[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۹۱
  • دوره جدید

گفتگوی اختصاصی شیرازنوین با یکی از پیشکسوتان شیرازی - سمنوپزی سنتی کهن در میان ایرانیان، روزنامه شیراز نوین

گروه میراث و گردشگری- مجتبی دورودی

سمنو، یکی از «سین‌های» سفره‌ هفت‌سین نوروزی است که با توجه به گستره‌ جغرافیایی سرزمین‌هایی که مبادرت به پختن این خوراکی می‌کنند، به راحتی می‌توان رنگ و بوی آئینی آن را دریافت. در ایران، افغانستان و تاجیکستان پخت آن در هنگامه‌ نوروز رواج دارد و جالب اینکه تهیه‌ کنندگان سمنو، با باوری عمیق و خلوص دل به تهیه و تدارک آن می‌نشینند. گفته می‌شود پختن سمنو دشواری‌های خاص خود را دارد؛ با این حال عشق و خلوص نیت است که در تمامی مراحل پخت سمنو، بانیان آن را همراهی می‌کند. 
گروه میراث و گردشگری شیراز نوین به منظور آشنایی هر چه بیشتر با ظرائف این کار، با فردی به گفتگو نشست که سال‌هاست این سنت نیک را با خلوص نیت و صفای دل انجام می‌دهد. برای دیدار با آقای کیومرثیان که منزلش در محله‌ گودعربان شیراز و در مجاورت مسجد جولا قرار دارد، به آنجا رفتیم و با پذیرایی گرم ایشان و فرزندشان مواجه شدیم. آنچه در زیر مشاهده می‌شود، خلاصه‌ای از نکاتی است که ایشان در این‌باره با شیرازنوین در میان نهادند.
«پخت سمنو سال‌های سال در خانواده‌ ما رواج داشته و مادرم از زنانی بود که با عشق و صفا سمنو را می‌پخت. یادم می‌آید که خدابیامرز مادرم می‌گفت: یک من آرد یک وقّه گندم می‌خواهد. آن روزها واحد وزن کیلو نبود. مادرم سال‌های سال سمنو می‌پخت تا اینکه من بزرگ شدم و تقریباً از سال1340 تا حالا، هر سال سمنو را می‌پزم. پخت سمنو را با یک دیگ شروع کردم، شکر خدا این روزها سه دیگ سمنو می‌پزم تا هر کس به این خانه می‌آید، دست خالی نرود. درباره‌ نحوه‌ تهیه گندم هم باید به عرضتان برسانم که 200کیلو گندم را به تنهایی پاک می‌کنم. گندم‌های شکسته و ریز را جدا می‌کنم. برای خرید هم بهترین گندم را می‌خریم. همین امسال 300کیلو گندم خریدم که وقتی شروع به پاک کردن آن کردم، متوجه شدم ریز هستند. پس 500کیلو گندم درشت خریدم. این را می‌گویم تا متوجه شوید برای این کار هیچ کوتاهی نباید صورت بگیرد. خدا را شکر سمنویی که می‌پزم خوب هم می‌شود. یک باور قدیمی هم هست که اگر کسی در هنگام پخت سمنو از راه برسد که نظرش بد باشد، پخت سمنو بد می‌شود و این دیگر دست خداست. قدیم‌ها هرکس به پای سمنو می‌آمد باید غسل می‌داشت. حتی جوانه‌های گندم را غسل می‌دادند. مخصوصاً وقتی کسی به پای دیگ می‌آمد. سمنو به حضرت فاطمه تعلق دارد؛ همسرم خدابیامرز کرامت‌هایی دیده بود که از صدق و صفای دلش بود. خلاصه گندم را پاک می‌کنیم و می‌شوییم و سه روز در آب می‌ماند و یک روز در میان آب گندم عوض می‌شود تا خوب خیس بخورد تا جوانه بزند. بعد باید جوانه گندم را غسل داد و چرخ کرد تا شیره جوانه گندم گرفته شود. شکر خدا این روزها چرخ و دستگاه پرس، کار را راحت‌تر کرده اما در گذشته، جوانه‌های گندم را در جوغن‌های بزرگ می‌ریختند و می‌کوفتند که کار سختی بود. بعد از غسل دادن جوانه‌های گندم و چرخ کردن آن، شربت گندم به دست می‌آید. این کار چندین بار با تفاله‌های گندم هم صورت می‌گیرد تا تمامی شیره گندم به دست آید و بعد، آن را در دیگ صاف می‌کنند. بعد با هم زدن شیره گندم خمیر آن را درست می‌کنند. برای این کار چندین نفر دست‌اندرکاراند. بعد آتش به دیگ بسته می‌شود و همین‌طور هم می‌زنیم تا سمنو عمل آید. از زمانی که آتش روشن می‌شود تا سمنو به دست آید، چندین ساعت طول می‌کشد. در هنگام پختن سمنو حیات منزل ما پر از افراد می‌شود و دعا و صلوات و سینه‌زنی می‌کنند. حس و حالی به آدم دست می‌دهد که خارج از توصیف است. دعا به بیماران و نیازمندان و صلوات تمام فضای خانه ما را برمی‌دارد. خلاصه داستان زیاد است که انشاءالله سال دیگر در هنگام پخت باید اینجا باشید تا حس واقعی سمنوپزی را درک کنید».
جناب کیومرثیان از فرزندانش هم برایمان گفت که پیوسته در کنارش هستند و یاری‌اش می‌کنند. دخترشان هم که اهل هنر بودند و در کنار پدر یاری‌گر ایشان بودند. مشاهده تابلوهای تذهیب‌کاری شده ایشان، خود حکایت از خانواده‌ای اهل ذوق و فرهنگ بود. بعد از گفتگو، به حیات منزل آقای کیومرثیان رفتیم و از دیگ‌ها و ابزار تهیه‌ سمنو بازدید کردیم. سمنوهایی که در منزل چیده شده و آماده‌ تقسم بودند، روی میزی تعدادی سمنو قرار داشت که آقای کیومرثیان اشاره داشتند: «این سمنوها را برای روز عید بر سر مزار همسرم می‌برم و در آنجا تقسیم می‌کنم. همسرم خدابیامرز ارادتی خاص به حضرت فاطمه داشت». در منزل ایشان طوطی نیز وجود داشت که نام پنج‌تن آل عبا را بر زبان می‌آورد و صلوات می‌فرستاد. در اینجا لازم است از جناب عبدالرسول حداد و همسرشان که در این دیدار و بازدید یاری‌گرمان بودند قدردانی کنیم. با آرزوی سلامتی و تندرستی پیوسته جناب کیومرثیان. راستی، ما دیگر راه منزل استاد کیومرثیان را بلد شده‌ایم و هر سال عید برای دریافت سمنو، حتماً به آنجا می‌رویم. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی