[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۲
  • دوره جدید

بیـا به نزدیکــ مـن صلـح و صفــا کـن، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین - میثم محجوبی
در شیراز تقریباً از هر کسی بپرسید مشکل اصلی فوتبال این شهر چیست، بی‌درنگ انگشت اتهام را به سوی بی‌پولی و نداری نشانه می‌رود. اما من می‌گویم ما چیزهایی «نداریم» که به مراتب مهم تر از پول هستند.
مشکلات و ناکامی‌های فوتبال این شهر ریشه در چیزی دارد که شاید اسم بخصوصی نداشته باشد؛ اما مفهومش را می‌توان از ادغام واژه‌هایی چون حسادت، کینه ورزی، انحصارطلبی، چشم‌تنگی، نژادپرستی، نگاه قومی‌قبیله‌ای، انعطاف‌ناپذیری، گفتمان‌ناپذیری، غریبه پرستی و...  به دست آورد.
یعنی یک سری خصوصیات منفی و عمدتاً اخلاقی که اگر شدت آنها در این شهر از چیزی که هست مقداری کمتر بود، می‌شد از خیلی اتفاقات بد جلوگیری کرد. البته که این خصوصیات تنها مختص فوتبالی‌ها و ورزشی‌ها نیست و تقریباً شامل تمام ‌اقشار جامعه ما می‌شود؛ اما اینجا داریم از فضای فوتبال این شهر حرف می‌زنیم.
در فوتبال شیراز عموماً کسی چشم دیدن موفقیت کسی را ندارد، مگر اینکه خودش هم در آن موفقیت سهم یا نفعی مستقیم داشته باشد. در حالی که در شرایط ایدئال، هر کسی که عضو جامعه فوتبال شیراز باشد، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، هم در موفقیت‌ها و هم در ناکامی‌ سهیم است و در سود و زیان وارد شده شریک. اگر فجرسپاسی بتواند به لیگ برتر برسد، از مدیریت و هوادار این تیم گرفته تا آن کودکی که در فلان مدرسه تازه دارد الفبای فوتبال را می‌آموزد، از این اتفاق سود می‌برد و اگر همین تیم نتواند به لیگ برتر صعود کند یا خدای نکرده از همین دسته هم سقوط کند، این ضربه وارد شده به پیکر فوتبال شیراز، تمامی‌ عناصر ریز و درشتش را متضرر خواهد کرد.
موفقیت قشقایی به موفقیت‌های آینده فجر کمک می‌کند و بالعکس؛ اما ذهنیت غلطی که در عناصر مختلف این باشگاه‌ها وجود دارد، می‌گوید: ناکامی ‌حریف یعنی موفقیت ما و هرچه حریف در عرصه‌های مختلف شکست بخورد، یک برگ برنده برای ما محسوب می‌شود!
جمله «موفقیت قشقایی به موفقیت فجر کمک می‌کند» یعنی چه؟ یعنی اگر قشقایی بتواند راهی لیگ برتر شود، از جهات مختلف راه‌ها برای صعود فجر به لیگ برتر نیز هموار می‌شود، مسئولان تلاش بیشتری برای ایجاد زیرساخت‌ها خواهند داشت، اسپانسرهای بیشتری راهی فوتبال شیراز خواهند شد، تماشاگران بیشتری به استادیوم ‌ها می‌آیند و از همه مهم‌تر، حس انگیزه و رقابتی است که با موفقیت یک تیم، برای باشگاه همشهری ایجاد می‌شود. پس چه دلیلی دارد که برای شکست همشهری‌مان دست به دعا برداریم و با پیروزی‌هایش حرص بخوریم؟ این رفتارها شامل یکایک عناصر مختلف باشگاه‌هایمان می‌شود، از مدیران گرفته تا مربیان و هواداران. وضعیت بازیکنان در این مورد بخصوص کمی ‌بهتر است، دست‌کم در ظاهر!
اما یکی از چیزهایی که در ایجاد مورد بالا (حسادت) تأثیر زیادی دارد، انحصارطلبی برخی افراد است؛ افرادی که می‌خواهند موفقیت‌های یک تیم یا حتی یک شهر، فقط به نام خودشان ثبت شود و هیچ کس دیگری سهمی ‌از آن نبرد. این خصوصیت بیشتر شامل مدیران می‌شود و نمونه‌هایی از این دست را زیاد دیده‌ایم. فلان مدیر حاضر نیست از کمک شخص دیگری بهره ببرد، که مبادا هنگام پیروزی‌ها، از شخص دیگری هم در کنار او به نیکی یاد شود! وی حاضر است تیمش به فلاکت و بیچارگی بیفتد و حتی منحل شود؛ اما تن به سهیم کردن دیگری در موفقیت‌هایش ندهد، آن هم موفقیت‌هایی که هرگز  قرار نیست حاصل شوند!
این حسادت‌ها و انحصارطلبی‌ها شامل برخی اصحاب رسانه هم می‌شود. فلان رسانه، فلان باشگاه یا فلان مربی را خودی و دیگری را غیرخودی می‌داند. اگر با عناصر باشگاه ارتباط خوبی داشته باشد، شکست‌هایش را کمرنگ و پیروزی‌هایش را حماسه جلوه می‌دهد و اگر خدای نکرده خصومتی شخصی با یکی از عوامل باشگاه داشته باشد، واویلا!
بداخلاقی‌هایی که به آنها اشاره کردیم، در بین تماشاگران و به ویژه در فضای مجازی بسیار رایج شده. برخی از آنها طاقت شنیدن یا خواندن جمله‌ای در نقد باشگاه خود و تمجید باشگاه دیگر را ندارند و با سرعت و شدت زیاد، دیگران را متهم به جانبداری یا خصومت شخصی می‌کنند. این بداخلاقی‌ها سال‌ها پیش هنگام سقوط برق از لیگ برتر شروع شد و در سال‌های اخیر با ورود باشگاه قشقایی به جاهای بدتری هم کشیده شده. نگاه قومی‌قبیله‌ای خطرناکی در بین برخی هواداران هر دو تیم رواج یافته که اگر از سوی مدیریت دو باشگاه با تمهیدات مناسبی کنترل نشود، ممکن است اتفاقات شومی ‌که در چندسال اخیر در لیگ برترمان دیده‌ایم، گریبان شیراز را هم بگیرد. اما جای تأسف است که برخی مدیران ما نه تنها اقدامی‌ برای جلوگیری از این مسائل نمی‌کنند، بلکه خواسته یا ناخواسته به این تفرقه‌ها دامن هم می‌زنند. در این نمونه خاص، مثال خیلی نزدیکی هم وجود دارد که ما اینجا از بیان آن خودداری می‌کنیم.
اما شاید یکی از چیزهایی که خیلی در ترویج بداخلاقی‌ها مؤثر است، انعطاف‌ناپذیری و مقاومت در برابر نشستن پای میز مذاکره و گفت‌وگوست. گفت‌وگوهایی که می‌توانند گره‌گشا باشند و خیلی از سوءتفاهم‌ها را حل کنند؛ اما معلوم نیست چه نیرویی وجود دارد که به دست و پای برخی اهالی فوتبال چسبیده و نمی‌گذارد پای میز بروند و مسائلی را حل کنند که شاید با چند دقیقه صحبت کردن، مشخص شود اصلاً وجود ندارند!
بالاخره مسئله‌ای که در چندسال اخیر بارها به آن اشاره کرده‌ایم و این بار نیز به اختصار اشاره‌ای به آن خواهیم داشت: غریبه‌پرستی! واژه‌ای که معانی مختلفی از آن به ذهن خطور می‌کند؛ اما در اینجا منظور ما بی‌توجهی به تیم‌ها، بازیکنان و مربیان این شهر توسط  بخش زیادی از مردم و مدیران است. مسئله‌ای که ریشه در تاریخ دارد. از همان روزی که طرف‌داری فوتبال در ایران در سینه‌چاک دادن برای دو تیم تهرانی خلاصه شد. 
این فرهنگ غلط هنوز در جای‌جای کشور رواج دارد؛ اما به جرأت می‌توان گفت شیراز بدترین وضعیت را در این زمینه دارد. از این جهت که یک شهر بزرگ با قدمتی تاریخی و نامی ‌پرآوازه در سطح جهان و از طرفی معروف به کارخانه بازیکن‌سازی و مربی‌پروری که قدیمی‌ترین باشگاه رسمی ‌فوتبال ایران را هم در دل خود دارد، درصد بسیار زیادی از فوتبال‌دوستانش طرف‌دار تیم‌هایی از شهری دیگر هستند و در سالیان گذشته بارها و بارها برای گل خوردن تیم شهر خود، فریاد شادی سر داده‌اند! حتی آنهایی که ادعا می‌کنند ابتدا طرف‌دار تیم‌های شیرازی هستند و تیم دومشان استقلال یا پرسپولیس است، در واقعیت نمی‌توانند حقیقت را انکار کنند. گرفتار شدن در ورطه طرف‌داری از آن تیم‌ها، آنها را ناگزیر به جبهه‌گیری علیه تیم شهرشان در دیدارهای رودررو می‌کند. همین تفکر اشتباه، تأثیر زیادی در این داشته که در سال‌های اخیر شاهد حضور سرخابی‌ها در شیراز نباشیم؛ چون بخش زیادی از مردم دغدغه نابودی برق و سقوط فجر را نداشتند و فشاری برای احیای این تیم‌ها به مسئولان و مدیران نیاوردند. طبیعتاً در چنین فضایی صدای آن عده متعصب واقعی به تیم‌های شهر (که در اقلیت هستند) هم به جایی نمی‌رسد.
حرف پایانی: ما در وهله اول نیاز به تغییر نگرش اساسی در زمینه‌هایی داریم که کاملاً فرهنگی و اخلاقی هستند و هیچ ارتباطی با پول و امکانات ندارند. هر گاه قلب‌های اهالی فوتبال شیراز به یکدیگر نزدیک شد و توانستند دور میزهایی حقیقی یا مجازی با صلح و صفا بنشینند و درباره مسائل و مشکلات گفتمان کنند، می‌توان به درست شدن فوتبال این شهر امیدوار بود. این شعار نیست.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی