[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۹۹
  • دوره جدید

شیراز و شاعران غیر شیرازی

   سیدمحی‌الدین حسینی ارسنجانی 
علاوه بر شاعران شیرازی و استان فارسی که در لابه‌لای اشعارشان نامی از شیراز آورده یا ابیاتی را در تعریف و تمجید از شیراز سروده‌اند، نام این شهر در شعر شاعران جهان به کرات آمده است. به ویژه در شعر شاعران فارسی زبان خارج از حوزه جغرافیایی شیراز نیز نام شیراز و شیرازیان به فراوانی آمده و اظهار ارادتمندی ادیبان و شاعران ایران به این شهر و آثار و مشاهیر آن، به اثبات رسیده است. در ذیل، نمونه‌هایی از این اشعار را به همراه نام شاعران ابیات خاص و موضوعی شیراز خواهم آورد.
ایرج میرزا
از اهل ذوق شیراز خواهم که گاه‌گاهی 
با خوبرو نگاری چون کام دل برآنند
سلمان ساوجی
خیال آب رکن‌آباد می‌پخت 
هوای خطه شیراز می‌کرد
شاه نعمت‌الله ولی 
خاطرم می‌کشد سوی شیراز
مرغ جان می‌کند در آن پرواز 
شهریار
تو ای شیراز جا دارد ببالی
ولی دانم که گاه از دل بنالی
ابراهیم صهبا
شیراز بود معدن خوبان سخن‌دان 
مهد گهر و لعل لب و شعر تر اینجاست 
صهبا 
صهبا ببر از خواجه شیراز نصیبی
وان روی که مقصود ز سیر و سفر اینجاست
صهبا 
شیراز مرکز هنر و علم و دانش است 
کافاق را ز حاصل آن بهره‌ور کند 
شیراز شهر شعر و گل و عشق و باده است
کی اهل دل تواند از آنها حذر کند
کیوان اصفهانی 
شیراز ای بهشت روان‌پرور
ای شهر شور و شوق و دل و دلبر
ای هموطن که زائر شیرازی
شیراز را به دیده دل بنگر
فریدون مشیری
هر که بیند همچو من شیراز را فصل بهار
می‌زند بی‌شک از اینجا پشت‌پا بر هر دیار
آن بهشت جاودان شیراز می‌باشد که باد 
مشک تر می‌آورد با خود ز هرسو باربار
خوبی شیراز از این بس که سعدی بعد مرگ 
سال‌ها بر مردم ایران بود آموزگار
تا که نام سعدی و حافظ بود بر لوح دهر
شهر شیراز از خدا خواهم که ماند پایدار
هاتف اصفهانی 
در آن ملک شیراز شهری است شهره 
که از سنبره دارد بساطی ممهد
همام تبریزی
همام را سخن دلفریب و شیرین است 
ولی چه سود که بیچاره نیست شیرازی
از آثار ادبی خارجیان، به ویژه اروپاییان نیز نام شیراز در اشعار شاعرانی بزرگ همچون ادوارد براون، سرتوماس هربرت و دیگران آمده است. اما باز برگردیم به شعر شاعران غیرشیرازی در باب شیراز جنت‌طراز. فردوسی، شاعر حماسه‌سرای ایرانی می‌سراید:
ورا بود شیراز تا اصفهان 
که داننده‌ای خواند مرز جهان 
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را 
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را 
شهریار
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را 
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را 
فردوسی
جهان‌دیده از شهر شیراز بود 
سپهبد دل و گردن‌افراز بود 
فردوسی طوسی
دو هفته در این شهر بخشید مرد 
سوم هفته آهنگ شیراز کرد
قیصری
ز شیراز حافظ سخن گفته است 
تو گویی در معرفت سفته است 
اگر چشم نرگس به یک سو برد 
همی شهر شیراز را بنگرد 
اگر مشتری را بود روی زرد 
ز دوری شیرازش این‌گونه کرد
که شیراز را خوش بود روزگار
به اردیبهشت و ز عطر و بهار 
نسیم شمال
ز اصفهان رفتم سوی شیراز با سوزوگداز
در میان راه ملحق شد به من یک حقه‌باز
معینی کرمانشاهی
بلبل به چمن با ناز آمد، گل به گلستان بازآمد 
در بزم جهان بوی نرگس از چمن شیراز آمد 
خواجوی کرمانی 
هر نسیمی که ز شیراز نخیزد باد است 
خنک آن باد که از جانب شیراز آید 
عبید زاکانی
رفتم از خطه شیراز و به جان در خطرم 
وه کزین رفتن ناچار چه خونین جگرم 
بی‌خود و بی‌دل و بی‌یار برون از شیراز 
می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم 
سنایی غزنوی
خوشا سپیده‌دمی باشد آن که بینم باز
رسیده بر سر الله‌اکبر شیراز 
به حق کعبه و آن کس که کرد کعبه بنا 
که دارد مردم شیراز در تجمل و ناز
جمشید بختیار
آنکه نشنیده‌ست هرگز بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک ما ببوی
یوسفی خراسانی 
بود آیا که دگرباره به شیراز رسم 
بار دیگر به مراد دل خود بازرسم؟
بود آیا که زری، رام صفاهان گیرم 
از صفاهان به طرف خانه شیراز رسم؟
هست راز ازلی در دل شیراز نهان 
خرم آن روز که من بر سر آن راز رسم 
دهقان سامانی
به شیراز شاید مرا زندگانی 
که اینجاست جای دل و دلستانی 
گلستان بستان سعدی است شیراز 
که هر سو کند گلبنی گل‌فشانی 
نظام وفا 
به نیک‌مردان یارب که دست فعل بدان 
ببند بر همه عالم خصوص بر شیراز 
ناصر بجه‌ای 
سلام ای شهر شیخ و خواجه شیراز 
سلام ای مهد عشق و مدفن راز 
به عشق حافظ فیاض شیراز 
صفا کردید با این کعبه راز 
تو ای شیراز جا دارد ببالی 
ولی دانم که گاه از دل بنالی
امیرحسین دهلوی
ازنظم من نو شد بی‌باکی عشق آری
جلد سخنم دارد شیرازه شیرازی
خلیل‌‌الله خلیلی
مژده ای شیراز من بوی بهار آورده‌ام
پیک گلزار دلم پیغام یار آورده‌ام 
آذر بیگدلی
در آن ملک شیراز شهری‌ست شهره 
که از سنبره دارد بساطی ممهد 
عبدالحسین آیتی 
روی زمین نیست بوستان و گلستان 
همچون گلستان و بوستان که به شیراز 
اخگر
شد این اشعار در شیراز افشار 
که بادا تا باد شیراز آباد 
ناصر نجاری
سپیده‌دم چو شود تازه از صبا شیراز 
خوشا هوای مصلی و حبذا شیراز 
ز شهرهای جهان شهر عشق شیراز است 
بدین دلیل بود برج اولیا شیراز 
صدر بلاغی 
سراسر گر زمین را بسپری باز 
نیابی خطه‌ای مانند شیراز
ملک‌الشعرای بهار 
بماناد شیراز نغز و هژیر 
به رامش درون جمله برنا و پیر 
سیمین بهبهانی 
شیرازه بسته‌ام غزلی را به نامه‌ای 
شیراز اگر قبول کند ارمغان شود 
حاجی 
هست قحط می و شاهد به خراسان جامی 
خیز تا رخت به محروسه شیراز کشیم
عبدالرزاق بیگ دنبلی
شیراز بهشت جاودان است 
خارش گل و گل بهار جهان است 
قاسم رسا 
خوشا شیراز و خاک دلستانش 
نسیم دلکش و عنبر فشانش
رهی معیری
خاک شیراز که سرمنزل عشق است و امید 
قبله مردم صاحبدل و صاحب‌نظر است 
صادق سرمد 
باز آورد به شیراز ره‌آورد سفر
که ره‌آورد سفر قسمت اهل حضر است 
فتحعلی‌خان صبا 
از کینه دور فلک جور سرشت 
شیرازه شیراز به هم ریخت دریغ
عبید زاکانی 
مرا دلی‌ست گرفتار خطه شیراز 
ز من بریده و خوکرده با تنعم و ناز 
مسعود فرزاد 
شیرازگیر شد دل حافظ‌پرست من 
شیرازمیر باد تن زار و خسته‌ام 
فرخی خراسانی
خوش‌ترین خاطره کز خطه شیراز بماند 
یاد رفتار تو ای سرو سرافراز بماند 
احمد گلچین معانی 
شیراز شهر عشق و وفا، کوی مردمی است 
زان رو دلم به جانب شیراز می‌کشد 
گلچینارهم به گلشن شیراز بسته است 
وین پرشکسته حسرت پرواز می‌کشد 

 

تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی