[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۴۷
  • دوره جدید

هوش در کودکان، روزنامه شیراز نوین

هوش در کودکان، انواع و اقسام دارد. هاوارد گاردنر روانشناس دانشگاه هاروارد که به خاطر نظریه هوش چندگانه برای کودکان شهرت فراوانی دارد، به بررسی این فاصله عظیم پرداخته است. گاردنر هفت نوع جداگانه هوش در زمینه آموزشی را شناسایی نموده است.
هوش کلامی: با کلمات سر و کار دارد. در داستان سرایان، روزنامه نگاران و وکلا، این نوع هوش در اولویت قرار دارد. این هوش، اساس توانایی در اطلاع رسانی مؤثر، ترغیب نمودن، مباحثه، تدریس و سرگرم نمودن است. کودکانی که در این زمینه باهوش هستند، در بازی با کلمات و ادا کردن جملاتی که ادا کردنشان مشکل است (مانند جملاتی که با کلماتی یک صدا، با تکرار یک حرف و مانند آن ساخته می‌شوند: مانند قوری گل قرمزی) مهارت فراوانی دارند. آن‌ها از شنیدن صدای کلمات لذت می‌برند و کتاب خوانانی حریص یا نویسندگانی شیرین قلم خواهند شد.
هوش وابسته به منطق و ریاضی: واضح است که این نوع هوش، به معنای توانایی مغز در کار با اعداد و ترتیب‌های منطقی است. دانشمندان، حسابداران و سازندگان نرم افزار از این جمله اند. کودکان دارای این اولویت هوشی، در درک علت و معلول، الگوهای عددی و بحث منطقی بسیار موفق هستند که به خصوص این آخری، در مواجهه با والدین بسیار مفید است.
هوش مربوط به امور فضایی و حجمی: این هوش قابلیت تصور و تجسم ذهنی را به وجود می‌آورد که معمول‌ترین شغل برای چنین افرادی عکاسی و هنر است. این کودکان در توجه به جزئیات بصری و توانایی ترسیم تصاویر دو بعدی و سه بعدی، بسیار موفق و به نظر جلوتر از سن خود عمل می‌کنند. یک جنبه مهم این هوش، توانایی کودک در ترجمه تصاویر ذهنی به فرمی است که برای همه قابل درک باشد.
هوش موسیقی: واضح است که در اینجا با توانایی درک و ایجاد ریتم و ملودی سر و کار داریم. یک روش شناسایی هوش موسیقی این است که کودک بتواند دو قطعه موسیقی نسبتاً مشابه را از یکدیگر تشخیص دهد. داشتن هوش موسیقی و گرایش به آن به حرفه‌های مشخصی منجر می‌شود اما ما بزرگسالانی را می‌شناسیم که با وجود داشتن حرفه‌ای دیگر، از «گوش موسیقی» خوبی برخوردارند و می‌توانند ترانه‌ها را صحیح بخوانند. پس شاید برخوردار بودن از هوش موسیقی به جای تبدیل شدن به حرفه شخص، به بخشی از مسیر زندگی و آموختن او تبدیل شود.
هوش مربوط به حرکات جسمی: هرچند پذیرفتن این مورد برای بعضی از سنت گرایان روانشناسی مشکل است، اما واضح است که چالاکی و فرزی از جایی سرچشمه می‌گیرند و گاردنر این توانایی‌ها را به ذهن نسبت می‌دهد. کودکانی که در آموختن دروس عملی موفق هستند دارای چنین هوشی هستند و می‌توانند ورزشکار حرفه ای، مکانیک، جراح یا نجار شوند. اگر پیش بیاید می‌توانند به خوبی بافتنی ببافند و عاشق سرهم کردن ماکت‌های مختلف هستند. آن‌ها در کلاس‌های ورزش و فعالیت‌های فیزیکی منتظر دستور حرکت نمی‌مانند. گاردنر در مورد این افراد به مطلب جالبی شاره کرده است؛ افراد دارای چنین هوشی، بسیار مستعد داشتن واکنش‌های غریزی شجاعانه هستند.
هوش درون‌نگر: اینجا حوزه شخصیت درونی فرد است. کودکانی که در این دسته بندی جا دارند، قادرند حواس خود را شناسایی نموده و درجات مختلف یک احساس بخصوص را تشخیص دهند. توانایی درک و پذیرفتن خود، هوش و ادراکی است که دارنده آن در زمان بزرگسالی از داشتن آن خشنود شده و قدر آن را خواهد دانست. هوش درون نگر برانگیزنده خودکاوی، انضباط نفس، استقلال فراوان و تمایل به داشتن اهداف واضح و مشخص است که البته همه این موارد نباید با هم و لزوماً در یک نفر بروز کند.
هوش میان‌فردی: این نوع هوش درباره ارتباط با دیگران است. این کودکان نه تنها با همکلاسان خود کنار می‌آیند، بلکه می‌توانند حالات و نیازهای دیگران از جمله بزرگسالان را به خوبی تشخیص دهند. آن‌ها در این زمینه از والدین خود هم بهتر عمل می‌کنند.

 

• شیرین قادری؛ آموزگار پایه دوم دبستان الله ربی دو؛ ناحیه یک شیراز

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی