[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۵۰
  • دوره جدید

شات‌های طلایی، فریم‌های زرین، روزنامه شیراز نوین

به بهانه فرارسیدن روز جهانی عکاسی

شات‌های طلایی، فریم‌های زرین

 

اشاره: در تقویم میلادی، ۱۹آگوست را روز جهانی عکاس نامیده‌اند. گروهی بر این باورند که علت این نام‌گذاری به سال ۱۸۳۹ بازمی‌گردد که دولت فرانسه تصمیم گرفت در یک گردهمایی بزرگ در پاریس، عکاسی را به عنوان یک فن و هنر به مردم جهان معرفی کند. اما در روزگاری که تکنولوژی، عکاسی را از نقطه‌نظر تکنیک بسیار ساده کرده است، همواره بحث بی‌پایانی در این‌باره که چه کسی عکاس است وجود دارد. لغت‌نامه دهخدا «عکاس» را شخصی معرفی می‌کند که عکس برمی‌دارد و پیشه‌اش عکاسی است. شاید این تعریف امروزه آن‌چنان به کار نیاید یا نتواند طیف خاصی را  مشخص کند. از طرف دیگر، فردی که به مهارت و استادی در این زمینه رسیده باشد در لغت‌نامه دهخدا با عنوان «عکاس‌باشی» معرفی می‌شود. روز جهانی عکاسی پس از اختراع دستگاه داگرئوتایپ توسط دو فرانسوی به نام‌های ژوزف نیسه‌فورنیپس و لوئی داگر  در سال 1837 معنا پیدا کرد. داگرئوتایپ نخستین روش موفق در ثبت عکس‌های دائمی و استفاده تجاری از عکاسی است كه که در آن تصویری مثبت، مستقیم و پایدار بر صفحه نقره‌اندود ثبت می‌شود. در این روش، مدتی به صفحه نقره‌ای بخار ید داده تا قشر نازکی از یُدور نقره روی آن قرار گیرد. سپس این صفحه را در دوربین گذارده و عکس‌برداری می‌کنند. در ۱۹آگوست ۱۸۳۹ داگروتیپ به عنوان اولین فرایند عملی عکاسی در جهان معرفی شد و سپس دولت فرانسه حق ثبت اختراع برای فرآیند عکاسی داگروتیپ را از آکادمی علوم فرانسه خریداری و این اختراع را به عنوان هدیه‌ای آزاد و همگانی، به جهانیان تقدیم کرد. البته داگرئوتایپ اولین روش ثبت دائمی عکس‌ها به شمار نمی‌رود. در سال ۱۸۲۶ ژوزف نیسه‌فور نیپس، اولین عکس ماندگار جهان به نام «View from the Window at Le Gras» را با استفاده از فرآیندی که هلیوگرافی نامیده می‌شود، ثبت کرد. بنابراین دلیل اول این نامگذاری، استفاده از اولین فرایند عملی تولید عکس با استفاده از داگروتایپ و دلیل دوم آن، خرید حق ثبت اختراع توسط کشور فرانسه و عرضه آن به کل دنیا به صورت رایگان است.پیشنهاد نامگذاری 19آگوست (زمان نخستین رونمایی عکاسی برای عموم) به عنوان روز جهانی عکاسی، نخستین بار توسط انجمن‌های عکاسی اعلام شد. ایده روز جهانی عکاسی در ۱۹آگوست سال ۲۰۰۹ توسط بنیان‌گذار آن «کورسکه آرا»، عکاس جوان استرالیایی مطرح شد. این ایده در ۱۹آگوست سال ۲۰۱۰ به واقعیت تبدیل شد. «کورسکه آرا» در این روز اولین گالری آنلاین عکس را راه‌اندازی کرد و ۲۷۰عکاس، عکس‌هایشان از نقاط مختلف جهان را در آن به اشتراک گذاشتند و افراد زیادی از ۱۰۰کشور جهان به تماشای این عکس‌ها پرداختند. البته لازم به ذكر است كه شورای عکاسی بین‌المللی هند در سال 1991 نخستین نهادی بود که این روز را رسماً به عنوان روز جهانی عکاسی جشن گرفت و از آن هنگام تا امروز، هر سال کشورهای بیشتری این تاریخ را به عنوان «روز جهانی عکاسی» در تقویم‌های خود ‌گنجانده‌اند. در ادامه، یادداشت‌هایی از روزنامه‌نگاران و عکاسان شیرازی را به مناسبت این روز مرور می‌کنیم.
 

مترجمان ذهینیت‌های مدرن
پیمان کشاورز - عکاس و روزنامه‌نگار

اگرچه معجزه در زندگی انسان معاصر معنای عام خود در دنیای کلاسیک را از دست داده است؛ انسان بنا به ذات فطری و ناتوانی در یافتن چرایی علت‌های اطراف خود، در رفع این نیاز تلاش‌های زیادی به خرج داده است. ترکیبی که انسان از زیبایی‌شناسی، علم و صنعت برای گسترش هنر مدرن به کار برده، خود بخشی از این تلاش است؛ تلاشی که همچون هزارتویی بی‌انتها، رفته‌رفته با ذات حریصانه ما درهم آمیخته و همین حرص و ولع پایان‌ناپذیر، دلیلی بر پیدایش هنرهای نوآورانه‌ای شده که عکاسی را می‌توان یکی از آن‌ها دانست. اگرچه عمر عکاسی هنوز به دویست سال هم نمی‌رسد و در واقع از روزی که ژوزف نیسه فور نیپس، اولین عکس جهان را که حاصل 8ساعت نوردهی بود به ثبت رساند و «اصطبل و کبوترخانه» را آفرید تا به امروز 192سال از آن تاریخ می‌گذرد؛ سرعت دگرگونی در این هنر در سال‌های اخیر آن‌چنان فزونی گرفته که گویی در ماراتنی نفس‌گیر با دیگر هنرها افتاده است؛ ماراتنی که دیگر پایانی ندارد و هنر را اندک‌اندک در خود فرومی‌برد. ثبت تصاویر و روی آوردن انسان پس از قرن‌ها لذت بردن از نقاشی در حالی رخ داد که ورود به عرصه زندگی صنعتی و ماشینی، قطعاً هنری صنعتی را طلب می‌کرد؛ اما چه کسی فکر می‌کرد در همین هنر هم بتوان شعر سرود و شاعرانه نگاه کرد؟ عکاسی پابه‌پای ادبیات پیش رفت و صاحب ‌هایکوهای بسیاری شد و دیدگاه‌های زیبایی‌شناسانه بسیاری در این هنر رخنه کردند و تا جایی پیش رفتند که فارغ از بعد صنعتی، رشته عکاسی به عنوان نمادی از هنر مدرن، زندگی‌های بسیاری را در دنیای امروزی متحول کرد. عکاسی به مانند نورافکنی در اتاقی تاریک، گوشه‌هایی از سیاهی‌های این جهان را روشن کرد که با هیچ فیلم و تصویر متحرکی نمی‌شد عمق فاجعه‌های رخ داده در گوشه‌گوشه این کره خاکی را بیان کرد؛ چراکه درک فاجعه نیاز به توقف و تفکر داشت و بار این توقف را فقط عکس در طول همین تاریخ نزدیک به دویست ساله بر دوش کشیده است. تعریف کلیشه‌ای «هنر ثبت لحظات» اگرچه بیانگر کلیات عکاسی است، اما به نظر می‌رسد این نمی‌تواند تمام ماجرا باشد. عکاسی به وجود آمد و به شکل امروزی به ما رسیده تا ثابت کند انسان با وجود غرق شدن در دنیایی از تکنولوژی و فناوری و نزدیکی به زندگی روبات‌وار، هنوز هم می‌تواند شاخصه‌های فردی خود را حفظ کند. فشردن شاتر فقط همان صدای دلنوازانه و ثبت عکس نیست، بلکه عکاس علاوه بر رعایت تمام قواعد و فرم معمول کار، باید با دنیایی از تخیلات، پشت چشمی دوربین بایستد و فارغ از عینیت‌ها و ذهنیت‌های پیشین، تصویر را از همان زاویه‌ای ببیند که فقط خود او می‌بیند. هنر امروز عکس در واقع نه تنها ثبت لحظات، بلکه عینیت بخشیدن به آن چیزی است که هست اما دیده نمی‌شود و هنر عکاس هم تبدیل ذهنیت‌ها به عینیاتی است که ممکن است برای دیگران باورپذیر نباشد و این‌گونه است که شاید به جرأت بتوان عکاسان را مترجمانی نامید که ذهنیت را به عینیتی باورپذیر تبدیل می‌کنند. روزشان گرامی و هنرشان مانا.
 

کسری از ثانیه در ثبت عکس کافی‌ست، بجنبیم که فرصت از کف نرود
محمدحسین نیکوپور - عکاس و روزنامه‌نگار

 

19آگوست (28مرداد) روز جهانی عکاسی است؛ روزی که پس از اختراع داگرئوتایپ توسط دو فرانسوی به نام‌های ژوزف نیسه‌فورنیپس و لوئی داگر  در سال 1837 معنا پیدا کرد. در ایران به کوتاهی عکاسی توسط ناصرالدین شاه عکاس به دربار راه یافت و وسیله‌ای شد تا در اندرونی پادشاهی قاجار به ثبت لحظه‌های نابی بپردازد و حتی نخستین سلف‌پرتره‌ها را به جهانیان ارائه کند. در ایران با وجود فاصله کوتاهی که عکاسی وارد شد، به دستور شاه خوش‌ذوق، آلبومخانه کاخ گلستان برای حفظ و نگهداری آثار گاه شخصی خانواده سلطنتی راه‌اندازی شد تا سال‌ها بعد به مناسبت‌هایی در دید همگان قرار گیرد و به نوعی، مواد اولیه نخستین موزه عکاسی ایران را به ارمغان بیاورد. در شیراز هم با وجود ایجاد نخستین عکاسخانه‌های جنوب کشور و وجود خاندان چهره‌نگار شیرازی که بنیان‌گذاران عکاسی این شهر به شمار می‌روند، هیچ‌گاه اراده‌ای نه برای حفظ و نگهداری این عکاسخانه‌ها دیده شد و نه موزه‌ای هرچند کوچک به وجود آمد تا گنجینه‌هایی مانند آرشیو شیشه‌ها و نگاتیوهای خاندان چهره‌نگار یا عکاسخانه مانی را حفظ و در قالب جاذبه‌ای توریستی ارائه کنند و نه آلبومخانه‌ای شکل گرفت که این میراث فرهنگی و اسناد تصویری در شرایطی استاندارد نگهداری شوند. با وجودی که نخستین بارقه‌های ایجاد محلی برای حفظ و پاسداشت هنر عکاسی با طرح مجدد ایجاد موزه هنرهای معاصر شیراز در دل دوستداران هنر زنده شد، هنوز اقدامی عملی در این باره انجام نپذیرفته و حتی با وجود مکانی مانند نگارخانه ملی در بوستان باغ ملی شیراز که در محوری تاریخی، فرهنگی قرار دارد و مدت کوتاهی به نگارخانه تخصصی عکس اختصاص یافت، نیازی دیده نشده که برای از انزوا خارج شدن این نگارخانه که دارای موقعیت مکانی مناسبی در نزدیکی آرامگاه حافظ، باغ جهان‌نما، تالار حافظ، مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس است اقدامی انجام گیرد تا این مکان، به موزه‌ای هرچند کوچک در زمینه عکاسی تبدیل شود. شاید باورش سخت باشد که نخستین و منحصربه‌فردترین عکسخانه شهر، در تهران واقع در میدان هفتم تیر به اندازه‌ای نیست که بشود آن را خاستگاه تاریخی عکاسی ایران دانست و در زمره موزه‌های معتبر عکاسی دنیا ارزیابی کرد؛ اما اگر نگارخانه ملی شیراز به واسطه آنچه از تاریخ عکاسی شیراز به جا مانده به این موزه اختصاص یابد، شاید روزنه‌ای و راهی باز گشاید که موزه‌ای منحصربه‌فرد از هنر عکاسی به ایران هدیه کرد و فرصتی فراهم ساخت تا با مبادله اشیا و تجهیزات این موزه امکان تبادل فرهنگی میان شیراز و شهرهای دارای موزه عکاسی را تسهیل سازد. به هر روی، کسری از ثانیه فرصتی برای ثبت یک عکس است و تا یادروز جهانی عکاسی سال بعد 365روز باقی‌ست که این ثبت برای تاریخ به جا بماند. باید جنبید، وگرنه در کسری از ثانیه کشورهای منطقه که هیچ‌گاه نقشی در هنر نداشته‌اند، به واسطه درآمدهای نفتی این فرصت را هم از ما می‌ربایند و آنگاه باید افسوسی افزون بر موزه لوور ابوظبی را بخوریم و نگاهمان به این باشد که فلان کشور حوزه خلیج فارس چگونه توانایی این را دارد که آثار هنری گران‌بهای حراجی‌های ساتبیز و ساچی را خریداری کند و ما که داریم هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم!
 19آگوست فقط یک تاریخ و سالگرد نیست؛ این روز فرصتی است تا با کوچکترین آثار به جا مانده از گذشته از جمله خانه تاریخی چهره‌نگار، عکساخانه مانی، عکاسخانه حسین کشتکار، عکاسخانه فردوسی، ابزارها و اشیای ارزشمندی که فرزاد شبان در گوشه‌ای از این خاک به خون دل از عکاسی‌های قدیم شیراز گردآورده و صدها نمونه دیگری که ناشناخته مانده، جاذبه‌ای به جاذبه‌های گردشگری شیراز بیفزاییم و چشم‌انتظار این نباشیم که نیرویی فرازمینی بیاید و برایمان فرصت ایجاد کند.باید باور کنیم که با نخستین بارقه‌های ایجاد چنین موزه‌ای هزاران عکس تاریخی، شیشه‌ها و نگاتیو و اسلاید، ابزار و تجهیزات عکاسی از پستوی خانه‌ها به این مکان سرازیر می‌شود.

 

ثبت لحظه‌ای از نگاه زیبای خداوند
امیر صادقیان - عکاس

 

اگر بخواهم عکس را در یک جمله بیان کنم، می‌توان گفت ثبت لحظه‌ای از نگاه زیبای خداوند. به عقیده بنده، عکاسی روشی برای احساس کردن، لمس کردن و عشق ورزیدن است. ما عکس می‌گیریم تا معنی واقعی زندگی را با ثبت یک‌هزارم ثانیه آن درک کنیم. یک عکس خوب نشأت گرفته از یک عکاس خوب است و عکاس است که با ذهن پی‌جوی خویش، عکس ماندگار را می‌سازد و تاریخ‌ساز می‌شود، نه خود عکس به تنهایی. عکس‌های خوب، لحظه‌هایی هستند که با واقعیت معنا پیدا می‌کنند و قلب هر بیننده‌ای را لمس می‌کنند. بازنمایی گوشه‌ای از این ثبت‌های تصویری، گوشه‌هایی از تاریخ هستند که در برهه‌ای از زمان شاتر آن‌ها چکیده می‌شود و بر صفحه دوربین نقش می‌بندند.
 

زندگی شاید همین باشد
علیرضا پرویزی - عکاس

 

در روز و روزگاری که آدم‌ها، با ترفندهای مختلف، از افکت‌ها بگیر تا تغییر کادر و ادیت‌هایی که همه چیز را براق‌تر و پرنقش‌ونگارتر نشان می‌دهد، دنبال ثبت لحظه‌های زندگی‌شان به خوش‌آب‌ورنگ‌ترین حالت ممکن هستند، دوربین به دست می‌گیریم تا لحظه‌های واقعی این جهان را ثبت کنیم؛ لحظه‌هایی که خود زندگی‌اند بدون هیچ افکت و رنگ و لعابی، قاب‌هایی که مردم دنیا سخت به دیدنشان محتاج‌اند، قاب‌هایی از جنس یک زندگی عادی در ساده‌ترین حالت ممکن. برق چشمان کارگری که با امید و بی‌هیچ واهمه‌ای روی لبه ساختمانی نیمه‌کاره مشغول کار است؛ قدم‌های مادری عصازنان که به شوق دیدار نوه‌اش برای درآغوش گرفتن او، عصا را که تکیه‌گاه او در این جهان است رها می‌کند؛ لبخند دخترکی که در آغوش پدرش بی‌هیچ واهمه‌ای از این دنیا جا خوش کرده است؛ نوری که از میان روزنه دیوار کاهگلی، اتاق تاریکی را روشنایی می‌بخشد؛ پسرکانی که هنوز هم که هنوز است دلخوش‌اند به دویدن دنبال توپ پلاستیکی چندلایه‌شان؛ دخترکی که دلخوشی‌اش تخته جدید گچی مدرسه‌شان است؛ جرثقیلی بر فراز آسمان که هیبتش در قرن بیستم کوچکی آدم‌ها را به رخشان می‌کشد.
این ثانیه‌ها واقعی‌ترین اتفاقات جهان اطرافمان هستند، لحظاتی که شاید اگر عکاسی نباشد تا آن‌ها را قاب نکند، چنان ساده از کنارشان عبور کنیم گویی که هیچ‌گاه نبوده‌اند. قاب‌هایی که به قول اخوان به یادمان می‌آورند که «هی فلانی! زندگی شاید همین باشد.»

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی