[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۴۷
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

ربایش فرهنگی

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

جامعه ایران در معرض تهدیدهای مهلک فرهنگی قرار دارد. در کنار دسیسه‌های همیشگی استعمارگران، گروهی از کشورهای همسایه سودای ربودن اصالت‌های ماندگار و دستمایه‌های غنی این مرز و بوم را داشته و در بی‌خبری افکار عمومی، در حال مصادره نشانه‌های تمدنی و ارزشی ایرانیان هستند. 
تجربه نشان داده این اقدامات شنیع فرهنگی، با گذشت دوران در افکار عمومی نهادینه خواهد شد و بازپس‌گیری آنها عملیاتی دشوار، پرهزینه و شاید غیر ممکن باشد. در این کارزار نرم با جبهه واحدی از ربایندگان فرهنگی روبرو نیستیم؛ بلکه هریک از مهاجمان بنابر اندیشه‌های جاه‌طلبانه و خصومت‌آمیز خود، می‌کوشند ضمن غنی‌سازی خود، ملت ایران را در مسیر هویت‌زدایی، بی‌ریشگی و فقر فرهنگی قرار دهند. رویه‌ای که از آن به عنوان یکی از ابعاد جنگ نرم یاد می‌شود و تأثیرات مخرب زیادی به همراه خواهد داشت. مثال‌های بارزی برای این ادعا وجود دارند.
شاید ماکت تخت جمشید در امارات متحده عربی نشانی از صلابت و استواری مجموعه حقیقی پرسپولیس ایران نداشته باشد؛ اما نکته تأمل‌برانگیز این است که سالیانه چند میلیون از گردشگران جهانی به جای مسافر ایران شدن، برای بازدید از این مجموعه پوشالی راهی کشورهای عربی شده و در پناه آنان، آمار گردشگری و اقتصاد توریستی کشورهای حاشیه خلیج فارس متحول می‌شود. این امر در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از نشانه‌های تمدنی ایرانیان در انزوای خاموشی قرار گرفته و در مسیر فرسایش عوامل طبیعی سیر قهقرایی طی می‌کنند. در همین زمینه، در روزهای اخیر شاهد ثبت جهانی آثار ساسانی به همت مسئولان ارشد فارس بودیم. پرسشی که مطرح می‌شود این است که چرا این نشانه‌های دیرینه با تأخیر فراوان در مسیر ثبت جهانی قرار گرفته و چه کسانی مسئول محجور ماندن آنها در گذر تاریخ هستند. ساختارهای کهنی همانند میراث ساسانیان در ایران انگشت‌شمار نیست و در پرتو سرمایه‌گذاری روی آنها، می‌توان به درآمدزایی شگفت‌انگیزی دست یافت و نام ایران را به عنوان کشوری صاحب تمدن و صلح‌طلب در جهان مطرح ساخت.
البته محجوری ساختارهای به‌جامانده از تمدن پیشینیان، به عنوان یگانه درد جامعه فرهنگی ایران شناخته نمی‌شود. مدتی است همسایگان چشم به مفاخر این سرزمین دارند و در بی‌خبری افکار عمومی ‌و کاهلی گروهی از مسئولان فرهنگی، به دنبال مصادره مشاهیر گرانمایه این سرزمین هستند. در یک اقدام شنیع فرهنگی، کشور ترکیه تندیس بزرگی از ابوعلی سینا، محقق و عرفان‌پژوه گرانمایه ایرانی را به عنوان دانشمند ترک در معرض نمایش عموم می‌گذارد و در پی تزریق اصالت‌های دروغین به فرهنگ خود است. البته پروژه مصادره آنها منحصر به شیخ‌‌الرئیس نمی‌شود؛ بلکه آنها به سایر مشاهیر ایران‌زمین نیز چشم طمع داشته و با توسل به تزویر و ریا، درصدد غنی‌سازی فرهنگ خود هستند. این بار اتاق‌های فکر همسایه شمال غربی درصدد مصادره مولانا به عنوان دانشمندی ترک‌تبار است و میزان وقاحت آنها تا جایی پیش رفته که اتهامات شنیع اخلاقی را به این شاعر گرانمایه وارد می‌کنند.
اگرچه در نگاه اول این‌گونه ربایش‌های فرهنگی مذبوحانه و بی‌اثر جلوه می‌کنند؛ تجربه نشان داده پروژه‌های مصادره در ادوار بلندمدت تأثیرات خود را برجای گذاشته و بازپس‌گیری نشانه‌های تمدنی ایرانیان و مشاهیر این سرزمین، چندان آسان نخواهد بود. از سویی، روزه سکوت ایرانیان در چنین موقعیت‌هایی به تعدی‌های مضاعف فرهنگی می‌انجامد و با گذشت دوران، شاهد هویت‌زدایی از پیکره فرهنگ این سرزمین خواهیم بود. تمامی ‌ارکان جامعه باید با توسل به ابزار دیپلماسی نرم، در برابر چنین دسیسه‌های ناجوانمردانه‌ای واکنش نشان داده و به مقابله با یورش‌های استعمارگران و کشورهای متجاوز برخیزند. تجربه نشان داده ایرانیان برای حفظ خاک میهن، تمامی‌ جان و مال خود را در طبق اخلاص می‌گذارند؛ این در حالی است که تعدی فرهنگی دست کمی ‌از تجاوز فیزیکی نخواهد داشت. مدت زیادی است که جامعه ایران در معرض تهدیدهای مهلک فرهنگی قرار دارد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی