت‌های افسانه‌ای شاهنامه با استفاده از تکنیک‌های انیمیشنی جان گرفتند و با خلق داستانی ماجراجویانه، زمینه را برای شناخت مخاطبان از این شخصیت‌های اسطوره‌ای فراهم کردند. این فیلم که در جشنواره ملی فیلم فجر هم حضور یافته بود، آن‌طور که باید و شاید اکران نشد. فیلم «ننه‌نقلی» به کارگردانی پرویز صبری که از سال ۹۰ در انتظار اکران بود، درنهایت اکرانی حداقلی را تجربه کرد. تراژدی این فیلم این بود که کارگردان اثر سال‌ها مشکلات مالی را تحمل کرد و درنهایت، همان وقتی که فیلمش اکران شد در حالی که به همراه پیک موتوری برای اجاره‌ منزل در حال تردد بود، در حوالی میدان آزادی با یک وانت تصادف و سرش به جدول کنار خیابان برخورد کرد و در حالی که سرش از ۱۷جا ترک برداشته بود، با هلی‌کوپتر به بیمارستان منتقل و حدود یک و ماه نیم در کما بود. وی چندی بعد درگذشت. وی ضمن گله‌مندی از تهیه‌کننده و پخش‌کننده اثر اعلام کرد این فیلم که پیش از این نظر مثبت منتقدان و مردم را در جشنواره‌ها کسب کرده بود، در اکران دچار بدسلیقگی شد. از دیگر آثار اکران شده در سال ۹۵، «بچه‌های جسور» ساخته حجت‌الله سیفی، «ناسور» ساخته برادران دالوند و «دزد و پری» ساخته حسین قناعت بود. با نگاهی به آثاری که از آنها یاد شد، می‌توان به این نتیجه رسید که فیلم‌ها از لحاظ کیفیت هم در جایگاه کاملاً قابل دفاعی نبودند؛ ولی همین آثار هم اکران درستی نداشتند و جریان نقد و تحلیل درباره آنها شکل نگرفت که دیده نشدن آثار، قطعاً باعث می‌شود نقاط قوت و ضعف آنها مشخص نشود، لذا در آینده نیز نمی‌توان امید داشت سینمای کودک و نوجوان پربارتری داشته باشیم.
امتداد بحران در 96
سهم سال ۹۶ از اکران آثار کودک ۱۰فیلم بود که باز هم بسیاری از این فیلم‌ها در شرایط بدی اکران شدند و صاحبان آنها به نحوه اکران فیلم‌هایشان معترض بودند و اظهار می‌کردند از ساخت فیلم در حوزه کودک دلسرد شده‌اند. فیلم سینمایی «قهرمانان کوچک» ساخته حسین قناعت، از جمله آثاری بود که در سال ۹۶ اکران شد و به فروشی بالغ بر ۲میلیارد تومان دست یافت. این فیلم داستان زندگی چهار کودک و نوجوان هفت تا یازده ساله تکواندوکار را روایت می‌کرد که پدرانشان، کارگران یک کارخانه تولید لوازم‌التحریر در شرف تعطیلی هستند. آنها برای جلوگیری از بیکاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیان این کالا که در واقع عاملان اصلی این تعطیلی هستند، به تعقیب آنها می‌پردازند. «قهرمانان کوچک» با محوریت تولید ملی از معدود آثاری بود که توانست شرایط نسبتاً مناسبی برای اکران داشته باشد و تبلیغ خوب این فیلم و داشتن سانس‌های مناسب، از دلایل موفقیت «قهرمانان کوچک» نسبت به آثار دیگر فیلم‌های کودک و نوجوان در اکران بود. «حقه‌باز دم‌دراز» ساخته علیرضا محمودزاده، «فهرست مقدس» ساخته محمدامین همدانی، «کلیه و دمنه» ساخته علیرضا توکلی بینا، «راز سیاوش» به کارگردانی محمد ربانی، «افسانه گل‌آباد» ساخته محمدرضا عباس‌نژاد و «پینوکیو، عامو سردار و رئیسعلی» ساخته سیدرضا صافی جزو فیلم‌هایی بودند که صاحبان آنها از نحوه اکران گلایه‌مند بودند. در این میان، «بیست و یک روز بعد» که فیلم تحسین شده جشنواره‌ها هم بود آن‌طور که باید و شاید در اکران مورد توجه قرار نگرفت.
ادامه بی‌مهری‌ها در سال 97
اما انیمیشن «فیلشاه» ساخته کمپانی هنر پویا در اولین روزهای سال ۹7 به عنوان یکی از فیلم‌های اکران نوروزی روی پرده رفت و نمایش آن همچنان ادامه دارد. این انیمیشن بعد از بی‌مهری و رفتار ناپسندی که در داوری سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر با آن شد، توانست اکران نوروز ۹۷ را داشته باشد که این امر به بهتر دیده شدن آن کمک کرد. در خلاصه داستان این فیلم که توانسته به فروشی بالغ بر ۷میلیارد تومان دست پیدا کند، آمده است: «در جنگلی در آفریقا رئیس گله فیل‌ها صاحب فرزندی می‌‌شود که همه انتظار دارند جانشین رئیس گله باشد، اما برخلاف تصور همه «شادفیل» بسیار دست و پا چلفتی است و هیکل گنده‌اش همیشه سبب تخریب و خرابکاری می‌‌شود.» بنابراین، بیشترین فروش در ۲سال اخیر در حوزه فیلم‌های کودک و نوجوان در اختیار انیمیشن «فیلشاه» است؛ فیلمی که نه بر اساس سیاست‌گذاری بخش دولتی، بلکه بر اساس تلاش بخش خصوصی ساخته شده است و اگر برنامه‌ریزی برای تبلیغ و شانس اکران نوروزی را نداشت، این اثر هم می‌توانست به خوبی به دست مخاطب نرسد. به هر ترتیب آنچه مسلم است در ترافیک شدید اکران که بیشترین سهم در اختیار سینمای بدنه است و مانور بیشتر روی کمدی‌های بعضاً بی‌کیفیت است، ژانر کودک و نوجوان در حال نابودی است و با گزارش‌های دولتی از شوراهای بی‌خروجی نمی‌توان این ضعف را پوشاند. در همه جای جهان، فیلم‌های کودک و نوجوان در باکس آفیس جایگاه خوبی دارند و تعداد زیادی سالن برای اکران آنها در نظر گرفته می‌شود، ولی در ایران ضعیف‌ترین شرایط اکران برای اینگونه سینمایی در نظر گرفته می‌شود و در پرسش از مسئولان، گفته می‌شود آثار ضعیف هستند، پس مخاطب هم از آنها استقبال نمی‌کند. این در حالی است که همین آثار ضعیف مجوز ساخت خود را از سازمان سینمایی می‌گیرند، ولی وقتی فرصت مواجهه واقعی مخاطبان و منتقدان با اثر فراهم نمی‌شود، قطعاً این چرخه معیوب ادامه می‌یابد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی