[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۲۵
  • دوره جدید

راز مرد گرسنه با دست و لباس‌های خون‌آلود در خیابان ولی‌عصر تهران چه بود؟، روزنامه شیراز نوین

ساعت 24: مرد گرسنه وقتی از پانسیون اخراج شد، برای یافتن غذا دست به قتل مردی تنها زد.
رسیدگی به این پرونده از یکم اردیبهشت سال 94 به دنبال دستگیری مرد جوانی به نام محمد، از سوی مأموران کلانتری سنایی در دستور کار پلیس قرار گرفت. مأموران کلانتری در حال گشت‌زنی در خیابان ولی‌عصر بودند که با محمد که با دست و لباس‌های خونین در حال فرار بود روبه‌رو شدند و وی را بازداشت کردند. در این بین، مرد جوانی که در تعقیب محمد بود به مأموران گفت: دایی‌ام ابراهیم در طبقه بالای آپارتمان‌مان به تنهایی زندگی می‌کند. مادرم سر و صدای درگیری از بالا شنید و وقتی من برای سرکشی از خانه بیرون رفتم، با مرد غریبه روبه‌رو شدم که با دست و لباس‌های خونین در حال فرار بود.
با اطلاعاتی که این مرد به پلیس داد، مأموران به خانه مورد نظر در خیابان فرشید رفتند و با جنازه ابراهیم 70ساله که با ضربه‌های متعدد چاقو کشته شده بود روبه‌رو شدند.
محمد در بازجویی‌ها گفت: من و یکی از دوستانم برای پیرمرد تریاک آورده بودیم؛ اما دوستم و ابراهیم با هم درگیر شدند و دوستم او را کشت. در حالی که در بررسی‌ها روشن شد ابراهیم هرگز به مواد مخدر اعتیاد نداشته است. محمد در بن بست اطلاعاتی قرار گرفت و به ناچار به جنایت اعتراف کرد.
وی گفت: شش سال قبل از همسرم جدا شدم و در خانه دوستانم زندگی می‌کردم. تا اینکه سه ماه قبل به یک پانسیون در حوالی خیابان ولی‌عصر رفتم. من آنجا زندگی می‌کردم و چون کار درست و حسابی نداشتم، سر کمد دوستانم می‌رفتم و دست به سرقت می‌زدم، تا اینکه مسئولان پانسیون به ماجرا پی بردند و من اخراج شدم. شب‌هایی که در پانسیون بودم و از پنجره بیرون را نگاه می‌کردم، آپارتمانی را شناسایی کرده بودم که چند طبقه آن خالی از سکنه بود و می‌دانستم در طبقه چهارم، یک مرد سالخورده به تنهایی زندگی می‌کند.
وی ادامه داد: بعد از اخراج از پانسیون، جایی برای خواب نداشتم. به همین دلیل مقابل آپارتمانی که آن را شناسایی کرده بودم رفتم و زنگ زدم و گفتم مأمور گاز هستم. به محض اینکه پیرمرد در را برایم باز کرد، به طبقه پنجم که خالی بود رفتم و تا فردا ظهر خوابیدم. گرسنه بودم که به طبقه چهارم رفتم و در را هل دادم که باز شد. می‌دانستم پیرمرد در خانه است؛ اما مخفیانه وارد شدم و به دلیل گرسنگی سر یخچال رفتم. من دو روز در حالی در خانه پیرمرد بودم که او متوجه حضورم نشده بود. اما آخرین بار برای خوردن غذا به آشپزخانه رفته بودم که او سر رسید و با دیدن من شوکه شد. می‌خواست فریاد بزند که از ترسم با کارد آشپزخانه او را زدم و از آپارتمان خارج شدم؛ اما همان لحظه خواهرزاده وی که در طبقه پایین ساکن بود، از خانه بیرون آمد و متوجه ماجرا شد.
محمد، دیروز در حالی در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستاد که دختر و پسر قربانی برایش حکم قصاص خواستند.
محمد 35ساله اما به سوالات هیئت قضایی پاسخ نداد و گفت: نمی‌خواهم درباره قتل حرفی بزنم. من برای قصاص آماده‌ام و می‌خواهم به استقبال مرگ بروم. وی در پاسخ به سوال قاضی درباره سابقه اعتیادش گفت: مدتی بود که مواد مخدری به نام ماش روم مصرف می‌کردم و به همین دلیل متوجه رفتارهای خودم نبودم.
در پایان این جلسه، هیئت قضایی وارد شور شد تا رأی صادر کند.
 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی