[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۸۴
  • دوره جدید

مراقب از دست رفتن «مریم‌ها» باشیم، روزنامه شیراز نوین

شنبه این هفته در میان انبوه خبرهای تلخ و شیرین در فضای مجازی و رسانه های رسمی و غیررسمی از چاقوکشی در متروی شهر ری تا تلفات سیل در چند استان و... خبر جان باختن مریم میرزاخانی ریاضی دان جوان ایرانی از همه تلخ تر بود را تلخ کرد. او علاقه چندانی به دیده شدن و گفتگو با رسانه ها نداشت؛ به همین دلیل اخبار و تصاویر در خصوص این چهره بنام ریاضیات زیاد نیست. عکس های اندکی که از میرزاخانی منتشر شده است، عموماً وقاری ایرانی، چهره ای آرام و لبخندی کمرنگ دارد. 
میرزاخانی الگوی بسیارخوبی برای دختران باوقار و تیزهوش ایرانی بود. حتی آنها که هرگز او را از نزدیک ندیده بودند. در حالی که عموم چهره های موفق علمی خارج از کشور را مردان تشکیل می دهند، اینکه یک زن ایرانی توانست به چنین جایگاه شایانی برسد به زنان و دختران اعتماد به نفس بزرگی بخشید. 
همسر وی یان وندراک نیز دانشیار ریاضی دانشگاه استنفورد و پژوهشگر سابق علوم کامپیوتر نظری مرکز تحقیقات آی‌بی‌ام و اهل جمهوری چک است. 
نکته دیگر این که ریاضیات در ایران دانشی مردانه قلمداد می شود. اینکه یک دختر بتواند این قالب را بشکند و به دلیل کار بر روی مبحث «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برندهٔ مدال فیلدز یعنی بالاترین جایزه در ریاضیات شود، تحسین برانگیر است. سطحی که این دختر نابغه ایرانی در آن موفق شد، نه انتگرال و دیفرانسیل و مشتق که حوزه‌ای بسیار پیچیده است.
او دختر اولین هاست. افتخاری که حتی در فقدان او هم به نامش ثبت شده است. میرزاخانی اولین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت. اولین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت. اولین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت. اولین فردی که در آزمون المپیاد ریاضی نمره کامل گرفت. اولین زن و نخستین ایرانی برندهٔ مدال فیلدز. او نخستین ایرانی-آمریکایی است که به عضویت در آکادمی علوم آمریکا برگزیده شد.
میرزاخانی یکی از دانشجویان بازمانده از حادثه تلخ تصادف در اسفندماه ۱۳۷۶سال است. اتوبوس حامل او و دوستانش وقتی در حال بازگشت از بیست و دومین دورهٔ مسابقات ریاضی دانشجویی در اهواز بود، به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجویان نخبهٔ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف جان باختند. تقدیر اینگونه بود که او 20سال بعد نه در وطن که هزاران کیلومتر دورتر، مرگ را در آغوش کشد. 
مریم میرزاخانی دوبار اتفاق تلخ مرگ در بهترین وضعیت را تجربه کرده است. یک بار پس از آن حادثه تلخ تصادف وقتی ماجرا را برای نشریه دانشجویی «نقطه سرخط» تعریف کرد گفت:
- پشت سر ما حیدری و حسام سه تار می زدند، ما صندلی ها را خوابانده بودیم و گوش می‌دادیم. حیدری آواز می خواند و من به تنها چیزی که فکر نمی کردم این بود که دفعه بعد سه تار را شکسته ببینم... نفهمیدم چطور خوابم برد. تا قبل از 2نیمه شب همه چیز به خوبی پیش می‌رفت، اتفاق درست لحظه ای رخ داد که همه ما احساس می کردیم خوشبختیم و به همه آنچه می‌خواهیم رسیده ایم.
و حالا یک بار دیگر انگار سرنوشت خوشحالی داشتن یک دختر پرافتخار، محجوب، استاد دانشگاه پرینستون، عضو آکادمی علوم آمریکا و را درست وقتی از آن لذت می بُرد و می بُردیم از همه ما گرفت!
فقدان مریم میرزاخانی یک بار دیگر موضوع مهاجرت مغزها را در اذهان تازه کرد. مهم‌ترین سرمایه‌های هر کشوری نیروی انسانی آن است. متأسفانه آمار مهاجرت دانش‌آموختگان از کشور هنوز هم نگران‌کننده است. سرمایه‌هایی که می‌توانند اینجا بمانند و برای وطنی که در آن زاده و بالیده شده‌اند کار کنند، به دلایل اقتصادی، اجتماعی و گاه حتی برخوردهای تنگ‌نظرانه کوچ می‌کنند و میوه رسیده درخت خانه ما در دامن دیگری می‌افتد.  
بیست‌وپنجم تیرماه 1396

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی