[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۱۰
  • دوره جدید

جای خالی درآمد ۳۰هزارمیلیارد تومانی مالیات در بودجه، روزنامه شیراز نوین

این یک‌درصدی‌ها که ۷۰درصد سپرده‌های بانکی متعلق به آن‌هاست و از مالیات فرار می‌کنند، جزو همین ملت هستند. آیا رواست یک تولیدکننده که سرمایه‌اش را در راه سازندگی کشور انداخته، با هیولای هزار سر رکود و ورشکستگی دست و پنجه نرم کند اما یک درصدِ سپرده‌گذار، هر ماه سود نجومی سپرده‌هایشان را بدون کمترین دردسر دریافت کنند؟ آیا رواست وقتی پولی برای یارانه‌پردازی به فرودستان و پرداخت بدهی‌های تأمین اجتماعی نیست، ۳۴هزار میلیارد تومان از درآمدهای بالقوه کشور، باد هوا شود؟!
به گزارش خبرنگار ایلنا، آیا درآمدهای پیش‌بینی شده در بودجه ۹۸ محقق خواهد شد؟ چرا دولت همواره مدعی‌ست بودجه کافی برای تحقق اهداف عدالت-محور در اختیار ندارد و چه راهکارهایی در شرایط فعلی می‌تواند درآمدهای ریالی دولت را بدون وابستگی به نفت، تحریم و نرخ ارز افزایش دهد؟
«حمایت یارانه‌ای از فرودستان» در شرایطی که بخش خصوصی و صنعت دچار رکود گسترده است و شکاف درآمد-هزینه برای همه دستمزدبگیران، یک معضل ظاهراً پایدار در سال آینده به نظر می‌رسد، چون‌وچرا بردار نیست و باید به عنوان یک اصل در بودجه‌نویسی، هم در تأمین درآمدهای ریالی مکفی و هم در سیستم توزیع، در نظر گرفته شود.
در حالی بودجه ۹۸ با دو چالش عمده، یعنی «تورم» و «تحریم» روبرو است که دولت افزایش درآمدها را پیش‌بینی کرده و حتی در بخش مالیاتی نیز درآمدها با رشدی ۱۱درصدی باید در سال ۹۸ به ۱۵۳هزار میلیارد تومان برسد و در بخش نفت و فرآورده‌های آن نیز درآمدی ۱۴۲هزار میلیارد تومان در نظر گرفته است. این پیش‌بینی‌ها اگرچه نسبت به بودجه سال گذشته رقم‌های بسیاری بزرگی نیست، اما از آنجا که نرخ ارز در سال جاری نسبت به سال گذشته سه برابر شده و در اقتصاد کشور به جز رکود بیشتر، اتفاق خاصی نیفتاده است، به نظر می‌رسد تحقق برخی اهداف درآمدی  آن با مشکلاتی روبرو خواهد شد. مشکلاتی که می‌تواند تحقق حداقلی اهداف رفاهی بودجه را با مشکل مواجه کند. یکی از راهکارهای دولت برای کسب درآمد بیشتر، تعریف پایه مالیاتی برای مالیات‌ستانی از نقدینگی‌های سرگردان و انباشته‌ ثروتمندان است؛ نقدینگی‌هایی که به گفته‌ مرتضی افقه (اقتصاددان و استاد دانشگاه شهید چمران اهواز) یا زاییده بازار نابسامان سوداگری‌ست یا محصول سپردا‌گذاری در نظام ناکارآمد بانکی. نقدینگی‌ای که افقه اعتقاد دارد دهه‌هاست از تیغ تیز مالیات در امان مانده است و دولت‌ها هم چشمشان را روی این فرار انبوه مالیاتی بسته‌اند.
۹۰درصد نقدینگی «شبه‌پول» یا همان سپرده‌های بلندمدت بانکی‌ست!
یکی از بحران‌های اصلی اقتصاد ایران، به خصوص در دورانی که تولید با رکود و سرآسیمگی روبروست، بحران نقدینگی‌ست. «هیولای نقدینگی» با وجود راهکارهای مقطعی و تلاش‌های دولت برای کنترل و بازداشت، همچنان در حال فربه شدن است؛ حجم نقدینگی در انتهای بهار و تابستان امسال به اندازه‌ای پیش رفته که حتی از پیش‌بینی‌ها هم سبقت گرفته است. بنابر گزارش‌های بانک مرکزی، حجم نقدنگی در مهرماه امسال به حدود هزار و ۷۰۰هزار میلیارد تومان رسیده است. این رقم، برآورد کارشناسان برای رشد نقدینگی تا پایان سال بود که در شرایط نابسامان اقتصادی در هفت ماه نخست سال محقق شده است. نگران‌کننده‌تر از حجم بالای نقدینگی، ترکیب نابسامان آن است. براساس گزارش‌های بانک مرکزی، ۹۰درصد این نقدینگی «شبه‌پول» یا همان سپرده‌های بلندمدت بانکی‌ست!
این نقدینگی سرگردان با این شاکله ناموزون و مهیب، در هیچ کجای جهان سابقه ندارد. اینکه چرا این اتفاق افتاده و چه عواملی موجب رشد نقدینگی تا این حد و اندازه شده، مبحثی‌ست علیحده و مفصل؛ اما حال که این میزان از نقدینگی در جامعه داریم، دولت چگونه می‌تواند سهم مردم را به صورت مالیات از بخش‌های انباشته‌ آن برداشت کند و چه راهکارهایی برای مهار این نقدینگی به نفع مردم فرودست وجود دارد؟
وحید شقاقی شهری (اقتصاددان و استاد دانشگاه) در این رابطه با تأکید بر لزوم ترمیم نظام بانکی می‌گوید: پرداخت سودهای ماهانه و روزشمار، نظام بانکی ایران را منحرف کرده است. الان در کشور یک نظام اداری بانک‌محور داریم که هیچ جای دنیا معمول نیست. مردم پول‌هایشان را در بانک می‌گذارند و ماهانه سود می‌گیرند.
وی ادامه می‌دهد: با این حساب، یک رقابت بد بر سر جذب سپرده‌های مردم بین بانک‌ها و مؤسسات اعتباری شکل گرفته که در این رقابت منفی، بانک‌ها و مؤسساتی که مشکلات بیشتری دارند، برنده هستند؛ چراکه اینها نرخ‌های سود را بالا می‌برند و باقی بانک‌ها هم ناگزیر از تبعیت از آن‌ها می‌شوند.
نظام بانکی ما نه مبتنی بر سرمایه‌گذاری مدرن است و نه بانکداری اسلامی!
وقتی در شرایط رکود تولید و عدم امنیت سرمایه‌گذاری، مؤسسات مشکل‌دار، «پیشران نظام بانکی» شوند، مردم به صورت انبوه، نقدینگی خود را در بانک‌ها سپرده‌گذاری می‌کنند و بدون فعالیت مولد، در انتظار دریافت سود ماهانه می‌مانند. به گفته‌ شقاقی شهری در هیچ کجای جهان چنین نظامی وجود ندارد. او می‌افزاید: در کشورهای مدرن دنیا، بانک‌های سرمایه‌گذاری با سرمایه‌های مردم، فعالیت اقتصادی و تجاری می‌کنند و در پایان سال، سود و زیان مکتسبه را بین سرمایه‌گذاران یا سهام‌دارن توزیع می‌کنند. در بانک‌داری اسلامی نیز باید سپرده‌گذاری‌ها در قالب عقود اسلامی مثل مضاربه یا مشارکت، سرمایه‌گذاری شود و در پایان سال، سود و زیان احتمالی توزیع شود و همین مسئله، وجه افتراق بانکداری اسلامی با «بانکداری ربوی» است.
این اقتصاددان با تأکید بر اینکه نظام بانکی ما نه مبتنی بر سرمایه‌گذاری مدرن است و نه بانکداری اسلامی، می‌افزاید: این نظام بانکی همه ما ملت را آلوده کرده؛ همگی نقدینگی خود را در بانک‌ها به ودیعه می‌گذاریم و برایمان اهمیتی هم ندارد این پول‌ها کجا سرمایه‌گذاری می شود؛ فقط منتظر سود ثابت ماهانه می‌مانیم.
در شرایط «رکود تورمی» یا بازارهای سوداگری محل جذابی برای جذب نقدینگی هستند یا نظام بانکی. شقاقی با بیان این مطلب تأکید می‌کند: در زمان‌هایی که سوداگری فروکش می‌کند، بانک‌ها در اولویت جذب نقدینگی قرار می‌گیرند؛ اما مشکل اساسی اینجاست که مالیات بر سود سپرده تصویب نشده است.
این اقتصاددان به آمار اشاره می‌کند: براساس آمار منتشره توسط مرکز پژوهش‌های مجلس، ۷۰حجم سپرده‌های بانکی، از آن یک درصد سپرده‌گذاران است. از سوی دیگر، در سال گذشته ۸۵درصد سود سپرده، نصیب ۲.۵درصد سپرده‌گذاران شده. در همین سال گذشته (۹۶)، ما بالغ بر ۲۰۰هزار میلیارد تومان سود سپرده توزیع کردیم که حدود ۱۸۰هزار میلیارد تومان از آن، نصیب ۲.۵درصد سپرده‌گذاران شده است. ۱۸۰هزار میلیارد تومان، عدد بزرگی است و از آن مهم‌تر اینکه این ۲.۵درصد مالیات هم نداده‌اند.
سپرده‌گذاران بانکی تا پایان سال ۳۴۰هزار میلیارد تومان سود می‌کنند!
شقاقی ادامه می‌دهد: اگر فقط ده درصد مالیات بر سود سپرده تصویب می‌کردیم، سال گذشته چیزی حدود ۲۰هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی می‌داشتیم. این رقم در مقابل درآمدهای بودجه‌ای قابل توجه است. همین امسال از هزار و ۷۰۰هزار میلیارد تومان نقدینگی، ۱۴۵۰هزار میلیارد تومان، شبه‌پول یا سپرده‌های بانکی‌ست. احتمال می‌رود تا پایان سال این نقدینگی به ۱۹۰۰هزار میلیارد تومان برسد. در آن صورت، شبه‌پول به بیش از ۱۷۰۰هزار میلیارد تومان می‌رسد. فرض کنید میانگین سود سپرده در سال جاری، ۲۰درصد باشد، بیست درصد شبه‌پول، ۳۴۰هزار میلیارد تومان تا پایان سال، نصیب سپرده‌گذاران بانکی می‌کند که با توجه به تقسیم‌بندی قبلی، ۲۴۰هزار میلیارد از این سود، نصیب یک درصد جامعه می‌شود.
این اقتصاددان می‌افزاید: این ۲۴۰هزار میلیارد تومان بدون کار، تلاش و ریسک و بدون الزام به پرداخت مالیات، نصیب یک درصد جامعه می‌شود و طبیعی‌ست که این توزیع ناعادلانه ثروت، موجب یک شکاف عمیق طبقاتی تشدیدشونده است.
سوال اینجاست که چرا مالیات بر سود سپرده نمی‌گیرند؟ می‌توانند بر سپرده‌های بالای یک میلیارد تومان یا پانصد میلیون تومان، مالیات ببندند. چرا این اتفاق نمی‌افتد تا هم درآمدزایی دولت بیشتر شود و هم به عنوان یک بازدارنده در مقابل هجوم سرمایه‌های غیرمولد به بانک‌ها عمل کند. شقاقی در این رابطه می‌گوید: اگر ده درصد بر سود سپرده مالیات می‌بستند، همین امسال ۳۴هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی نصیب دولت می‌شد. در شرایطی که کل مالیات دریافتی دولت در سال ۹۷ بیش از ۱۰۰هزار میلیارد تومان نیست، این ۳۴هزار میلیارد تومان، عدد بزرگی‌ست؛ اما چرا این کار را نمی‌کنند؟! دلیلش اینست که از «شفافیت» گریزانیم و حاضر نیستیم تن به شفافیت مالی بدهیم!
مرتضی افقه نیز اجتناب دولت از مالیات‌ستانی از ثروتمندان غیرمولد را معلول اتصال این گروه‌ها به بلوک‌های قدرتمند قدرت می‌داند و می‌گوید: دولت می‌توانست سهم مالیات افرادی که عمدتاً  فعالیت‌هایشان در بخش دلّالی و غیرمولد است و متأسفانه سهم بالایی در کسب درآمدهای کشور دارند را افزایش بدهد؛ از قبیل همین سپرده‌گذاران نجومی اما شوربختانه دولت این کار را انجام نداده است.  بدون تردید، دولت اگر بدون قاطعیت عمل کند «توانایی» مالیات‌ستانی از اینها را ندارد؛ چراکه اینها به نهادهای قدرتمند متصل هستند. تشخیص این افراد و گروه‌ها و اخذ مالیات از آن‌ها دشوار است؛ اما نشدنی نیست. منتها ساختار دولت در ایران به گونه‌ای نیست که بتواند با اینها قاطعانه برخورد کند و در نهایت، توزیع درآمدهای ملی را عادلانه انجام بدهد.
دولت قدرت اخذ مالیات از ثروتمندان را ندارد!
او تأکید می‌کند: ظاهراً دولت «قدرت» آن را ندارد که بخش قابل توجهی از درآمدهای دهک‌های نهم و دهم را که معمولاً این درآمدها ناشی از فعالیت‌های غیرمولد است، به سه دهک پایین درآمدی اجتماع اختصاص بدهد.
اگر این مالیات‌ها اخذ می‌شد، دولت فرصت‌های بسیاری برای توزیع عدالت داشت. شقاقی شهری البته معتقد است نظام بانکی، مالیاتی و یارانه‌ای ما در خدمت ثروتمندان است و به مراتب از نظام‌های سرمایه‌داری پیشرفته، لیبرال‌تر عمل می‌کند. هیچ کجای جهان این میزان فرار مالیاتی نداریم، آن‌هم در زمانی که دولت بیش از هر زمان دیگر به درآمد ریالی نیاز دارد. اگر دولت این مالیات‌ها را بستاند، درآمد حاصل می‌تواند هم به بازتوزیع ثروت منتهی شود و هم به حمایت از تولید ورشکسته یا حمایت از دهک‌های پایین درآمدی بیانجامد. در صورتی که این درآمدها به دست بیاید، دست دولت برای حمایت از تولید و نیروی کار باز می شود و دیگر بهانه‌ «من درآمد ندارم» از میان برداشته می‌شود.
افقه نیز تأکید می‌کند: دولت در چیدمان فعلی بودجه قادر به حمایت از نیروی کار و فرودستان نیست؛ چراکه هم غیرمولدهای ثروتمند از مالیات فرار می‌کنند و هم درآمد محدود مالیاتی و نفتی، صرف چاه‌های ویلی می‌شوند که بودجه را می‌بلعند.
این یک‌درصدی‌ها که ۷۰درصد سپرده‌های بانکی متعلق به آن‌هاست و از مالیات فرار می‌کنند، جزو همین ملت هستند. آیا رواست یک تولیدکننده که سرمایه‌اش را در راه سازندگی کشور انداخته با هیولای هزار سر رکود و ورشکستگی دست و پنجه نرم کند؛ اما یک درصد سپرده‌گذار، هر ماه سود نجومی سپرده‌هایشان را بدون کمترین دردسر دریافت کنند؟ آیا رواست وقتی پولی برای یارانه‌پردازی به فرودستان و پرداخت بدهی‌های تأمین اجتماعی نیست، ۳۴هزار میلیارد تومان از درآمدهای بالقوه کشور، باد هوا شود؟!

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی