[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۲۸
  • دوره جدید

دو مرد خشن با ظرف اسید در انتظار مهمان بودند، روزنامه شیراز نوین

رکنا: مرد طلافروش وقتی با دعوت زن مطلقه راهی خانه‌اش شد، نمی‌دانست دو مرد خشن با ظرف اسید در انتظار او هستند.
25فروردین مرد طلافروشی وارد اداره پلیس شد و گفت چند روز قبل زنی به نام پردیس همراه دخترش وارد مغازه‌ام شد و سفارش ساخت یک دستبند داد. او شماره تماسش را به من داد و قرار شد که نمونه ساخته شده دستبند را برایش تلگرام کنم. پردیس چند بار دیگر به مغازه‌ام آمد و گفت که زنی مطلقه است که به تنهایی زندگی می‌کند. او گفت که چند ازدواج ناموفق داشته‌است و از من دعوت کرد تا برای آشنایی بیشتر به خانه‌اش بروم که قبول کردم. امروز وقتی وارد خانه شدم ناگهان دو مرد غریبه وارد شدند. یکی از آنها ظرفی به دست داشت که گفت داخلش اسید است. او گفت اگر 40میلیون تومان به آنها ندهم، اسید را رویم خواهد ریخت. آنجا بود که فهمیدم در دام پردیس گرفتار شده‌ام و راه فراری هم ندارم. من بیش از یک میلیون تومان در حسابم نداشتم که کارتم را به آنها دادم. از شاگرد مغازه‌ام هم درخواست پول کردم که او هم یک میلیون تومان به حسابم ریخت.
خواستم 2میلیون تومان را بگیرند و رهایم کنند که قبول نکردند. بعد با برادرم تماس گرفتم و درخواست پول کردم که حرفم را جدی نگرفت و گوشی را قطع کرد. دو مرد خشن که از رسیدن به پول ناامید شده بودند، کتکم زدند و 50میلیون تومان سفته و برگه‌ای مشروط به پرداخت 50میلیون تومان برای موعد 26فروردین گرفتند. بعد برهنه‌ام کردند و در کنار پردیس از من فیلم گرفتند. آنها تهدید کردند اگر پول را پرداخت نکنم یا درباره ماجرا با پلیس حرف بزنم، باید منتظر منتشر شدن فیلم‌هایم باشند. بعد از آن توانستم از خانه وحشت خارج شوم. بعد از مطرح شدن شکایت، تیمی از مأموران پلیس آگاهی به دستور قاضی منافی آذر بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی در این باره تحقیق کردند. کارآگاهان با راهنمایی شاکی خانه مورد نظر را که متعلق به ناپدری پردیس بود، شناسایی و دو متهم را بازداشت کردند. مأموران پلیس در پارکینگ ساختمان یک خودروی پژو 405 کشف کردند که مدتی قبل از مقابل خانه مردی به نام کامران سرقت شده بود. زن جوان به دادسرای امور جنایی منتقل شد و به قاضی منافی آذر گفت که اتهام آدم‌ربایی و اخاذی را قبول ندارد. او توضیح داد: مرد طلافروش وقتی متوجه شد که مطلقه هستم، مدام مزاحم می‌شد و درخواست دوستی می‌کرد. او در نهایت درخواست ازدواج داد و برای آشنایی بیشتر او را به خانه ناپدری‌ام دعوت کردم. آن روز هم در حال حرف زدن بودیم که ناگهان ناپدری‌ام و دوستش از راه رسیدند و شاکی را کتک زدند و یک میلیون تومان از او گرفتند.
کامران، مالک خودروی سرقت شده هم که به جلسه دعوت شده بود، گفت که پردیس همسر صیغه‌ای من بود. او توضیح داد: پردیس سه ازدواج ناموفق داشت و از هر ازدواج هم صاحب فرزندی شده است. کامران گفت: مدتی قبل مردی ناشناس با من تماس گرفت. آن مرد مدعی شد که پردیس او را به خانه‌اش کشانده و 20میلیون تومان از او اخاذی کرده است. من از حرف‌های آن مرد متوجه شدم که این زن به این شیوه از مردها اخاذی می‌کند به خاطر همین او را ترک کردم. او درباره سرقت خودرو‌ هم گفت: من سواری پژو را از پردیس به صورت وکالتی خریدم و سند را به نام زدم، اما خودرو مقابل خانه‌ام سرقت شد تا اینکه پلیس به من خبر داد آن را در خانه پردیس کشف کرده است. به دستور بازپرس تحقیقات بیشتر از متهمان در جریان است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی