[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۳
  • دوره جدید

نگاهی به ادبیات داستانی فارس در سال ۹۵- بهشت کلمات

حسین فعله‌گری
استان فارس، از بدو تولد داستان فارسی تا امروز، همواره یکی از پایتخت‌های ادبیات داستانی ایران بوده است. اگر تاریخ کوتاه صدساله ادبیات داستانی در ایران را مرور کنیم، در میان نویسندگان شاخص هر نسل، چندین نویسنده اهل فارس را خواهیم یافت.ابراهیم گلستان، سیمین دانشور، شهریار مندنی‌پور، امین فقیری، محمد کشاورز، ابوتراب خسروی، صمدطاهری، احمد اکبرپور و...
امروز نیز استان فارس نویسندگانی شاخصی در بین نسل جدید داستان‌نویسی ایران دارد که نشان‌دهنده پویایی فضای ادبی این استان و علاقه مردمانش به داستان است.
در این گزارش، قصد داریم با محوریت آثار چاپ شده نویسندگان فارس در سالی که گذشت، تصویری کلی از وضعیت ادبیات داستانی این دیار ارائه کنیم. بدیهی است در چنین گزارشی نمی‌توان به تمامی آثار چاپ شده در این سال پرداخت و کتاب‌هایی که در ادامه، به شکلی مختصر به مخاطبان معرفی خواهند شد، تنها تعدادی از عناوین منتشر شده است. انتخاب این آثار به هیچ وجه با رویکردی ارزش‌گذارانه نبوده است و از آنجا که این عناوین را دوستان منتقد یا داستان‌نویسان اهل نظر بیشتری مطالعه کرده و درباره‌شان یادداشت و نقد نوشته بودند، انتخاب کرده‌ایم. با این امید که در آینده‌ای نزدیک، این امکان را داشته باشیم که به آثار ارزشمند دیگر نویسندگان این دیار بپردازیم.
بدون شک، یکی از موفق‌ترین نویسنده‌های فارس در سالی که گذشت، محمد کشاورز بود. از این نویسنده در سال نودوپنج، مجموعه داستانی با نام «روباه شنی» منتشر شد. کشاورز که پیش از این دو مجموعه داستان موفق با نام‌های «بلبل حلبی» و «پایکوبی» را در کارنامه داشت، بار دیگر توانست با مجموعه داستان جدیدش، مورد توجه مخاطبان و منتقدان ادبیات داستانی قرار بگیرد. جلسات متعددی که برای نقد و بررسی این کتاب برگزار شد و نیز مجموعه یادداشت‌ها و نقدهایی که در نشریات مختلف درباره آن نوشته شد، نشان‌دهنده اهمیت آن از نظر مخاطبان و صاحب‌نظران حوزه داستان است. این مجموعه داستان، از معدود عناوینی بود که در زمینه داستان کوتاه، تجدید چاپ شد. همچنین موفق شد به‌طور مشترک با مجموعه «بازار خوبان»، به عنوان بهترین مجموعه داستان سال، جایزه«جلال» را از آن خود کند.
در بخشی از یادداشت مسعود هوشیار که در نشریات بر این مجموعه نگاشته شده می خوانیم:
«روباه شنی، داستان «موقعیت» است و نویسنده، شخصیت‌هایش را در موقعیت‌های آفریده‌شده‌اش قرار می‌دهد تا بتواند بر پایۀ این عنصر داستانی، روایت‌گری‌اش را پیش ببرد و خواننده را به‌کمک این ویژگی با خودش همراه کند. درنتیجه، همۀ شخصیت‌های راوی روباه شنی در موقعيتى گرفتارند كه رهايى از آن برایشان ممكن نيست و به‌هرنحوی که شده است، باید تا پایان موقعیتی که در آن افکنده ‌شده‌اند با راوی همراهی کنند.»
امین فقیری، نویسنده پیشکسوت و نام‌آشنای شیرازی، از دیگر نویسندگانی بود که داستان‌هایش در سالی که گذشت انتشار یافت.
این نکته جالب و صدالبته تحسین‌برانگیز است که فقیری در این سال، پرکارترین نویسنده استان فارس از نظر تعداد عناوین منتشر شده در زمینه ادبیات بزرگسال محسوب می‌شود. او در سال نودوپنج سه مجموعه داستان «کتاب گربه»، «داستان‌هایی از ساردو در بیش از نیم‌قرن پیش» و «شهربازی» را منتشر کرد. بخش‌هایی از یادداشت مجتبی فیلی، از داستان‌نویسان شیراز، درباره «کتاب گربه» را برای آشنایی بیشتر با این اثر مرور می‌کنیم. فیلی در این یادداشت  می‌نویسد:
«کتاب گربه، آمیزه‌ای است از فضاهای تب‌آلود و گاه مالیخولیایی که مرز بین واقعیت و رویا را می‌شکنند و خواننده را به سیر لذت جهانی وهم‌آلود از داستان‌های ایرانی می‌برد. درهم‌شدن توهم و جهان واقع و آمیختگی زندگی عادی شخصیت‌های داستان‌ها با رفتارهای نامتعارف جهان بیرون و تصورات و تخیالات درونی انسان، لذتی می‌آفریند که خواننده را با جنبه‌های دیگری از مفهوم زندگی و جهان واقع و تقابل آن با خیال و رویا مواجه می‌کند».
فیلی همچنین در این یادداشت، سه تفاوت عمده این اثر را با دیگر آثار فقیری، از نقطه نظر خود، نثر و زبان داستان‌ها، واقع‌گریزی (رئال‌گریزی) و تغییر در جهان‌بینی و روی آوردن نویسنده اثر به مضامینی مانند مرگ‌اندیشی است، برمی‌شمرد و با تحلیل هر یک از این موضوعات، به مشابهت‌های این اثر با دیگر آثار فقیری می‌پردازد. در مجموع و با همین معرفی کوتاه، می‌توان گفت «کتاب گربه» اثری خواندنی و تأمل‌برانگیز است.
اما افتخار دیگر برای فارس در سال جاری، دریافت نشان درجه یک هنری توسط ابوتراب خسروی در اختتامیه جایزه جلال آل احمد بود. خسروی که در سال ۹۵ اثر مکتوبی چاپ نکرده، با دریافت این نشان اما خود را همچون محمد کشاورز و امین فقیری در صدر اخبار ادبی کشور نگاه داشت. ﺍﺑﻮﺗﺮﺍﺏ ﺧﺴﺮﻭﯼ گواهینامه ﺩﺭﺟﻪ ﯾﮏ هنری ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﺘﺎﻣﯿﻪ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺟﻼﻝ ﺁﻝ‌ﺍﺣﻤﺪ ﺍﺯ ﺳﯿﺪﺭﺿﺎ ﺻﺎﻟﺤﯽ ﺍﻣﯿﺮﯼ، ﻭﺯﯾﺮ فرهنگ ﻭ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩ.
این نویسنده ﺁﺛﺎﺭﯼ ﻣﺎﻧﻨﺪ «هاویه»، «ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺳﻮﻣﻨﺎﺕ»، «ﺍﺳﻔﺎﺭ ﮐﺎﺗﺒﺎﻥ»، «ﺭﻭﺩ ﺭﺍﻭﯼ»، «ﻭﯾﺮﺍﻥ»، «ﺣﺎﺷﯿﻪﺍﯼ ﺑﺮ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ»، «ﻣﻠﮑﺎﻥ ﻋﺬﺍﺏ» ﻭ «ﺁﻭﺍﺯ ﭘﺮ ﺟﺒﺮﯾﯿﻞ» ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺧﺴﺮﻭﯼ، ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ هفتمین ﺩﻭﺭﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺍﺩﺑﯽ ﺟﻼﻝ ﺁﻝ‌ﺍﺣﻤﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻣﺎﻥ «ﻣﻠﮑﺎﻥ ﻋﺬﺍﺏ»، ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺟﺎﯾﺰﻩ هوشنگ ﮔﻠﺸﯿﺮﯼ ﻧﯿﺰ شد.
در سال گذشته، یکی از مجموعه داستان‌های باکیفیتی که خواندم، مجموعه‌ای بود با نام «لندن شهر چیزهای قرمز» نوشته نوید حمزوی. حمزوی که از نویسندگان نسل جدید داستان فارسی به حساب می‌آید، با دومین کتاب خود ثابت کرد نویسنده‌ای جدی است. او نویسنده‌ای است که نسبت به داستان، رویکرد خاص خودش را دارد و داستان‌هایش بسیار متفاوت از بیشتر داستان‌هایی است که می‌خوانیم. فکر می‌کنم نوع نوشتن او نه تنها در بین نویسندگان شیرازی، بلکه در بین همه داستان‌نویسان ایران،کم‌نظیر باشد. این مسئله، در واقع ارزش‌گذاری به حساب نمی‌آید و بیشتر به عنوان یک ویژگی مطرح شد.
داستان «حلزون و جنگ اول خلیج فارس» از این مجموعه، در جایزه ادبی «تیرگان» که از جوایز معتبر ادبی داستان فارسی در سراسر دنیاست، مقام دوم را کسب کرده است. در یادداشتی بر این کتاب نوشته‌ام:
«لندن شهر چیزهای قرمز (نشر نیماژ) مجموعه‌ای متشکل از دوازده داستان است که تقریباً همگی‌شان چه از نظر فرمی و چه از نظر محتوایی، تازگی دارند. در بیشتر این داستان‌ها، مکان داستان، کشور انگلستان و شهر لندن است. پیش از این هم نویسندگانی داشته‌ایم که مکان داستان‌هایشان کشور دیگری بوده است؛اما بیشتر این آثار در ردیف ادبیات مهاجرت قرار می‌گیرند. اما مسئله حمزوی بر خلاف این ادبیات که غالباً تلفیقی هستند از نکوهش مهاجرت و ابراز دلتنگی برای همه چیز موطن اصلی، تضاد همه جانبه‌ای است که برای انسان مهاجر در برخورد با جامعه‌ای جدید که می‌خواهد جزیی از آن شود، به وجود می‌آید.»
حمزوی، نویسنده‌ای است که به دلیل رویکرد متفاوتش به داستان، طیفی از مخاطبان را کنجکاو کرده است. آنها منتظر انتشار آثار بعدی این نویسنده هستند.
مهدی جعفری حالا دیگر چهره‌ای تثبیت شده در ادبیات داستانی ایران به حساب می‌آید. نشر نیماژ رمانی از او منتشر کرد با نام «پیاده‌روی در ته دنیا».این رمان به فاصله کوتاهی تجدید چاپ شد. باتوجه‌به صحبت‌های طرح‌شده در محافل ادبی درباره این اثر و نقد و نظراتی که تاکنون درباره این کتاب منتشر شده است، می‌توان گفت مخالفان و موافقانی جدی دارد و همین مسئله، اهمیت مطالعه‌اش را دوچندان می‌کند.مجتبی فیلی در یادداشتش بر این رمان که در پرونده ویژه این اثر در سایت رمان ۵۱ منتشر شده، نوشته است:
«مهدی جعفری توانسته است شخصیتی بیافریند که به گونه‌ای باورپذیر، دائم در پی پرسش‌هایی اساسی است. چیستی مفهوم زندگی، رنج دائمی و بی‌پناهی انسان در برابر قدرت عظیم جبر جامعه‌ای که هیچ کس را یارای دگرگونی آن نیست. کسی که سیاهه‌ای بلندبالا دارد از کارهای به سرانجام نرسانده، تصمیمات احساسی و شکست‌های پی‌درپی. گویی او در ته دنیا قدم می‌زند و پیش رویش هیچ مقصدی نیست. جابجایی‌های دائم او در شهرهای مختلف و پرسه‌زدن‌های بی‌هدف او، شاید کنایه از سردرگمی مردمان جامعه‌ای باشد که نمی‌دانند به کجا رهسپارند و در زندگی به دنبال چه هستند و به جز سیرکردن شکم و گذران سخت روزگار و تحمل ناگزیر رنج، چیز دیگری را در مفهوم زندگی جستجو نمی‌کنند. بی‌پولی (اقتصاد)، وحشت از آینده (ناامیدی) و ناگزیری در تن‌دادن به رنج (بی انگیزگی برای تغییر) و فرار از مبارزه با مشکلات به دلیل باور به شکست در برابر قدرت اختلاف طبقاتی جامعه، دامان بسیاری از مردمان معاصر جامعه را فرا گرفته است و بیان وضعیت دهشتناک جامعه معاصر در آثار هنری، زنگ خطری است برای جامعه. در آثار مهدی جعفری، رنج و پرسش چیستی جهان و مفهوم زندگی و هدف غایی و نهایی کیهان و انسان، لایه‌های زیرین داستان هستند و همواره چون دغدغه‌هایی خاموش با شخصیت‌های داستانی عجین می‌شوند»
فرهاد رفیعی، از دیگر نویسندگان جوان شیراز است. رفیعی سال گذشته مجموعه داستانی با عنوان «شب مارهای آبی» را روانه بازار کتاب کرد. این مجموعه داستان که شامل داستان‌هایی رئالیستی با محوریت آدم‌های حاشیه‌ای است، توسط نشر ثالث منتشر شده است. رفیعی در مصاحبه‌ای به این نکته اشاره کرده است که وقتی محمد کشاورز داستان‌هایش را پیش از چاپ مطالعه کرده و بر آنها مهر تأیید زده است، تصمیم گرفته مجموعه‌اش را چاپ کند. بخشی از نظرات مسعود هوشیار که در روزنامه نیم‌نگاه منتشر شده است بر این مجموعه داستان:
«هرچه شهر شیراز به‌سمت توسعه پیش می‌رود و ساخت بولوارها و پل‌های روگذر و زیرگذر و برج‌سازی در آن شتاب بیشتری می‌گیرد، لایه‌های پنهانی سیاه‌فرهنگ‌های آن کمتر به‌چشم‌ می‌آید.
مجموعه‌داستان شب مارهای آبی فرهاد رفیعی، وقایع‌نگارِ چنین فضاهایی است. نویسنده برایمان فضاها و لایه‌های پنهانی شهری را برجسته می‌کند که با کارکرد آشنایی‌زدایی آپارتمان‌ها و نیمه‌برج‌هایش، به‌تدریج درحال پنهان‌شدن از چشم شهروندان هستند. درواقع، نویسنده درون‌مایۀ تازه‌ای را در قالب داستانی مجموعه مطرح نمی‌کند؛ اما با زبان و لحنی خودویژه و متفاوت از نثرهای داستانی دست به خلق چنین روایت‌هایی می‌زند؛ همان نکتۀ برجسته‌ای که شب مارهای آبی را خواندنی می‌کند. همۀ تلاش فرهاد رفیعی در همین‌زمینه پیش می‌رود که متفاوت از دیگران بنویسد و متفاوت از دیگران روایت کند و همین گزاره، عنصر کلیدی و نجات‌دهندۀ کتابش می‌شود.»
اثر دیگری که از نویسندگان شیرازی منتشر شد و مورد توجه قرار گرفت، مجموعه داستانی بود با نام «روایت‌های لوچ»، نوشته حسین مقدس. این مجموعه داستان سومین اثر نویسنده محسوب می‌شود و انتشارات بامدادنو آن را منتشر کرده است. این مجموعه بیست‌ودو داستان دارد که در بیشتر آنها مرگ، موضوع اصلی داستان است. در رابطه با این مجموعه داستان، بخشی از یادداشت فرشته توانگر که پیشتر در روزنامه فرهیختگان چاپ شده است را نقل می‌کنیم:
«استفاده از نمادها و نشانه‌ها، یکی از ترفندهایی است که گاهی نویسندگان برای معنادارکردن هرچه بیشتر کار از آن سود می‌جویند. حسین مقدس نیز برای موجزترکردن و گوشه‌دارکردن متن خود از این عنصر استفاده کرده است. بیشتر داستان‌ها در موقعیتی سوررئالیستی و در فضایی مشکوک اتفاق می‌افتند که تقریباً به خوبی در موقعیت خلق شده جا افتاده‌اند. مرز میان خیال و واقعیت معلوم نیست و نمی‌دانیم کدام یک تلخ‌تر است: خیال یا واقعیت؟
کتاب «روایت‌های لوچ» حال و هوایی به شدت ایرانی دارد و نویسنده، بیش از هر چیز در گیر فضا و قصه است تا شخصیت‌پردازی مرسوم در داستان. با این وجود، خوانش داستان‌ها با جذابیت همراه است و خواننده را کسل نمی‌کند. حس ازدست‌رفتگی و دلتنگی برای آنکه نیست، حس غالب موجود در کتاب است. 
خشکی، ترسناکی، تلخی، دوپهلویی، خشونت، نحسی و غم‌انگیزی چیزهایی هستند که نویسنده در بازیابی‌شان به خواننده کمک می‌کند: اینجا
سرزمین توست... 
«روایت‌های لوچ» مجموعه‌ای است متفاوت از حسین مقدس.»
ابوذر قاسمیان، از دیگر نویسندگان جوان استان فارس، اولین اثر داستانی‌اش را در سالی که گذشت منتشر کرد. «لب‌خوانی»، عنوان مجموعه داستان این نویسنده بود که نشر نگاه آن را به بازار کتاب عرضه کرد. قاسمیان که پیش از چاپ کتابش نیز به واسطه چاپ چند داستانش در مجلات ادبی و برگزیده‌شدنش در چند جشنواره داستان‌نویسی، برای مخاطبان حرفه‌ای ادبیات داستانی، چهره‌ای کم‌وبیش شناخته شده بود، شروعی امیدوارکننده داشت. لب‌خوانی هم یکی از معدود مجموعه داستان‌هایی بود که تجدید چاپ شد و این برای نویسنده‌ای در اصطلاح کتاب‌اولی، موفقیت شایان توجهی است. در نشریات و مجلات مختلفی هم درباره این کتاب مطالبی منتشر شده است که نشان‌دهنده موفقیت اثر در کسب توجه اهالی ادبیات، مخاطبان و صاحبان نظر در این حوزه است. در توصیفی مختصر و کلی درمورد این اثر، می‌توانم این‌طور بگویم که قاسمیان، داستان‌‌نویسی است که در مجموع شناخت خوبی از داستان کوتاه دارد و قواعد این قالب را رعایت می‌کند. داستان‌هایش چه از نظر ساختار و چه از نظر نثر، داستان‌های سالمی هستند. به سختی می‌توان از نظر کیفی داستان‌ها را رتبه‌بندی کرد، تقریباً همه در یک سطح هستند. 
شاید بتوان گفت داستان «نسخه‌پیچ» قدری درخشان‌تر‌ از دیگر داستان‌هاست. در داستان‌های لب‌خوانی، بیشتر با شخصیتی مستأصل در کانون داستان مواجه هستیم که متحمل فشارهای گوناگونی از ساختارهای اجتماعی مختلف است و داستان‌ها، تصویری از این استیصال و رنج و تنهایی انسان به دست می‌دهند. فضای داستان‌ها به هم نزدیک است و مخاطب با دقت در داستان‌ها، می‌تواند ارتباطاتی بین آنها تشخیص دهد. گویی این داستان‌ها در عین استقلال، قطعه‌های ریزشده یک داستان بزرگتر هستند و در این شکل ریزشده‌شان، فقط می‌توان ردی از ارتباطات ارگانیک آنها با یکدیگر را جستجو کرد. در مجموع می‌توان گفت لب‌خوانی به عنوان اثر اول نویسنده‌ای جوان، موفق بوده است و نویدبخش خواندن داستان‌هایی بهتر از قاسمیان در آینده است.
«سلفی با عکس مرده» مجموعه داستانی است از غلامحسین دهقان که نشر نیماژ آن را چاپ کرده است. داستان‌های این مجموعه داستان نیز با محوریت مرگ و مرگ‌اندیشی نوشته شده‌اند.غلامحسین دهقان در داستان‌های این مجموعه، تا حدودی نشان از یک نویسنده پخته دارد. 
هر چند در بعضی از داستان‌ها مانند داستانی که نامش بر جلد کتاب نقش بسته، این تصور را مخدوش می‌کند.با این حال، بعضی داستان‌ها چیزی اضافه با خود دارند که به آنها عمق بیشتری می‌بخشد. در مجموع، یکی از مجموعه‌های تأمل‌برانگیز سال گذشته نشر نیماژ، همین کتاب است. بخشی از نظرات مسعود هوشیار در ارتباط با این اثر:
«کتاب «عکس سلفی با مرده» ازجمله کتاب‌هایی است که بعد از خواندن آن احساس پشیمانی نکردم. «غلامحسن دهقان» مجموعه‌داستانش را در هشت بخش جداگانه نوشته است. اما هرچند این هشت‌بخش از نظر ساختار از یکدیگر جدا هستند و هرکدام داستانی مستقل را روایت می‌کنند، بن‌مایۀ (تم) همۀ آن‌ها «مرگ» است‌ و مرگ، حلقۀ اتصال و نخ نامرئی پیوند مجموعه‌داستان‌های این کتاب است. داستان‌های این مجموعه روایت انسان‌هایی است که روبروشدن با مرگ را تجربه می‌کنند. در همۀ داستان‌های این کتاب، جوهرۀ مرگ موج می‌زند و این‌همه حضور بی‌باک مرگ، بیانگر مرگ‌اندیشی راوی است. درواقع، راوی در زمان روایت این داستان‌ها در وضعیتی قرار دارد که به مرگ می‌اندیشد. برای او «حضور قاطع و بی‌تخفیف» مرگ در زندگی انسان «مسئله» است. درنتیجه، برای رهایی از آن پاسخی درخور می‌یابد. او مرگ را به ‌بازی می‌گیرد و آن‌چنان آن را وَرز می‌دهد که بتواند این پدیده را مانند موم در هر قالبی درآورد تا شاید اندکی از رنج زیستن توأمان با مرگ کاسته شود.
 به‌سخره‌گرفتن مرگ در داستان آغازین این مجموعه بسیار جالب است.
راوی برای برون‌رفت از وضعیت رنج‌آور نگرش به مرگ، پیشنهاد جدی‌نگرفتن پدیدۀ مرگ را 
به انسان می‌دهد و از او می‌خواهد مرگ را دست‌کم بگیرد و بیش از مرگ، به زندگی بیندیشد. 
ازهمین‌رو، همیشه برای نوشتن داستان لازم نیست نویسنده از موضوع تازه و نابی سخن بگوید؛ بلکه می‌توان بن‌مایه‌های تکراری را در رویکردی متفاوت عرضه کرد و خواننده را به خواندن آن برانگیخت. غلامحسین دهقان در مجموعه‌داستان عکس سلفی با مرده، چنین رویکردی دارد. همۀ داستان‌هایش دربارۀ مرگ است و هرچند این بن‌مایه تکراری است، خواننده از خواندن آن به ملال کشیده نمی‌شود و داستان‌‌ به‌ داستان تا پایان کتاب به‌پیش می‌رود و با چهره‌های مختلف مرگ بازی می‌کند.»
بهاءالدین مرشدی، از دیگر چهره‌های جوان و نسبتاً مطرح فارس در ادبیات داستان ایران است. 
«پنج داستان از کتاب معجزه» نام مجموعه داستانی از این قلم بود که در این سال منتشر شد. نشر نیماژ این کتاب را روانه بازار کرد. این کتاب را همان روزهای نخست انتشارش تهیه کردم و به اختصار نکاتی را در توصیفش می‌توانم ذکر کنم. داستان‌های تجربی و درباره این کتاب به خصوص، به یک معنا آوانگارد، مخاطبان خودشان را دارند و نمی‌توان انتظار داشت آثاری پرفروش و همه‌پسند از کار درآیند. مرشدی در این مجموعه داستان به دنبال تجربه‌کردن شکل جدیدی از داستان‌گویی است.
 او در داستان‌‌های این مجموعه سعی کرده است با به کارگیری شیوه‌های اجرای نمایش‌نامه‌های رادیویی و استفاده از مکث‌ها، تکرارها، آوانگاری کلمات و... شکل تازه‌ای از داستان خلق کند. اینکه تا چه اندازه موفق به انجام چنین کاری شده است، مسئله‌ای ثانویه است. فکر می‌کنم وجود چنین آثاری می‌تواند سبب شکل‌گیری صداهای متفاوتی در ادبیات داستانی ایران شود و این مسئله، بسیار مهم‌تر از تحمیل سلایق شخصی بر چنین آثاری است.
 اگر مخاطب داستان تجربی هستید، خواندن این مجموعه ممکن است برایتان جذاب و لذت‌بخش باشد.
لازم است باز هم تأکید کنیم که معرفی مختصر تعدادی از آثار چاپ شده نویسندگان استان فارس در سال نودوپنج، تنها با هدف ارائه تصویری کلی از ادبیات داستانی این استان صورت گرفته است و طبیعتاً نمی‌تواند آیینه تمام‌نمایی باشد از آنچه در این یک سال، در فضای ادبی یکی از 
پایتخت‌های داستان ایرانی گذشته است. آرزو داریم سال پیش‌رو نیز برای نویسندگان خوب فارس، 
سالی پربار و پر از موفقیت در عرصه داستان باشد. با سپاس فراوان از همکاری‌های مجتبی فیلی و مساعدت مسعود هوشیار و فرشته توانگر که با ارسال یادداشت‌هایشان، در تهیه این گزارش نقش بسزایی داشتند.
فهرست آثار منتشر شده نویسندگان شیراز و فارس در سال 95:
1- امین فقیری: مجموعه داستان کتاب گربه (انتشارات نوید شیراز) 
مجموعه داستان شهربازی
مجموعه داستان داستان‌هایی از ساردو در بیش از نیم قرن پیش (نشر فانوس کرمان)
2- محمد کشاورز:مجموعه داستان روباه شنی (نشر چشمه)
3- مهدی جعفری: رمان پیاده‌روی در ته دنیا (نشر نیماژ)
4- غلامحسین دهقان: مجموعه داستان عکس سلفی با مرده (نشر نیماژ)
5- فرهاد رفیعی: مجموعه داستان شب مارهای آبی (ثالث)
6- نوید حمزوی: مجموعه داستان لندن، شهر چیزهای قرمز (نشرنیماژ)
7- حسین مقدس:مجموعه داستان روایت‌های لوچ (نشر بامداد نو)
8- ابوذر قاسمیان: مجموعه داستان لب‌خوانی (نشرنگاه)
9- بهاءالدین مرشدی: مجموعه داستان پنج داستان از کتاب معجزه (نشر نیماژ)
10- مرضیه جوکار:اگر مترسک نبودم (رمان نوجوان، ناشر نامعلوم) 
11- بیژن کیا: وینسس و گرگ خندان (نشر سوره مهر، رمان کودک)
12- زلیخا بنی‌ایمان:مجموعه داستان برای آنکه نماند (نشر رخشید)
13- الهام مزارعی:دم گربه به چه درد می‌خوره؟ (نشرهوپا، رمان کودک)
جیمبل جامبو و جادوی بدون دود (انتشارات سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، داستان تصویری کودک)
دخترکوچولو فرمانده سبیلو (نشر افق، رمان کودک، چاپ دوم)
14- فاطمه فروتن اصفهانی: پسر امپراطور یونجه‌برها (نشرهوپا، رمان نوجوان)
15- زهرا فردشاد: ایلا نگهبان باغ‌وحش (نشر هوپا، رمان نوجوان)
کوچه قهر و آشتی (ناشر نامعلوم، رمان نوجوان)
16- مرتضی مهرآیین:مجموعه داستان وای درنگ خدایان (نشر نادریان)
17- میثم محمدی:اورژانس آبرسان (نشر بوی باران،‌ داستان کودک)

تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی