[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۶۹
  • دوره جدید

افلاطون و تعریف او از عالم مثل ، روزنامه شیراز نوین

بجا و مفید است که اصطلاحاتی را که افلاطون به کار می‌برد ارزیابی کنیم. نخست او از صور یا مثل (ایده یا ایدوس) سخن می‌گفت. این دو واژه در اصل معنایی نزدیک به «شکل» داشتند و درزمان افلاطون «ایده» به هیچ روی ربطی به «اندیشه» نداشت. منظور افلاطون از مثل با تشبیهی که وی آن را برای اثبات مثل به کار برده است، روشن می‌شود. غاری را در زیر زمین در نظر گیرید که در آن مردمانی را به بند کشیده، روی به دیوار و پشت به دهانه غار نشانده اند. این زندانیان از دوره کودکی در آنجا بوده اند و پاهایشان چنان با زنجیر بسته شده که نه می‌توانند از جای خود بجنبند و نه سر خود را به چپ و راست بگردانند، بلکه ناچارند پیوسته رو به روی خود را تماشا کنند. در بیرون از غار، به فاصله‌ای دور، آتشی افروخته است که پرتو آن به درون غار می‌تابد، میان آتش و زندانیان راهی مرتفع و دیواری کوتاه وجود دارد شبیه پرده‌ای که شعبده بازان میان خود و تماشاگران می‌آویزند تا از بالای آن هنر خود را نمایش دهند. در آن سوی دیوار کسانی هستند که اشیای بسیاری، از جمله پیکره‌های انسان و حیوان را که از سنگ و چوب ساخته شده، به این سو و آن سو می‌برند و همه آن اشیا از بالای دیوار پیداست. بعضی از آن افراد در حال آمد و شد با هم سخن می‌گویند و بعضی خاموش‌اند. مثل ما مثل آن زندانیان است که از خود و از یکدیگر جز سایه‌ای که در اثر آتش بیرونی از اشیا به دیوار غار افکنده شده چیزی نمی‌بینند.اگر بتوانند با هم صحبت کنند، موضوع گفتارشان چیزی جز سایه‌هایی که به دیوار نقش بسته نخواهد بود. پس جز سایه‌ها به هیچ چیز دیگری باور ندارند. اگر از بند آزاد و از درد نادانی رهایی یابند و به سمت دهانه غار روانه شود و به روشنایی آتش بیرون نگاه کند طبعاً از این تغییر وضع آزرده می‌شود و اگر وادارش کنند که مستقیم در خود روشنایی بنگرد، چشمان او به دردی طاقت فرسا مبتلا خواهند شد و از روشنایی خواهند گریخت. حال اگر کسی دست او را بگیرد و با زور از آن راه مرتفع و ناهموار به بیرون از غار بکشاند و به روشنایی آفتاب برساند، تردیدی نیست که به رنج می‌افتد و خشمگین می‌شود و می‌کوشد خود را نجات دهد. پس باید چشمان او به تدریج به روشنایی خو کنند تا به دیدن اشیای گوناگون توانا شوند نخست سایه‌ها و تصاویر اشخاص و اشیا را که در آب می‌افتد بهتر از چیزهای دیگر تمیز خواهد داد. در مرحله دوم، خود آدمیان و اشیا را خواهد دید. پس از آن به تماشای آسمان و ستارگان خواهد پرداخت، ولی آن‌ها را هنگام شب بهتر مشاهده می‌کند، زیرا دیدگانش به روشنایی ماه و ستارگان زودتر عادت خواهند کرد و حال آنکه روشنایی خورشید چشم‌های او را رنج می‌دهد. سرانجام در مرحله چهارم، خواهد توانست خورشید را در عین پاکی و تنهایی مشاهده کند. اگر زندان غار را با عالم محسوسات و پرتو آتشی را که به درون غار می‌تابد با نیروی خورشید تطبیق کنیم و اشیای بیرون و انسان‌های در حال رفت و آمد را به عالم مثل تطبیق دهیم و خارج شدن آدمی از غار و تماشای اشیا گوناگون در روی زمین را سیر و صعود روح آدمی به حساب آوریم. 
 

• عباس دامن افشان؛ مدیر دبیرستان حاج جرات (دوره اول)؛ ناحیه یک شیراز
 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی