[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۴۸
  • دوره جدید

مهندسی فرهنگی، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

گاهی براین باوریم که تمامی اتفاقاتی که پیرامون‌مان درحال وقوع است کار بیگانگان است و ما درپیدایش آن واقعه نقشی نداریم. اما این یک باورغلط است چرا که اصلی‌ترین نقش که سکوت و اطاعت است توسط خود ما درحال اتفاق است. در واقع دیگران از بی‌تدبیری و بی‌بصیرتی ما سوءاستفاده کرده و می‌کنند تا وضعیت را آنطور که خودشان می‌خواهند، نشان دهند. وضعیت موجود و شکل‌گیری خواست بیگانگان و خیانتکاران عین طرح و برنامه‌ای است که می‌خواستند و می‌توان آن را پیش‌بینی نمود و الزاماً عواقب آن را هشدار داد...

چرا که آنان سرقت منابع ما را به نفع منافع خود می‌خواهند. تاریخ به کرات یادآور آن بوده است که با خیانت می‌توان ازاعتماد سوء‌استفاده نمود و گاهی برای مدتی ماندگار بود اما تاریخ بهترین قاضی برای اذهان عمومی و نسل‌های‌آینده است چرا که نسل آینده بدون تردید و وحشت به ارزیابی تاریخ خواهد پرداخت.
امروز نباید اجازه بدهیم تاریخ، خصوصاً آن بخش‌هایی که از آن زیان دیده‌ایم تکرار شود ویا برایمان تکرار کنند که در چنین شرایطی انگار مسیر را ه مان را بدون آنکه اراده ما در آن تأثیری داشته‌باشد، مهندسی کرده‌اند.
مهندسی فرهنگی، اقتصادی وسیاسی از آن دست جبر‌های ‌اتفاق افتاده درتاریخ است که مسیر یک ملت را تعیین و یا تغییر می‌دهد. ماکشوری برخوردار اما فقیری هستیم. ثروت داریم اما مردمی  فقیر هستیم، اینگونه روزگار می‌گذرانیم و عبرت نمی‌گیریم، چرا که برای ما اینگونه خواسته‌اند و برنامه‌ریزی کرده‌اند.  
باید پذیرفت، با توجه به وجود منابع انرژی درکشورمان بخشی از راه،  توسط دیگران مهندسی و دور نمای قضیه چندان باب میل نیست، چرا که از طرفی منابع ما را تحت‌عنوان منافع خود به تاراج می‌برند و ازطرفی  نخبگان ما را یا به میل خود و یا از روی جبر  وادار به مهاجرت می‌کنند. 
این بازی دوسر باخت است چرا که در هر دو صورت منابع ما را تحت ‌نوان منافع خود غارت می‌کنند. این سیر غارت منابع داخلی کشور همان استمرار نظام سلطه واستعمار نو می‌باشد که درعلوم سیاسی اقتصادی موردتأکید قرارگرفته و گاهی نظام سلطه از طریق مهره چینی داخلی اقدام به غارت منابع موجود یک کشور می‌کند.
این پرسش را برمبنای عدم خلوص جریانات تحول خواه مطرح می‌کنم که آیا نژادپرستی پس ازسال‌ها مبارزه پایان یافت و یا سازمان‌های ‌بین‌المللی درایجاد صلح و مهار تنش و یا درگیری‌های ‌نظامی موفق عمل کرده‌اند ویا قحطی و گرسنگی در جهان پایان یافته است؟  
با گذشت چهل سال از انقلاب و استقلال‌خواهی ملت، اما همچنان برسکوی  وابستگی ایستاده‌ایم واسارت در این حوزه با عملکرد عناصرنفوذی در درون بدنه قدرت سیاسی، تحت پوشش انقلابی گری هرروز مارا  با یک بحران جدید  مواجه می‌کند. 
دراین راستا  بحران‌های ‌خودساخته کشور را با یک عدم ثبات اقتصادی مواجه نموده است، از این روست که برخی صاحبان  قدرت درسخنرانی‌های‌سیاسی خود شعار می‌دهند که اجازه نمی‌دهیم ایران را به عنوان کشوری ناامن درحوزه  اقتصادی  در منطقه معرفی کنند. اما و به هر تقدیر موج سواران سیاست وکاسبان تحریم که همه چیزشان بر پایه دلالی و واسطه‌گری است  وسط بازار سیاه می‌چرخند و اجازه تحقق ثبات اقتصادی را نمی‌دهند از این رو ست که به  موازات تحریم‌ها حتی اجازه ورود سرمایه‌گذاران داخلی را هم درپروژ‌های‌ ملی نمی‌دهیم.
اقتصاد فشل  تعریفی به  همین  سادگی  دارد.  اینکه رشته امور اقتصاد و سیاست بدست اهلش نیست و نااهلان در حال نابودی آن و ساختن رویای خود در خارج از مرزهای جغرافیایی ایران  هستند.  
ظهور و بروز مفسدان اقتصادی و غارت‌های‌بدون بازگشت بیت‌المال، گواهی بر این مدعاست چرا که هم قبح کار از بین رفته و هم ایران را به جهت حضور مفسدان اقتصادی دربخش‌های‌تولید وسرمایه‌گذاری بشدت نا امن جلوه داده‌اند. 
حالا باید در انتظار یک حرکت بود که تمامی معادلات جاری را برهم زده و به‌صورت غیر منتظره معادلات را به نفع مردم و بهبود شرایط معیشتی آنان تغییر دهد.  
متأسفانه درکشور من آنچه از مردم سالاری گفته می‌شود با آنچه در عمل جاری است فاصله بسیار است چرا که جنجال برای تحقق این شعار با عمل بدان فاصله ای بسیار دارد.
مردسالاری به معنایی  ساده به « خواستن وساختن برای مردم» خلاصه می‌شود اما چه باید کرد که اهرم قدرت به‌دست دلسوزان ملت نیست و باید شاهد شرایطی سخت باشیم و بر این باور بود که داستان نبرد بین حق و باطل هیچ گاه پایانی ندارد. در واقع اوج لذت از پیروزی، نقطه نبرد استقامت برای حفظ پیروزی است.
در سراسر جهان سازمان‌های ‌بین‌المللی  در بیان کلمه مردم و خلق  مردم سالاری در مانده‌اند چرا که دیوان‌سالاری برمردم سالاری غلبه دارد و عناصر مشارکت‌کننده دراین نمایش در معادلات دیوان‌سالاری حل می‌شوند و فساد محصول این درآمیختگی است.
درواقع مردم‌سالاری یک شعار دروغ و غیرقابل تحقق در بیان مکرر سیاست‌مدارانی است که به دنبال غارت منابع به نفع منافع خود می‌باشند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی