[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۲۸
  • دوره جدید

ناگفته های نوروز شیرازدر کفتگو با ابوالقاسم امیری- از گل اشرافی تا حجامت عیدانه

ابوالقاسم فقیری، نامی آشنا در عرصه فرهنگ عامه است. او عمری را در پژوهش آیین‌ها و مراسم مردمی فارس گذرانده و تاکنون، کتاب‌‌های بسیاری در این حیطه به رشته نگارش درآورده است. این پژوهشگر، مقاله‌های زیادی در نشریات استان به چاپ رسانده و در جشنواره‌های مختلف فرهنگی تقدیر شده است. 
وقتی قرار شد با او در زمینه آیین‌ها و سنت‌های نوروزی دیار فارس گفت‌وگو کنم، با روی گشاده پذیرایم شد و این کار مطبوعاتی را مایه آگاهی‌بخشی به مخاطبان فرهنگ‌دوست استان برشمرد. 
در کنار این گفت‌وگو، پرسش‌هایی هم در حیطه شخصی از خاطرات ایام نوروز پاسخ‌گو بود که فضای صمیمانه‌تری را ایجاد می‌کرد. 
نوروز در شیراز 
فقیری درباره روزهای قبل از عید در شیراز می‌گوید: شیرازیان از یکی دو هفته پیش از عید نوروز به استقبال نوروز می‌روند و به طور کلی، جنب‌وجوشی در میان مردم پدیدار می‌شود. بوی عید را می‌توانی بشنوی و این درست زمانی است که می‌توان بوی بهار را در کوچه‌های شیراز استشمام کرد. مرغ‌های نوروزی را کنار رودخانه خشک می‌توانی ببینی و اگر هوا مناسب و خوش باشد، سروکله گربه نوروزی‌ها هم پیدا می‌شود. 
او در ادامه شعر زیر را می‌خواند:
سه روزه رفته‌ای، سی‌ روزه حالا       زمستون رفته‌ای نوروزه حالا
خودت گفتی سر هفته میایم          شمارش کن ببین چند روزه حالا
و می‌گوید: خانواده‌هایی که نذر داشته باشند، قبل از عید نوروز نان شیرین می‌پزند. در این روزها نان‌پزها از روستاها به شهر آمده و در بیشتر کوچه‌های شیراز عطر خوش نان شیرین به مشام می‌رسد. معمولاً همسایگان یک کوچه، در خانه‌ها جمع شده و بساط پخت نان را پهن می‌کنند. آنها از پانزده اسفند دانه‌هایی را که بخواهند سبز کنند در آب می‌ریزند. ابتدا دانه‌های مورد نظر را پاک کرده، بعد مشت مشت در آب می‌ریزند. مشت اول را به سلامتی امام زمان(عج) می‌ریزند. آن گاه در هر نوبت اسم یکی از افراد خانواده را به زبان می‌آورند. معمولاً ابتدا از بچه‌ها شروع می‌کنند. چند روزی که دانه‌‌ها در آب می‌مانند، جوانه می‌زنند. آن‌گاه این دانه‌ها را در هر کجا که خواستند از جمله در پارچ، دوری، سینی، دور کوزه، دور کوزه قلیان یا دور کوزه کفتری (کبوتری) سبز می‌کنند. در شیراز غیر از گندم، جو، عدس، ماشک (ماش)، ترتیزک (نوعی از شاهی) و خاکشیر هم سبز می‌کنند. این سبزه‌ها را در سفره نوروزی می‌گذارند و آنها را نگاه داشته و روز سیزده‌بدر که به خارج از شهر می‌روند، سبزه‌ها را دم آب روان می‌دهند. 
وی در خصوص فعالیت درویشان دوره‌گرد در این ایام می‌گوید: درویشان چهل، پنجاه سال پیش از این در ایام نوروز بیکار نمی‌نشستند. چادر سفیدی در خانه متمکنین نصب می‌کردند و اشعاری می‌خواندند و تا چیزی از صاحب‌خانه نمی‌گرفتند نمی‌رفتند. وای بر احوال صاحب‌خانه‌هایی که عیدی به آنها نمی‌دادند. اینجا بود که درویش بر بوقش می‌دمید و در اصطلاح، بوق صاحب‌خانه را می‌زد و این بوق صدای بدی داشت. البته کمتر صاحب‌خانه‌ای راضی می‌شد بوقش را بزنند. 
بود بر درب سرای اغنیا          خیمه درویش و بوق منتشا
گر نمی‌دادند عیدی، آن فقیر      بادها می‌کرد در شاخ نفیر
هفت‌سین شیرازی
این محقق درباره سفره هفت‌سین شیرازیان عنوان می‌کند: هفت‌سین شیرازیان عبارت است از سبزه، سیر، سرکه، سمنو، سماق، سیب و سنجد. این هفت‌سین خود حکمتی دارد. انتخاب سبزه به خاطر این است که با زیبایی خاص خود، آغاز بهار را اعلام می‌کند و بشارت و خرمی و سبزی برای تمام سال می‌دهد. 
سیر، گرسنگی را دور کرده و برای همیشه سیری به همراه دارد. 
سنجد، به این خاطر است که نسنجیده کاری انجام ندهیم که سبب زیان جانی و مالی شود. 
سرکه، ترشرویی و عبوسی را دور کرده و به جای آن لبخند و شادی می‌آورد. 
سیب، میوه‌ای است که سعادت و سلامت همراه دارد. 
سمنی (سمنو)، به خاطر شادابی و تازگی مواد اولیه‌اش، خوراکی است مقوی و سالم. 
سماق، دشمنان را از بین برده و زندگی را بر آنان تلخ و ناراحت می‌کند. 
وی اضافه می‌کند: از دیگر چیزهایی که شیرازی‌ها در سفره می‌گذارند می‌توان از قرآن مجید و آیینه نام برد. معمولاً تخم‌مرغی روی آیینه قرار می‌دهند و معتقداند به مجردی که سال تحویل شد، تخم‌مرغ روی آیینه حرکت می‌کند. کلوچه و مسقطی (شیرینی سنتی شیراز)، نان شیرینی بشقابی، تخم‌مرغ پخته رنگی، تنگی که چند ماهی قرمز در آن شناوراند و شمع‌های رنگارنگ که شمع‌ها را معمولاً به تعداد افراد خانواده می‌گیرند. چون خواستند شمع‌ها را خاموش کنند، با دو برگ نارنج شمع‌ها را خاموش می‌کنند. 
او با اشاره به هفت میوه نوروزی شیرازی‌ها شامل: انار، انگور، پرتغال، نارنگی، مدنی (لیموشیرین)، نارنج و سیب اضافه می‌کند: هنگام سال تحویل، همه افراد خانواده دور سفره نوروزی می‌نشینند و بزرگتر خانواده دعای تحویل سال را می‌خواند. 
چون سال تحویل شد، افراد خانواده سال نو را به هم تبریک می‌گویند، دست بزرگ خانواده را بوسیده و از وی عیدی می‌گیرند. البته باورهای مردم شیراز درباره نوروز بسیار متعدد است. برای مثال هنگام تحویل سال حتماً باید در خانه شیر روی آتش داشته باشند. بعضی هم شیربرنج درست می‌کنند که در روستاها به آن آش شیر می‌گویند. 
هنگام تحویل سال، سکه‌ای در دست می‌گیرند که تا پایان سال دستشان بی‌پول نشود. صبح عید هم چهار گوشه خانه را کوبیده و می‌گویند «هر چه به در، سرش به سنگ»
باورهای مردم در شیراز
به اعتقاد مردم، هرکس گل درخت (گل اشرفی) را بچیند و سال دیگر زیر همان درخت بریزد، به مرادش می‌رسد. از طرفی دیگر، قبل از عید حجامت می‌کردند و معتقد بودند سال نو، باید خون نو در بدن داشته باشند. رسم بود به بچه‌‌ها دوای کارکن (مسهل) می‌دادند تا سردلشان پاک شود. صبح عید هم بعضی به گورستان می‌روند و ضمن خواندن فاتحه بر سر قبر عزیزانشان، به مستحقین صدقه می‌دهند و روی تبرها گل و سبزه‌های نوروزی می‌گذارند. این پژوهشگر درباره عیدی دادن و عیدی گرفتن عنوان می‌کند: اولین عیدی که گرفتم نان شیرین (یوخه) به همراه مقداری گندم برشته و تخم‌مرغ رنگی از طرف عمه جانم بود. 
و اولین عیدی که دادم 2تومانی‌های قشنگ و تانشده‌ای بود که بچه‌هایم از من گرفتند. این فرهنگ‌پژوه می‌افزاید: جوانانی که نامزد دارند و شب عید برای نامزدشان عیدی می‌فرستند، همچنین کسانی که دخترانشان را به خانه بخت فرستاده‌اند، عید اول برایشان خیلی مهم است و به مراسم عیدی دادن و عیدی گرفتن خیلی پایبند هستند. 
معمولاً عیدی را در چندین طبقه گذاشته، روی آن تور سبزی می‌کشند و طبق‌کشان طی مراسمی به خانه داماد می‌برند. از جمله چیزهایی که همراه این عیدی است، یکی سبزه و دیگری مرغ سفید رنگ شده است. 
فقیری، مراسم شیرینی پزون را بسیار خاطره‌انگیز می‌داند و بهترین سنت نوروزی را دید و بازدیدها می‌خواند و می‌گوید: نوروز متعلق به همه مردم است و مترادف با یک تحول روحی است. بنابراین بهتر است در این ایام، همه باهم مهربان‌تر باشیم و به جای پرداختن به ظاهر زندگی، خوبی‌ها را باهم قسمت کنیم. او یکی از دل‌انگیزترین بازی‌های نوروزی را تخم‌مرغ بازی یا خاگ بازی معرفی می‌کند و معتقد است امروزه به علت ماشینی شدن بیش از حد زندگی، میهمانی‌ها بسیار کم و فاصله‌های بین مردم افزون‌تر شده است. از این رو، پیشنهاد می‌دهد مسئولان برای زنده نگه داشتن آیین‌های نوروزی، برنامه‌ریزی وسیع‌تری را دنبال کنند. او ادامه می‌دهد: پنج روز اول فروردین، جشن نوروز گونه‌ای همگانی داشته و عموم مردمان به اجرای مراسم سرور و شادمانی می‌گذرانیده‌اند؛ بنابراین آن را نوروز عامه نامیده‌اند و از ششم فروردین ماه که جشن نوروز به گونه‌ای ویژه برپا می‌شده است را نوروز خاصه گفته‌اند. 
آیین چهارشنبه‌سوری
وی به وجه تسمیه چهارشنبه‌سوری اشاره می‌کند و می‌گوید: سور در فارسی به معنی رنگ سرخ یا گل سرخ یا جشن است و چند معنی دیگر هم می‌دهد. درمورد این جشن، مقصود رنگ سرخ و گل سرخ است. اگر چه از آن مفهوم جشن هم مستفاد می‌شود؛ ولی علت تسمیه این شب و روز به سوری همان افروختن آتش در آن است که در نتیجه، آن را سوری یا سرخ رنگ و به رنگ گل سرخ نام‌گذاری کرده‌اند. 
شیرازیان، چهارشنبه آخر سال را چهارشنبه‌سوری می‌گویند و غروب سه‌شنبه مرسوم است که هفت کُپه یا سه کُپه خار تهیه می‌کنند. آنها را آتش زده و از روی آتش می‌پرند و می‌گویند: 
«زردی من از تو 
سرخی تو از من»
برخی از زنان و دختران شیرازی به سعدیه رفته و در آب حوض ماهی آب‌تنی می‌کنند و با جام دعا و چهل‌کلید آب به سر می‌ریزند. این کار هم به خاطر سلامتی و هم به خاطر مهر گرمی انجام می‌شود. 
او می‌افزاید: رسم است که دختران دم‌بخت در شب چهارشنبه‌سوری برای بخت‌گشایی به زیارت حضرت احمدبن‌موسی شاهچراغ(ع) می‌روند. شاهچراغ از جمله امامزاده‌های واجب‌التکریم است. مردم شیراز به شاهچراغ علاقه زیادی دارند. شب زیارتی شاهچراغ، شب جمعه است. 
فال گوش ایستادن هم نزد زنان شیرازی مرسوم است. زنی که بخواهد فال گوش بایستد، چادر سر کرده نیت می‌کند در پناه کوچه‌ای، در گوشه‌ای می‌ایستد و براساس گفته‌های عابران و تفأل می‌زند. اگر گفته را مطابق میلش دید، خود را به مراد رسیده می‌داند. 
همچنین رسم است که بعضی از زنان برای برآورده شدن حاجت، در زیر منبر مسجد جامع حلوا درست می‌کنند. به این منبر، منبر مرتضی علی می‌گویند. 
این اهل قلم ادامه می‌دهد: مراسم دیگری که شیرازیان دارند، پختن آشی است به نام آش ابودردا. این آش را هم به خاطر درمان بیماری و هم به خاطر بخت‌گشایی می‌پزند. علاوه بر این، دختران دم‌بخت که هنوز به خانه شوهر نرفته‌اند، به محلی به نام «خانه سیدابوتراب» واقع در کوچه شیشه‌گرها می‌روند و زیر درخت کهنسالی که در آن خانه وجود دارد، حلوا می‌پزند و بین فقرا تقسیم می‌کنند و از صاحب آن خانه، «سیدابوتراب» که گویا سید بزرگواری بوده و ششصد سال قبل از این می‌زیسته و صاحب کرامات بوده، حاجت می‌خواهند. به نظر این فرهنگ‌پژوه، از جمله خوردنی‌هایی که شیرازی‌ها در شب چهارشنبه‌سوری استفاده می‌کنند، آجیل چهارشنبه‌سوری است که به آن آجیل شیرین هم می‌گویند. این آجیل مخلوطی است از کشمش، نخودچی، مغز بادام، مغز گردو، انجیر، مویز، توت خشک، کنجد بوداده، شاهدانه، تخمک، گندم برشته، برنجک، قصبک، خارک (نوعی خرمای خشک) و قیسی. 
وی اضافه می‌کند: در بعضی از منازل هم مجلس شب‌نشینی تشکیل می‌شود و در آن، آجیل مشکل‌گشا مصرف می‌کنند. باید دانست که آجیل مشکل‌گشا برخلاف آجیل‌های معمولی که شور است، «شیرین» است؛ یعنی از خارک، کشمش، نخودچی، مویز، انجیر، قصبک و شکرپنیر تشکیل می‌شود. در حالی که حاضران مشغول خوردن آجیل هستند، زنی قصه آجیل مشکل‌گشا را می‌گوید. فقیری، مراسم جشن سیزده‌بدر را در شیراز این‌گونه روایت می‌کند: شیرازیان از صبح روز دوازده فروردین به فکر آماده کردن خود برای رفتن به سیزده‌بدر می‌افتند. 
صبح روز سیزده نوروز، خانواده‌ها انفرادی یا اکثراً دسته‌جمعی به بیرون شهر می‌روند. از جمله جاهای مورد توجه شیرازی‌ها می‌توان از باغ‌های قصردشت دشت ارژن، بند امیر، دریاچه مهارلو، روستاهای اطراف کوار، مرودشت و صحراهای سرسبز اطراف شیراز نام برد. 
رسم است که شیرازی‌ها سبزه‌های نوروزی را با خود بیرون برده و به آب روان می‌سپارند. دختران شیرازی از شب قبل یک نخ تابیده ابریشم هفت رنگ را به کمر می‌بندند و صبح روز سیزده، پیش از طلوع آفتاب پسربچه نابالغی را وادار می‌کنند که گره از کمرشان باز کند تا بختشان گشوده شود. 
جوان‌ها در این روز بازی‌های مخصوص به خود دارند که از همه مهم‌تر، چلک مسته و آبرک خوردن (تاب خوردن) است. 
از خوراکی‌های مورد توجه شیرازی‌ها در این روز، باقلاپلو با کره و دوغ ترکی است. عصر هم کباب، شامی با کاهو سرکه و کاهو سکنجبین می‌خورند. 
آیین خاگ‌بازی
او درباره تخم‌بازی در ایام نوروز در استان عنوان می‌کند: به این بازی، خاگ بازی و خاگ جنگو هم می‌گویند. این بازی ویژه ایام نوروز است. برای بازی هم می‌شود از تخم‌مرغ پخته استفاده کرد و هم از تخم‌مرغ خام، بعضی هم از تخم‌مرغ‌های رنگی استفاده می‌کنند. تعداد بازیکنان هر اندازه باشند مهم نیست. ابتدا تخم‌مرغ را به دندان زده، نرمی و سختی آن را آزمایش می‌کنند که در اصطلاح می‌گویند می‌چشند. آن گاه یکی از بازیکنان مقابل، سر تخم‌مرغ را طوری در مشتش می‌گیرد که تنها سر آن پیدا باشد. بازیکن مقابل با سر تخم‌مرغش به سر تخم‌مرغ او می‌زند. اگر تخم‌‌مرغ را شکست می‌گوید: واچول تخم‌مرغ را سروته کن. آن گاه نوبت به «ته» تخم‌مرغ می‌رسد. بازی به همین ترتیب ادامه می‌یابد. برنده بازی کسی است که تخم‌مرغش سالم بماند و بتواند تخم‌مرغ دیگران را بشکند و بدین ترتیب، او صاحب ده‌ها تخم‌مرغ شکسته می‌شود. این بازی در تمام فارس بین مردم رایج است.
طعام دادن به فقیران 
استاد فقیری در پایان، مراسم روز علفه یا عرفه را در ممسنی چنین روایت می‌کند: یکی از آیین‌هایی که همه‌ساله روز قبل از عید نوروز در منطقه ممسنی برگزار می‌شود، جشن علفه یا عرفه است که برای شادی ارواح مردگان انجام می‌شود. 
بنابر اعتقادات مردم منطقه، مردگان چشم‌انتظار هدایا و ثواب‌اند. چند روز قبل از عید، روح آنان وارد خانه‌ها شده و باید با برگزاری مراسم جشن و دادن طعام به فقیران، موجب رضایت و خشنودی ارواح را فراهم آورند و با خواندن فاتحه و دعا برای آنان طلب آمرزش نمود که مردم چنین می‌کنند. 
این جشن ریشه در آیین‌های باستان دارد. در متون پهلوی از جشنی به نام همسپهمدیم یاد شده که به معنای حرکت همه سپاه است و در اصل مربوط به فرودآمدن گروهی فروهر بر مردگان به روی زمین بوده و این جشن یادگار و یادبود مردگان به شمار می‌آمده است. در بین دیگر جشن‌ها، ششمین جشن پاگاهنبار بوده که از سیصد و شصت‌وپنجمین روز سال را جشن می‌گرفته‌اند.
بنا به تقویم امروزین، ششمین گاهنبار از 15 دی تا 24 اسفند و با پنج روز درنگ تا 29 اسفند ادامه داشته است.   

تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی