[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۸۲
  • دوره جدید

بازگشت کاپیتان جَک به دزدان دریایی کارائیب - مرده‌ها قصه نمی‌گویند، روزنامه شیراز نوین

تهیه و ترجمه : احسان فرازمند

با به خاطر آوردن سرنوشت شوم پروژه‌هایی نظیر خرس‌های شهری (2002) و عمارت متروکه (2003) در کمپانی والت دیزنی، بسیار حیرت‌آور است که سری فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب، کشتی خود را به سلامت از این دریای طوفانی به ساحل گیشه‌های پرفروش رسانده است. پنجمین فیلم از این مجموعه، با عنوان مرده‌ها قصه نمی‌گویند معروف شده است، البته در برخی کشورها با نام انتقام سالازار شناخته می‌شود. در این فیلم ترک‌هایی که بر بدنه کشتی این مجموعه نقش بسته است، به شکل انکارناپذیری هویدا گشته است. اورلاندو بلوم درخواست داشته تا از میزان حضورش در این فیلم کاسته شود و به این منظور سکستانت (نوعی سُدسِ قابل حمل است که برای ناوبری در دریانوردی به کار می‌رود) خود را به فرزندش  برنتون توایتز می‌سپارد. این تنها تغییر در هنرپیشه‌ها نیست و کایا اسکودلاریو هم لباس‌های کیرا نایتلی را به ارث برده است. به عبارت دیگر این مجموعه با این جابه‌جایی‌های ثقیل، وارد فاز جدیدی شده که بیشتر به انیمیشن‌های کودکانه شباهت دارد.
عوامل پشت دوربین هم از این تغییرات بی‌نصیب نمانده است و خونی تازه در کالبد آن جریان پیدا کرده است. گور وربینسکی پس از سبک پیشرو و آوانگاردی که در سه فیلم اول این مجموعه ارائه کرد با «پایان جهان» از این مجموعه خداحافظی کرد. کاری که راب مارشال آمریکایی پس از اتمام «سوار بر امواج ناشناخته» انجام داد. یواخیم رانینگ و اسپِن سَندبرگ که نروژی هستند و این اولین کارشان پس از نامزدی در اسکار با درام تاریخی «کان-تیکی» است، برای وقت گذراندن روی دریا مشتاق‌تر از کارگردانان پیشین به نظر می‌رسند. چیزی که می‌تواند تسلی‌بخش افرادی باشد که از خود می‌پرسند آیا عوامل این فیلم واقعاً علاقه‌ای به ماجراجویی‌های دزدان دریایی دارند؟ البته آنچه امیدوار کننده است، حضور افرادی است که از قسمت‌های پیشین تاکنون هنوز عرشه کشتی این مجموعه را ترک نکرده و همچون وزنه‌هایی سنگین، تعادل این کشتی را در امواج خروشان سینما حفظ نموده‌اند. مرده‌ها قصه نمی‌گویند، با آهنگی حرکت می‌کند که چند گره دریایی (نات) سریع‌تر از هر فیلم دیگری در این ژانر است. اما مشکل این جا است که در واقع هیچ چیز جدیدی به فیلم اضافه نشده است. این فیلم همان کشتی سواری نمناکی است که به حداکثر سرعت خود رسیده است.
در مورد فیلم‌نامه باید گفت به سختی می‌توان سایه‌ای از یک ایده نو را در آن تماشا کرد. جک اسپارو، که باز هم جانی دپ به این شخصیت روح بخشیده، باز هم با کشتی مورد علاقه‌اش «مروارید سیاه» در آب‌های سن مارتن (جزیره‌ای به مساحت ۸۷کیلومتر مربع در شمال شرقی دریای کارائیب در تقریباً ۳۰۰کیلومتری شرق پورتوریکو) ظاهر می‌شود. انگیزه او برای بازگشت به روی امواج دریا چیزی نیست به جز بازگشت سالازار. اسپانیایی رو به زوالی که در قسمت پیشین اسپارو او را به گوری در دریا فرستاد. خاویر باردم (بازیگر نقش سالازار)، در تلاش است تا حال و هوایی نظیر تعفن سوسیس اسپانیایی را در نقش سالازار بدمد، اما فیلم‌نامه چنین خصومتی را خلق نکرده است. بی‌شک احساس می‌شود که طرفداران نه برای یافتن سرنخ هایی از کلاف سر در گم ماجرا، بلکه برای بازگشت کاپیتان جک چنین انتظار طولانی را به جان خریده‌اند.
دپ کارهایی را می‌کند که همیشه در این سری فیلم‌ها، از او سراغ داشته‌ایم، با تکبر راه می‌رود، چشمان سرمه کشیده خود را می‌چرخاند و زیرچشمی به همبازی زن خود نظر چپ می‌اندازد. اما از تمام اینها گذشته، آنچه در تمام این فیلم‌ها از دپ دیده‌ایم، پانتومیم‌های مرخرفی است که به مقداری فراوان به نمایش گذاشته شده است. گلشیفته فراهانی (که سال گذشته نمایشی درخشان در فیلم پترسون داشت) با موهایی تراشیده و دندان‌هایی ترسناک نقش جادوگر آب زیرکاه را ایفا می‌کند. پل مک کارتنی لحظاتی کوتاه در نقش عموی اسپارو ظاهر می‌شود. بعد از حضوری کوتاه در فیلم پادشاه آرتور، این کوتاه‌ترین نقشی نیست که از او می‌بینیم. او چند لطیفه تعریف می‌کند، این سو و آن سو پرسه می‌زند و سر انجام صحنه را ترک می‌کند.
این که آیا این فیلم به اندازه پولی که برای آن می‌پردازید، ارزشمند است یا خیر، مسئله‌ای قابل بحث است. مجموعه فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب از قسمت دوم یعنی «صندوق مرد مرده» تاکنون صحنه‌هایی به یادماندنی را برای بیننده خلق نکرده است. این فیلم سرشار از تصاویری است که به ما امکان سنجش عیار آن را می‌دهد، مانند صحنه‌ای که کشتی زمانی که می‌خواهد آماده نبرد شود مانند حیوانات روی قسمت عقبی خود بلند می‌شود، چیزی که معنا و مفهوم دقیقی به مخاطب ارائه نمی‌کند. شاید موفقیت این مجموعه در این است که طرفداران مسخ شده خود را مدت زمان زیادی در انتظار نگه دارد. حتی اکنون که باد در بادبان‌های این مجموعه وزیدن گرفته است، منتظر گذاشتن مخاطب به مدت طولانی و عرضه نمایشی کمتر از حد انتظار، مانند این است که کسی را به مهمانی دعوت کنید و از او بخواهید تا به دوست دیگری پیامک بدهد. دزدانِ دریاییِ بی‌ادبی که مدعی بودند محموله‌ای ارزشمند را در اختیار دارند، مدت‌ها است که در لبه پرتگاه نابودی قرار گرفته‌اند.
پنجمین قسمت از مجموعه فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب با نام «مرده‌ها قصه نمی‌گویند»، روز جمعه پنجم خرداد ماه 96 اکران جهانی خود را آغاز کرده است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی