[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۷
  • دوره جدید

فصل سرد تعلیم، روزنامه شیراز نوین

گروه گزارش- سمیرا مولودی
تعطیلات برای دانش آموزان شروع شده یا در آستانه شروع شدن است. تابستانی طولانی با یک دنیا بازی و تفریح. پس تا تنور تازه است بهتر است همان ابتدا درد دل‌های یکساله تحصیلی‌مان را بگوییم که شاید چاره کرد. بچه‌ها را روانه مدرسه می‌کنیم و در این ساعات دلگرمیم که فرزند در حال تربیت است اما در واقع در هزارتوهای خواسته‌های ما گیر کرده و با یک کوله پشتی پر از کتاب درس و تست و دفتر و لوازم عجیب و غریب تحصیلی مدرن بر روی نیمکت‌های خشک و بی روح نشسته است و ساعاتش را پای سخنرانی‌های معلمان و توضیح درس‌ها در چارچوبی بدون انعطاف می‌گذراند. در این میان هر از چند گاهی طوفانی بی‌جان در نظام آموزش و پرورش به پا می‌شود و سعی در نابودی برخی قوانین منسوخ را دارد. گاهی هم در همین راستا تیمی متشکل از کارشناسان عالی گِرد هم می‌آیند و تحول را شعار راه قرار داده و تلاش می‌کنند آرامش را به اوضاع پریشان بازگردانند. 
ایجاد هنرستان‌های کاردانش، نظام جدید متوسطه، پیدایش طرح توصیفی، پدیده ای به نام پیش دانشگاهی، نظام نپخته‌ای به نام 6-3-3، برگزیدن اسامی طوماری برای دوره‌های تحصیلی مثل «ابتدایی دوره اول»، «ابتدایی دوره دوم»، «متوسطه دوره اول» و «متوسطه دوره دوم» به جای واژه‌های قصار ابتدایی، راهنمایی و متوسطه، تغییرات دم به دم نحوه برگزاری امتحانات و کم و زیاد کردن نوبت آن، اعمال اصلاحات مکرر در روش‌های نمره‌دهی و . . . از این قبیل تحولات خارق‌العاده‌ای است که اگر خانواده ای چندین فرزند به فواصل سنی داشته باشند درجا گیج می‌شوند که هر کدامشان به گونه ای سوا تحصیل می‌کنند. این طوفان تغییرات شگرف به کنار، میتینگ‌های انتقادی به روش تدریس معلمانی که خودشان دستخوش این تغییرات‌اند مساله جالبی است که آنهم گاه و بیگاه با موضوعات متنوع برگزار می‌شود. در همین حوالی نسخه هایی هم پیچیده می‌شود که افاقه کردنشان تنها شبیه یک مُسکن عمل می‌کند. 
حال و روز فضای کاری مدارس هم تب خفیفی کرده است. وقت و بی وقت سیل بخشنامه و دستورالعمل از بالا به پایین به سویشان روانه می‌شود. مدیران و کادرهای آموزشی هم ملزم به گزارش عملکرد هستند و بعضا از هدف اصلی‌شان در حال دور شدن. 
 این طرح‌ها که با عناوین و جلوه‌های زیبا و دلربا به آموزگاران و دانش‌آموزان تحمیل می‌شوند، در ظاهر، هیچ تناقض آشکاری با فعالیت‌های آموزشی و تربیتی ندارند. 
اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتد چیز دیگری است و خستگی و سردرگمی را برای آموزگاران و دانش آموزان به ارمغان می‌آورد.
 قطعاً معلم مجبور است برای پرداختن به این دستورات صادره، وقت را تقسیم کند و در همین زمان محدود تندتند شروع به اجرا کند. در اینجا است که هدف اصلی فراموش شده و به حاشیه رانده می‌شود و بیچاره و مغفول محتوایی که کمترین توجه را جلب کرده است. 
قوز بالا قوز این وسط بار مالی است که بر دوش والدین گذاشته شده است و مدارس را به غولی برای آنها تبدیل کرده است و تابستان و غیر تابستان هم ندارد. بِرند بازی را باب کرده است و به جای اینکه والدین مدارس را انتخاب کنند، این مدارس هستند که دانش آموزان خود را انتخاب می‌کنند. مسبب این امر، نبود بودجه و عدم اختصاص اعتبار کافی به این دستگاه آینده‌ساز است. هرچه اعتبار نیست اما به همان اندازه کوله پشتی محصل سنگین است.
 به نظر می‌رسد فوری‌ترین اقدام برای احیای تعلیم و تربیت و بازگردادن کیفیّت به فرآیند یاددهی - یادگیری، کاستن از تعداد اهداف آموزشی و تمرکز بر آموزش‌های مهارت‌محور و قابل لمس و کاربردی است. 
در حال حاضر دروس، اغلب به صورت تئوری تدریس می‌شود و دانش‌آموزان هرگز فرصت تکرار را پیدا نمی کنند؛ زیرا در کوله‌پشتی‌شان ده تا چهارده جلد کتاب درسی و کمک درسی و به همان تعداد دفترچه یادداشت دارند که باید به ازای هر درس پای منبر معلمان متعدد بنشینند و همه آن‌ها را ورق بزنند و پاسخگوی انتظارات متفاوت آنان باشند. دانش آموزان ما اغلب فرصت بازخوانی را پیدا نمی کنند. بازگرداندن محبوبیت به مدارس برای به انجام رساندن رسالت مقدس تعلیم و تربیت یکی از مواردی است که می‌تواند مدارس ما را از حالت بی روح موعظه محور خارج کند و به کارگاه‌های هنر و مهارت تبدیل کند. این رؤیای زیبا و این آرزو محقق نمی شود مگر با نشاندن نهال برنامه ریزی جامع و هرس کردن شاخ و برگ‌های اضافی و مزاحم. ای کاش تا سال جدید آغاز نشده است، متولیان امر به فکر تحولی سازنده و نوین بیفتند و دست از اجرای روش‌های منسوخ بردارند و کار را به اهلش بسپارند.
 دردهای امروز آموزش و پرورش با پرهیز درمان می‌شود نه با تجویز. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی