[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۴
  • دوره جدید

پرویز کاظمی، وزیر دولت احمدی‌نژاد: احمدی‌نژاد تمام شد؛ دست‌وپا می‌زند که روی آب بماند، روزنامه شیراز نوین

انتخاب: پرویز کاظمی از وزرای محمود احمدی‌نژاد بوده، اما زمان زیادی نتواسته با او کنار بیاید. او خیلی زود از کابینه کنار رفت و از همان زمان تا امروز منتقد احمدی‌نژاد شده است. با او در شرایطی مصاحبه کردیم که یک روز از اعلام عدم تأیید صلاحیت محمود احمدی‌نژاد برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بود. از دولت‌های نهم و دهم حرف زدیم و درباره نوع مدیریت احمدی‌نژاد بر این دولت‌ها پرسیدیم. بحثمان به حامیان احمدی‌نژاد کشیده شد و البته در ادامه، وارد انتخابات ریاست جمهوری هم شده‌ایم. برای آقای احمدی‌نژاد و افرادی که نامشان در این مصاحبه آمده است، این حق را قائل هستیم که اگر پاسخی نسبت به مسائل مطرح شده دارند درج کنیم. شما را به خواندن این گفت‌وگوی تفصیلی دعوت می‌کنیم.
آقای کاظمی اگر اجازه بدهید مصاحبه را با موضوع آقای احمدی‌نژاد شروع کنیم. آقای احمدی‌نژاد در ابتدای دولت خود به شدت مورد حمایت برخی چهره‌های سیاسی اصول‌گرا بود. البته او منتقدین زیادی هم داشت؛ هم درون ساختار قدرت و هم خارج از آن و شما هم از جمله کسانی بودید که خیلی زود جزو منتقدین ایشان قرار گرفتید. شما به هر حال در کنار ایشان بودید و لابد برای جدا شدنتان دلایلی داشتید.
قبل از این که وارد چنین بحثی شویم، من به نکته‌ای که حضرت امام خمینی در زمان بنی‌صدر فرمودند، اشاره می‌کنم. فکر می‌کنم این یک فرمایش اساسی و با زوایا و ابعاد مختلف است که برای زمان‌های مختلف قابلیت استفاده دارد. ایشان فرموده بودند: «وای به حال جامعه‌ای که به کسی روی بیاورد که آن فرد قبل از آن خودش را نساخته باشد». به نظر می‌رسد که ما روی مباحث اخلاقی باید بیشتر از اینها کار کنیم. برخی وقتی در عرصه عمل قرار می‌‌گیرند، یک چیزهایی از آنها بروز پیدا ‌ کند و در ادامه بیشتر می‌شود. شما تا زمانی که قدرت ندارید، یکسری موارد در درونتان وجود دارد؛ ولی وقتی قدرتمند شدید و نتوانستید از این قدرت درست استفاده کنید، مسیر بدی به خودش می‌گیرد. چند روز پیش در مصاحبه ایشان دیدم که گفته است: «به هر حال من که اختیار وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد را نداشتم و نمی‌توانم در آن مورد حرف بزنم». این حرف‌های او برای من به عنوان کسی که وزیرش بودم خیلی جالب بود. احمدی‌نژاد در تمام کارها، خودش دخالت می‌کرد، می‌گفت این کار بشود و این کار نشود. ما هم می‌گفتیم اگر ما اختیار داشته باشیم، مسئولیت هم می‌توانیم بپذیریم؛ ولی وقتی اختیار نداشته باشیم خب طبیعتاً نمی‌شود، اما اصلاً این خبرها نبود. جالب است که الآن می‌گوید من که اختیار ندارم! خود ایشان در صحبت‌هایش گفته که معاون وزیر ارشاد را که من نمی‌گذارم. درحالی که در همه موارد خودش دخالت می‌کرد و دعوای ما با ایشان سر همین موارد بود. اکنون که اختیار و قدرت ندارد، این بحث‌ها را مطرح می‌کند. آن روز اول وقتی نشستیم و صحبت کردیم در همان بحث‌های اولیه با کنتاکت مواجه شدیم.
یعنی قبل از اینکه وزارت را بپذیرید؟
نه، بعد از وزارت. بعد دیدیم که اصلاً بحث‌ها و صحبت‌هایی که می‌شود غیرکارشناسی است. مثلاً در یکی از جلسات مربوط به سهام عدالت من، معاون اجرایی، معاون اول، وزیر اقتصاد، وزیر تعاون و ایشان حضور داشتیم. احمدی‌نژاد گفت ظرف یک ماه باید قضیه سهام عدالت را تمام کنیم! اصلاً شناسایی این سهام، شناسایی سهامدار که به چه کسانی می‌خواهید بدهید، رعایت موارد قانونی، مجمع گذاشتن، مجمع فوق‌العاده گذاشتن با این تعداد یک ماه زمان می‌خواهد؟ الآن چند سال گذشته و هنوز در چم و خم این گیرها هستیم که انجام می‌شود. این صحبت‌ها، غیرکارشناسی است و بعد از آن اصرار بر موارد غیرکارشناسی و به صورت دستوری شدنی نیست. اینها یکی دو مورد نبوده است. نمونه بارز دیگر که برخلاف جریان آب حرکت کردن بود و در کشور اتفاق افتاد اینکه 78کشور تغییر ساعت را در بهار و پاییز انجام می‌دادند، ولی ایشان یکباره نمی‌پذیرفت. درحالی که این بحث علمی، کارشناسی و اثبات شده است. کشوری مثل آلمان حدود 70، 80سال پیش این کار را کرده و همه کشورهای اروپایی این کار را می‌کنند و کشورهای صاحب تکنولوژی بالا هم همین‌طور. اما می‌بینیم که ایشان می‌گوید نه، نباید بشود! اگر استدلالی در این زمینه دارد بیاید بگوید، این فقط برخلاف جریان حرکت کردن بود.
اما آقای کاظمی، مشکل فقط احمدی‌نژاد نبود. کسانی که احمدی‌نژاد را تبلیغ می‌کردند از معتمدین جناح اصول‌گرا بودند. مثلاً آقای افروغ و آقای خوش‌چهره جزو کسانی بودند که در رأی آوردن آقای احمدی‌نژاد لااقل در بطن جامعه مؤثر بودند. کسانی بودند متین و آرام؛ دانشگاهی بودند. آنها بعداً جزو منتقدین اصلی احمدی‌نژاد شدند. آقای افروغ بعداً در مصاحبه‌ای درباره چرایی حمایتش از احمدی‌نژاد گفته بود: چون مقابل هاشمی بود از او حمایت کردم و حالا پیشمانم.
آقای توکلی و خود آقای مطهری هم همین‌طور بودند. آنها وسط میدان بودند.
اینها کسانی بودند که احمدی‌نژاد را به جامعه معرفی می‌کردند و برای راضی کردن برای جامعه دلیل و برهان می‌آوردند. شما بفرمایید کسانی که این نقش را داشتند، الآن باید راجع به احمدی‌نژاد چکار کنند؟
ببینید! هنوز در کشورمان بلوغ سیاسی را آن‌چنان که باید داشته باشیم نداریم که عمده دلیلش هم به خاطر این است که در کشور حزب نداریم. چون سیستم و ساختار حزبی نداریم، همیشه اول این‌طوری است که چه برای انتخابات ریاست جمهوری و چه برای مجلس، دو سه ماه مانده به انتخابات، گروه‌هایی شکل می‌گیرند و در موجی که به وجود می‌آید، آدم‌هایی مطرح می‌شوند و دیدگاه‌ها و نظراتی هم مطرح می‌شود و دو سه هفته مانده به تاریخ انتخابات فضای خیلی سنگینی به وجود می‌آید و بعد از انتخابات هم همه سر خانه و زندگی‌شان می‌روند و دیگر کسی به کسی هم کاری ندارد. آقای احمدی‌نژاد وقتی به شهرداری آمده بود گفته بود تمام چاله‌های تهران را درست می‌کنم! این حرف‌ها کاملاً غیرکارشناسی است. یک نفر که می‌شنود، چه فکری می‌کند؟ حالا چنین آدمی از مرحله صلاحیت عبور می ‌ و وقتی که انتخاب می‌شود، باز هم صحبت‌های غیرکارشناسی می‌کند. او یک باوری داشت که از بعد مدیریتی خطرناک است. احمدی‌نژاد می‌گفت من ژنرالم و بقیه سربازند! هیچ سلسله مراتبی این وسط نیست. ژنرال که به سرباز دستور نمی‌دهد. ژنرال، سرهنگ دارد و سرهنگ سرگرد دارد و سرگرد، افسر دارد. سلسله مراتبی باید طی شود.
من می‌گویم وقتی احمدی‌نژاد از هاله نور صحبت می‌کند فقط او نیست که مقصر است. وقتی یک فرد مهم در زمان انتخابات برای راضی کردن مردم می‌گوید: «شخصی‌ شب‌ بیست‌ و سوم‌ ماه‌ رمضان‌ در حال‌ احیا پیش‌ از نیمه شب‌ به‌ خواب‌ می‌رود. در خواب‌ به‌ او ندا می‌شود که‌ بلند شو برای‌ احمدی‌نژاد دعا کن‌، وجود مقدس‌ ولی‌عصر(عج‌) دارند برای‌ احمدی‌نژاد دعا می‌کنند.» این حرف سنگینی است و روی افراد تأثیر می‌گذارد. وقتی با این حرف‌‌ها روی افراد تأثیر می‌گذرایم نمی‌توانیم بعد که خلاف عقیده ما رفتار کرد بگوییم او سحر و جادو شده است. شما این را قبول دارید؟
می‌گویند شما یک کتاب که می‌نویسید، از دنیا هم که بروید، اگر کتابتان خوب باشد، ثوابش برایتان هست و اگر خوب نباشد، مضراتش برایتان هست. بنابراین اگر که ما از کسی حمایت و پشتیبانی کردیم تبعات آن همیشه با ما هست. حالا شاید در مقطعی آگاهی کافی وجود نداشته و پشتیبانی صورت گرفته؛ ولی اگر آن درایت و هوش باشد، آدم زودتر می‌تواند جلوی خیلی از فسادها را بگیرد. به اعتقاد من، ایشان خیلی‌ها را اغفال کرده است. حتی در مورد خیلی از روحانیون با مواضعی که گرفت و صحبت‌هایی که کرد، توانسته بود دلربایی کند که این هم نباید نادیده گرفته شود. ولی ما اگر از کسی حمایت کردیم و بعد دیدیم این حمایت درست نبوده، باید سریع به جبران آن بپردازیم. نکته اینجاست که ما اصرار بر جبران کردیم یا نکردیم؟ اگر اصرار بر جبران کرده بودیم، قطعاً دور دوم نباید انتخاب می‌‌شد‌. من روز چهارشنبه بیستم خرداد سال ۹۲ با آقای علی لاریجانی، رئیس محترم مجلس جلسه داشتم. گفتم آقای لاریجانی از شما خواهش و تمنا می‌کنم هرطور از دستتان بر‌می‌آید یک کاری کنید ایشان انتخاب نشود. بروید بگویید، منعکس کنید و به هر نحوی که می‌دانید، کاری کنید که ایشان انتخاب نشود؛ به این دلیل که کشور را به هم می‌ریزد. آقای لاریجانی با همان لحن خاص خودش گفت: «ما نمی‌دانیم این چه پدیده‌ای است و ما چگونه باید با او برخورد کنیم.» وقتی مسیر منحنی رفتارهای آقای احمدی‌نژاد را می‌بینید سال اول یک جوری است، سال دوم یک جور دیگر، سال سوم هم متفاوت‌تر و همین‌طور به دور دوم می‌رسد که باز هم در سال‌های منتهی به دور دوم هر سال متفاوت ظاهر می‌شود و دو سال آخر هم که...
آیا این تغییر رفتار ایشان را ناشی از تعاملشان با برخی از دوستانشان می‌دانید؟
ببینید، همان حدیث امام صادق(ع) را باید در نظر بگیریم که آدم مؤمن در جای لغزنده قرار نمی‌گیرد. به هر حال ریاست جمهوری قدرت دارد. اولین قدرت اجرایی کشور و دومین مقام شخصیت سیاسی کشور است. این ظرفیت برای ایشان مطلقاً وجود نداشته است‌. ادبیاتی که ایشان در سخنرانی‌ها و محاوره‌های خودش داشته را ببینید به چه صورت است. در مجلس می‌گوید که من جواب نمی‌دهم و سوال هم که می‌کنند، پاسخگو نیست. شما یکباره می‌بینید که می‌گوید مجلس در رأس امور نیست. دقیقاً 180درجه مخالف فرمایش حضرت امام(ره) که فرمودند «مجلس در رأس امور است». می‌بینیم که سه دوره بودجه را در اردیبهشت ماه تصویب کردند. در صورتی که من کارشناس می‌دانم که اصلاً این کار معنی ندارد و شما به راحتی می‌توانید آذرماه یا دی ماه ارائه دهید. سه دوره این کار را کرد. حکایت همان ماجرای تغییر ساعت‌هاست! یعنی می‌خواهد بگوید «انا رجل» یعنی من هم هستم.
منظور شما این است که انتظار این بود که وقتی این چهره‌های اصول‌گرا متوجه شدند که اشتباه کرده‌اند نباید در دور دوم مجدداً از او حمایت می‌کردند تا رییس جمهور باقی بماند؟
ولی باز در دور دوم هم حمایت کردند. بعد او لجبازی‌‌هایی می‌کند و آقای مشایی را به عنوان معاون اول انتخاب می‌کند. بزرگان نظام شفاهی می‌گویند، عمل نمی‌کنند. نامه می‌زنند، شش روز نامه را نگه می‌دارند و بعد از شش روز منتشر می‌شود‌. آقای مشایی بعد از آن ماجرا اسماً معاون اول نبوده، ولی رسماً که بوده است. تمام آدم‌ها باید کارهایشان را با او هماهنگ می‌کردند. حالا اگر آن آدم‌هایی که حمایت کردند، تدبیر داشته باشند، باید بگویند ملت ما عذر می‌خواهیم، ملت عزیز! ما را ببخشید. بیایند و بگویند دیگر.
اما این اتفاق نمی‌افتد و آنها هم همچنان روی آدم‌هایی شبیه ایشان تأکید می‌کنند.
ببینید! این باز همان بحث اخلاقی اولیه است. اگر کسی می‌بیند در جایی اشتباه کرده باید بگوید که اشتباه کرده است. این اشتباه باعث می‌شود که در آینده از خیلی موارد دیگر جلوگیری کنیم. اگر بنا باشد من هر روز اشتباه کنم و بگویم اشتباه بود، من دیگر مدیر و آدم سیاسی نیستم. ما فقط و فقط از خوف اینکه جایگاه خودمان را بین مردم از دست دهیم، این کار را نمی‌کنیم. در صورتی که همین آقایانی که الآن پشت میزها هستند باید به صراحت بگویند که ما از ملت ایران عذرخواهی می‌کنیم، اما چه کسی این را گفته است؟
در واقع این حرف‌ها که می‌گفتند سحر و جادو شده است، رفع مسئولیت از خودشان است. می‌خواهند بگویند او درست بوده و بعداً سحر و جادو شده است. ما اطلاعاتمان غلط نبوده که به شما گفته‌ایم.
من فکر می‌کنم ما باید مدیریت را بفهمیم. اگر شما مدیریت را فهمیدید، بسیاری از رفتارهای آدم‌ها را می‌توانید تشخیص دهید. مثلاً این روزها شنیده‌ام کسی گفته 5میلیون شغل ایجاد می‌کند. باید پرسید که چطور می‌خواهی این کار را انجام دهی؟ این اصلاً بحث ندارد و شدنی نیست. ما آن زمان در دولت بودیم که آمد و گفت آقا تمام شد و شما دیگر وزیر جهانی هستید! دستش هم به هم می‌زند و می‌گوید دیگر راجع به ایران فکر نکنید، بروید راجع به جهان فکر کنید! ما هنوز اینجا گیریم.
غیر از اینها یک بحثی هم در مورد شما داشت که ماورایی هم بود. گفته بود که شما را خدا به ما داده است!
احمدی‌نژاد گفت کاظمی را خدا به ما داد.
یکی از بحث‌هایی که همیشه راجع به آقای احمدی‌نژاد وجود دارد، رابطه ایشان با آقای مشایی است. خیلی‌ها می‌گویند که آقای مشایی از ایشان تأثیر می‌پذیرد و برخی هم عقیده برعکس دارند. چگونه است؟
آقای مشایی اصلاً آن ذکاوت و آن هوش را ندارد. آقای احمدی‌نژاد باهوش و بادرایت است. به هر حال می‌خواهم بگویم حالا ما باید چکار کنیم که به این مصائب دچار نشویم؟ برای جبران هشت سالی که ایشان سر کار بوده به اندازه 16سال باید کار شود که آثارش پاک شود و به این سادگی‌ها هم نیست. او مدیریت کشور را لوث کرده است. مثالی می‌زنم که شاید در جریان بوده باشید. آقای مهدی خورشیدی داماد ایشان است. ایشان را رئیس مؤسسه استاندارد کرده و حکم صادر کرده بود. من با او صحبت کردم و گفتم پسر! تو یک پیچ نبسته‌‌ای، کسی که می‌خواهد رئیس مؤسسه استاندارد شود، باید استخوان خرد کرده باشد و بفهمد که استاندارد و صنعت چیست. اما حکم برایش صادر کرد و جلسه معارفه هم گذاشت. حتی او سر کار هم نرفت و بعد از دو هفته او را تغییر دادند. یعنی آن‌قدر فاجعه و مبرهن بود که تغییر دادند. 
اینکه فکرهای بزرگی در ذهن داشته باشد مثل مدیریت جهانی، ممکن است از یک جایی به ایشان تزریق فکری شده باشد.
نه لزوماً. درحدی که با آمریکا بنشینیم و راجع به مسائل جهان صحبت کنیم بوده است. کل تولید ناخالص دنیا 75هزار میلیارد دلار است. امریکا 16هزار میلیارد دلار است و کل اروپا 16هزار میلیارد دلار و ایران 400تاست. این چه مذاکره‌ای دارد؟ مثل این می‌ماند که ما بگوییم برویم با مسی مذاکره کنیم تا در باشگاه دسته 3 ما بازی کند! خنده‌دار است. شما اگر دودوتای مدیریت را بدانید و اطلاعات داشته باشید که اینها به جز عوام‌فریبی نیست. اینکه حالا هم برخی می‌گویند 5میلیون شغل ایجاد می‌کنند و تولید ناخالص ملی را دو و نیم برابر می‌کنند.
احمدی‌نژاد شاید پیش‌بینی می‌کرده که ردصلاحیت شود. چرا اصلاً کاندیدا شد؟
سه موضوع وجود دارد؛ یکی اینکه می‌خواهد در رسانه‌ها مطرح شود. این را کاملاً در دوره‌ای که در کشور مسئولیت داشت هم می‌دیدید که حرف‌هایی می‌زد که در جهان سروصدا می‌کرد و همیشه مطرح بود. من همیشه به دوستان خبرنگارتان می‌گفتم اگر کسی همت کند و این هشت سال را بررسی کند، می‌بیند که هر دو هفته یک موشک هوا شده است. حتماً یک چیزهایی پیدا می‌کنید. دوم اینکه برایش دو سر برد بوده است که اگر تأیید نشود افکار عمومی این‌طور می‌گویند که رئیس جمهوری بوده که به تازگی رفته و این همه پشتیبانی و حمایت داشته، اما تأیید نشده و این برای نظام خوب نیست. اگر هم تأیید می‌شد شروع به گفتن حرف‌هایی می‌کرد که بعضاً هم بدون پشتوانه بوده است. در مناظره ایشان با آقای موسوی، مدرکی برای خانم زهرا رهنورد درآورد که گفت دکترا ندارد. من گفتم شما که 4سال رئیس جمهور بودید و اگر این موضوع را می‌دانستید همان روز به شما نگفته‌اند و از قبل می‌دانستید، اگر رئیس جمهور باعرضه و باجنمی بودید و اطلاعات خوبی داشتید، باید همان موقع می‌گفتید که این را درست کنند نه اینکه در تلویزیون عنوان کنید. دوم اینکه فردای همان روز گفتند مدارک درست است. اصلاح نکردن در همان مقطع زمانی که در مسند کار بودی، یک ایراد است و مدرک کذبی هم که ارائه دادی و بازرسی کل کشور اعلام کرد درست است هم ایراد دیگر. این را چه کسی باید پاسخگو باشد؟ دید فردی را کنار بگذارید و به صورت کارشناسی به موضوع نگاه کنید. وقتی نگاه می‌کنید، می‌بینید که ایراد است. یکی از ایرادات اساسی این است که وقتی می‌خواهید مسئولیت اجرایی کشور را داشته باشید، چگونه چیزی که پشتوانه مدرکی ندارد و مستند نیست را مطرح می‌کنید؟ آن‌وقت چگونه می‌شود کشور را اداره کرد؟ نتیجه همینی می‌شود که با آن مواجه هستیم .
عاقبت او را چگونه می‌بینید؟
من همان موقع گفتم که ایشان دیگر تمام شده سیاسی است. دست و پاهای آخر است که روی آب بماند؛ وگرنه تمام شده سیاسی است. در صورتی که دوستانشان و خودشان بحث احمدی‌نژادیسم را مطرح می‌کنند. به عنوان یک ایدئولوژی مطرح می‌کنند که نظام بدون ایشان نمی‌تواند باشد.
برداشت شما از انتخابات 29اردیبهشت چیست؟
همان‌طور که قبلاً هم گفتم من بین 4 تا 6نفر فکر می‌کردم که تأیید صلاحیت شوند که تقریباً هم اسامی را گفته بودم که همین‌ها بودند. من تصور می‌کنم که مشارکت خوبی خواهیم داشت و مردم مشارکت خوبی خواهند داشت. پیش‌بینی من پیروزی آقای روحانی است.
چرا؟
دلیلش این است که وقتی گذشته را نگاه می‌کنید، یاد منحنی رگلاسیون در ریاضی می‌افتید؛ یعنی بر مبنای گذشته، آینده را می‌توانید بگویید. انتخاباتی که در سال 94 داشتیم و حتی انتخابات ریاست جمهوری 92، به هرحال آقای روحانی که رأی آوردند، با حمایتی که آقای خاتمی و آقای هاشمی رحمت‌الله علیه کردند، این رأی به دست آمد که درواقع، نظریه جمع کشور بود که عنوان می‌شد. رأی همه آقایانی که تحت عنوان اصول‌گرایی کاندید شده بودند، 10میلیون شد. آن مسیر به انتخابات مجلس رسید و دیدیم که چه اتفاقی افتاد. اصول‌گرایان قبلاً پایگاه خوبی داشتند. همان پایگاه هم باعث شد که آقای احمدی‌نژاد دور اول رأی بیاورد، ولی در ادامه آن را از دست دادند. نه اینکه بگوییم کشور اصلاح‌طلب است؛ بلکه به این مفهوم که عملیات و تجربه کار و نتایج کار اصول‌گرایی مورد نظر نیست. بنابراین، من پیش‌بینی می‌کنم که مشارکت خوبی صورت خواهد گرفت و آقای روحانی رأی خواهد آورد.
یعنی رقابت بین آقای روحانی و آقای رئیسی درنمی‌گیرد؟
تصور نمی‌کنم رقابت سختی باشد. مثل دوره قبل می‌شود و تصور می‌کنم رأی آقای روحانی نسبت به دوره قبل بیشتر می‌شود.
یعنی آقای رییسی و قالیباف با هم کنار نمی‌آیند‌؟
تصور نمی‌کنم. معمولاً اصول‌گرایان خیلی با هم کنار نمی‌آیند و تجربه گذشته هم این را نشان داده که اصول‌گراها با هم کنار نمی‌آیند. این را در مجلس هم دیدیم. همین الآن با وجود «جمنا»یی که تشکیل شد، هیچ نامزدی از جمنا در بین کاندیداها نیست! یعنی هیچ‌کدام نیستند. آقای میرسلیم، قالیباف و رئیسی هرکدام جدا شرکت کردند؛ یعنی آن تشکیلاتی که برای خودشان مطرح می‌کردند، نشدند. اینجا ائتلاف کنند یا نکنند به نظرم خیلی اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
یعنی در رأیشان تأثیر نمی‌گذارد؟
نه، در رأی آقای روحانی خیلی اثر نمی‌گذارد.
معتقدند که اگر به صورت تک‌نفری بیایند، برده‌‌اند.
امتحانش مجانی است.
به نظر می‌رسد الآن دو طیف با آقای رئیسی همراه هستند. یک طیف، وزرای سابق آقای احمدی‌نژاد هستند، از جمله آقای میرکاظمی و نیکزاد و طیف دیگر هم شاگردان آقای مصباح هستند که عملاً و علناً برای ایشان کار می‌‌کنند. تصورتان این است که آقای رئیسی چه نگاهی به این انتخابات با این شکل از یارگیری دارند؟
آقای رئیسی از نظر پایگاهی نسبت به آقای قالیباف وضعیت مناسب‌تری دارد. من فکر می‌کنم آقای قالیباف این دوره اصلاً به اندازه دور قبل هم رأی نیاورد.
چرا؟
در این دوره یک اتفاقاتی افتاد. همین بحث‌هایی که در شهرداری مطرح شد. بحث گزارش کارشناسی که مربوط به پلاسکو بود. فضای کشور هم فضایی نیست که این‌ها بتوانند رأی مناسبی داشته باشند. من تصور می‌کنم که اقبال آقای رئیسی در طیف این قسمت به مراتب از آقای قالیباف بیشتر باشد.
منظورتان طیف سیاسی اصول‌گرایان است یا بدنه اجتماعی آنها؟
اصول‌گرایانی که شاید دامنه رأیشان 8 تا 10میلیون باشد.
آن طیف اصول‌گرایان که شامل آقای ناطق می‌شود‌ چطور؟
شرایط خیلی عوض شده و ما الآن نمی‌توانیم این را بگوییم. من همیشه گفته‌ام که موضوع از سال 76 شروع شد و نه 84. اگر خاطرتان باشد آقای ناطق عزیز که خیلی نسبت به ایشان ارادت دارم، با آقای خاتمی، هر دو سال 76 وارد عرصه شدند. آقای خاتمی با یک رأی بسیار بالا یعنی نسبت 20میلیون رأی به 6میلیون رأی پیروز انتخابات شد. بنابراین، آن دیدگاه از سال 76 این حالت را به وجود آورد.
دلایلش را بفرمایید.
شرایط آن موقع را باید ارزیابی کرد. تغییر و تحولاتی که در فکرها، دیدگاه‌ها، عملکردها و رفتارها اتفاق می‌افتد، انتظاراتی که وجود دارد، نسل جوان و جدیدی که الآن آمده را باید در نظر گرفت. همیشه می‌گویم الآن را با 5سال، 10سال، 15 و 20سال پیش مقایسه نکنید. نوع لباس پوشیدن و رفتارها خیلی تغییر پیدا کرده است. صحبتی که یکی از دوستان کرده‌اند که تولید ناخالص ملی را دو و نیم برابر می‌کنند، سریعاً تحلیل شده که در بهترین حالت 16سال طول می‌کشد که یک کشور بتواند تولید ناخالص خود را دو و نیم برابر کند. باید برگشت گذشته‌ها و تغییرات را دید. بنابراین، من تصور می‌کنم در جامعه‌ای که این محدودیت رأی وجود دارد، آقای رئیسی نسبت به آقای قالیباف اولی‌تر است.
فکر می‌کنید آقای میرسلیم چه نقشی در انتخابات می‌تواند ایفا کند؟
تصور نمی‌کنم نقشی داشته باشند.
اما از نظر مدیریتی، سابقه و تجربه بیشتری نسبت به آقای رئیسی و آقای قالیباف دارند.
پشتیبانی‌ها و حمایت‌هایی که می‌شود، مهم است.
آیا امکان اینکه راست سنتی به سمت آقای روحانی برود، وجود دارد؟
بعید می‌دانم. گروه‌های خونی به هم نمی‌خورد.
اما خود آقای روحانی به این طیف نزدیک است.
مگر مؤتلفه چقدر رأی دارد. آقای میرسلیم هم نماینده مؤتلفه است. واقع‌بین باشید و این‌طوری نگاه کنید. یعنی اصلاً اثرگذار نیستند.
آقای هاشمی‌طبا چطور؟
دوست عزیز ماست و خوشامد می‌گوییم.
تصورتان از آقای جهانگیری چیست؟
آقای جهانگیری برای کمک به آقای روحانی آمده. من فکر می‌کنم کنار بروند.
حتی اگر در نظرسنجی‌ها بالا بروند!
فکر می‌کنم این‌گونه باشد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی