[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۵۲
  • دوره جدید

کافه‌ی خیابان گوته، روزنامه شیراز نوین

حمیدرضا شاه‌آبادی؛ افق: ۱۳۹۴
ساعت هفت‌ونیم وقت نمایش فیلم «دشمنان مردم» ساخته‌ی مایکل مان در سالن شماره‌ی سه بود و من می‌توانستم با خریدن بلیت آن از دیدن جانی دِپ در پالتو و کلاه گانگستری‌اش لذت ببرم و البته هیچ‌وقت با کیانوش مستوفی روبه‌رو نشوم و ماجرای نگون‌بختی‌اش را نشنوم؛ اما متأسفانه آن روز دلم می‌خواست «پست‌فطرت‌های لعنتی» را ببینم؛ یعنی خیلی‌وقت بود که دلم می‌خواست آن را ببینم. از وقتی آگهی فیلم را در روزنامه‌ دیده بودم، روزشماری می‌کردم تا نمایشش در سینماها شروع بشود. به خاطر همین رفتم جلوی گیشه و به خانم چاقی که توی آن نشسته بود به انگلیسی گفتم: «پست‌فطرت‌های لعنتی... لطفاً.» و لبخندزنان نگاهش کردم. خانم چاق خیلی سرد نگاهم کرد و گفت: «هشت یورو.» با همان لبخند کیفم را درآوردم و وقتی هشت یورو را روی پیشخان می‌گذاشتم، انگار که از حرفم خوشم آمده باشد، دوباره گفتم: «پست‌فطرت‌های لعنتی... لطفاً» 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی